برگردان به زبان ساده
این جهان همچو لیل و آن چو نهار
این بوَد چون دی آن بوَد چو بهار
هوش مصنوعی: این دنیا شبیه به شب است و آن دنیا مانند روز. این حالت شبیه به روزها و شبهای ن گذشته است و آن حالت، شبیه به بهار است.
خواب غفلت از آن شده است گران
که میِ لیل بی حد است و کران
هوش مصنوعی: خواب غفلت به شدت سنگین شده است زیرا شراب شب به اندازهای زیاد و بیحد و مرز است.
ساقیِ لیل خلق را ز شراب
آن چنان کرده است مست و خراب
هوش مصنوعی: ساقی شب، مردم را با شراب چنان مست و خراب کرده است که هیچ راهی برای کنترل خود ندارند.
که به صد بانگ بر نمیخیزند
و ز شقا خون خود همیریزند
هوش مصنوعی: برخی افراد با وجود صدای بلند و فراخوانی که به گوش میرسد، به هیچوجه برنمیخیزند و حتی از روی سختی و رنجی که میکشند، دست کم از خون دل خود مایه میگذارند.
حالت مرگشان کند بیدار
از چنین بیهشی بد هشیار
هوش مصنوعی: مرگشان آنچنان حالتی دارد که میتواند آنها را از این غفلت و بیخبری بیدار کند و به هوش بیاورد.
لیل خواب آورد یقین همه را
در خور آرد گیاهها رمه را
هوش مصنوعی: شب خواب را به همه هدیه میدهد و گیاهها به گوسفندها غذا میدهند.
آنکه در لیل باشد او بیدار
نفس او را ز خفتگان مشمار
هوش مصنوعی: کسی که در شب بیدار است، باید به حال او توجه کرد و او را از خوابرفتگان ندانست.
مرگ را دیده است او پیشین
زندگی بایدت به وی بنشین
هوش مصنوعی: او مرگ را دیده و میگوید که باید از زندگی پیشینات بنشینی و در برابر آن بایستی.
مرد عاشق اگرچه مخلوق است
جان او نور و سر فاروق است
هوش مصنوعی: مرد عاشق هر چند که موجودی است در این دنیا، اما روح او مانند نوری درخشان و هوشیار است.
صورت او قیامت کبری است
وان قیامت که آید آن صغری است
هوش مصنوعی: چهره او همچون روز قیامت بزرگ و عظیم است، در حالی که قیامت کوچکتر از آن، زمانی است که در زندگیام با او روبرو میشوم.
زین قیامت عطا و بخششهاست
وان قیامت برای زجر و جزاست
هوش مصنوعی: این دنیای ما پر از نعمتها و بخششهاست، اما در جهان دیگر ممکن است عذاب و کیفر وجود داشته باشد.
این و آن یک بوَد چو نور خداست
این قیامت بدان کزان نه جداست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که همه چیز در حقیقت یکسان است و مانند نور خداوندی است که همهجا را فراگرفته و وجود فردی یا جداگانهای ندارد. قیامت یا روز حساب، نتیجهای است که از این حقیقت نشأت میگیرد و در جایی جدا از آن نمیتوان یافت.
هر دو را خاصیت بود یکسان
هر دو اسرار را کنند عیان
هوش مصنوعی: هر دو دارای ویژگیهای مشابهای هستند و میتوانند رازها را آشکار کنند.
هر دو هستند آفتاب منیر
نیک و بد را نموده بی تغییر
هوش مصنوعی: هر دو خوبی و بدی مانند دو خورشید در زندگی من هستند و بدون هیچ تغییری، هر دو را به خوبی روشن میکنند.
نقد با قلب پیش این خلقان
در شب تار میرود یکسان
هوش مصنوعی: نقد از دل با این مردم در شب تار به یک شکل حرکت میکند.
چونکه شب رفت روز شد پیدا
قلب بیشک یقین شود رسوا
هوش مصنوعی: وقتی شب تمام میشود و روز روشن میشود، قلب انسان بیشک در معرض حقیقت و واقعیت قرار میگیرد و آشکار میشود.
مصطفی روز بود چونکه عیان
گشت شد آشکار هر پنهان
هوش مصنوعی: زمانی که مصطفی (پیامبر اسلام) به دنیا آمد، نور وجود او همچون روز روشن شد و هر چیزی که پنهان بود، به وضوح آشکار شد.
نه که بوبکر شد عزیز و گزین ؟
نی ابوجهل گشت خوار و لعین ؟
هوش مصنوعی: آیا واقعاً ابوبکر به مقام عزیز و محبوب رسید؟ آیا ابوجهل واقعاً ذلیل و خوار شد؟
همگان را چو روز شد معلوم
کاصل هستی بد او و این معدوم
هوش مصنوعی: وقتی روز روشن میشود، همه متوجه میشوند که وجود واقعی متعلق به اوست و این جهان مادی تنها چیزی زودگذر و بیارزش است.
این مسی بود و او سراسر زر
شبه بود این و او یگانه گهر
هوش مصنوعی: این مس، در مقابل او که تماماً از طلاست، قرار دارد و او تنها گوهری بینظیر است.
غیر بوجهل صد هزار دگر
همه چون او شدند اهل سقر
هوش مصنوعی: جز این نادان، صد هزار نفر دیگر هم مثل او به دوزخ خواهند رفت.
مؤمنان نیز صد هزار هزار
اهل جنت شدند ازان مختار
هوش مصنوعی: مؤمنان به تعداد فراوانی به بهشت رفتند به خاطر آن مختار.
نیست این را نهایت و مبدا
سرّ این بشنوی ز من فردا
هوش مصنوعی: این موضوع نه آغاز دارد و نه پایان. راز آن را فردا از من خواهی شنید.
سرّ این آن بود که دانی تو
نیستی جسم جمله جانی تو
هوش مصنوعی: راز این ماجرا این است که تو نمیدانی که جسم تو تنها قالبی است و حقیقت تو، جان توست که در آن وجود دارد.
خُرد همچو قراضه ز آنی تو
که ندانستهای که کانی تو
هوش مصنوعی: تو مانند تکهای ریز و بیارزش هستی از آنچه که نمیدانی، که واقعاً چه ارزش و حقیقتی در وجود تو نهفته است.
مغز نغزی! گذر ز نقش و ز پوست
تا ببینی که نیست غیر تو دوست
هوش مصنوعی: ای انسان باهوش! از ظاهر و شکل بیرونی بگذر تا ببینی که جز خودت هیچ دوستی وجود ندارد.
چشم بگشا و در نگر خود را
نیک را گیر و ترک کن بد را
هوش مصنوعی: با چشمانت باز ببین و خودت را درست بشناس و چیزهای بد را کنار بگذار.
زانکه نیک و بد است در تو روان
فرق کن هر دو را و نیک بدان
هوش مصنوعی: از آنجا که خوبی و بدی در وجود تو در حال جریان است، باید هر یک را از دیگری تشخیص بدهی و نیک را بشناسی.
اصل این هر دو از کجاست ببین
هر یکی را ز اصل خود بگزین
هوش مصنوعی: به سرچشمه و منبع هر یک از این دو نگاه کن و از ریشه و اصل خود، یکی را انتخاب کن.
تا یقینم شود که دیدهوری
از بد و نیک جمله باخبری
هوش مصنوعی: تا زمانی که مطمئن شوم که تو از همه خوبیها و بدیها آگاه هستی.
تو نئی از کنون بُدی ز قدیم
با خدا دائماً جلیس و ندیم
هوش مصنوعی: تو از حالا نیستی، بلکه همیشه با خدا بودی و در کنار او قرار داشتی.
هم سوی حق نگر به خود منگر
هیچ مگسل از آن جنابْ نظر
هوش مصنوعی: به حق بنگر و به خودت ننگر، هیچ چیزی از آن موجود والا را از دست نده.
تا بدانم که روی خود دیدی
زان صفاتت که بُد نگردیدی
هوش مصنوعی: تا بفهمم که آیا زیباییها و ویژگیهای تو باعث شدهاند که تغییر کنی و از حالت طبیعی خود خارج نشوی.