برگردان به زبان ساده
گرچه الاست منزل ره دان
راه دیگر در اوست بیپایان
هوش مصنوعی: با اینکه انسان در زندگی خود به دنبال منزلگاه و مقصدی مشخص است، اما راههای دیگری نیز وجود دارد که بینهایت و بدون پایان هستند.
ره دو نوع است یک گذر ز خود است
این چنین راه را کران و حد است
هوش مصنوعی: راهی که در زندگی پیش رو داریم، به دو شکل تقسیم میشود. یکی این است که از خود عبور کنیم و به عمق وجودمان برسیم. این مسیر دارای جهت و محدودیتهایی است.
زانکه هستی تن بود محدود
آخری دارد این جهانِ وجود
هوش مصنوعی: زیرا وجود جسمانی محدودیت دارد و این جهان نیز سرانجامی خواهد داشت.
آخری نیست راه منزل را
بینهایت بدان ره دل را
هوش مصنوعی: به پایان رسیدن مسیر زندگی به معنای پایان دادن به آن نیست؛ بلکه این سفر بیپایان است و باید با دل و احساس خود به پیش برویم.
میتوان از خودی گذر کردن
زین جهان فنا سفر کردن
هوش مصنوعی: انسان میتواند از دنیای مادی و فانی خود فراتر رفته و به دنیایی دیگر سفر کند.
لیک از آن منزلی که دار بقاست
نیست امکان گذر چو وصل خداست
هوش مصنوعی: اما از آن مقصدی که جاودانگی در آن است، عبور ممکن نیست، زیرا ارتباط با خداوند است.
راه خشگی و منزلش پیداست
بینشان است ره که در دریاست
هوش مصنوعی: راه خشکی و مقصدش مشخص است، اما راهی که در دریا قرار دارد، نشانی ندارد.
بعد وصلت سفر دگرگون است
سیر واصل نهان و بیچون است
هوش مصنوعی: بعد از پیوند و اتحاد، سفر و مسیر تغییر شکل میگیرد و حالتی پنهان و بدون دلیل به خود میگیرد.
سیر الی اللّه داشت اوّل او
سیر فی اللّه شد کنونش خو
هوش مصنوعی: او در آغاز به سوی خداوند حرکت میکرد، حالا در میان خود او غرق شده است و به آنچه جستجو میکرد، رسیده است.
سفر واصلان چنین میدان
نشنیدی که کل یوم شان
هوش مصنوعی: سفر روحانیان به گونهای است که هر روز این حال و وضعیت برایشان تکرار میشود.
سایۀ حق چو گشت ظاهرشان
سر عرش است جان طاهرشان
هوش مصنوعی: زمانی که سایهٔ حق نمایان شد، سرِ عرش در دستان آنهاست و جانهای پاک و طاهرشان در اوج است.
سایه جنبد ز شخص نی از خود
چه خبر سایه را ز نیک و ز بد
هوش مصنوعی: وقتی سایهای حرکت میکند، نشاندهندهی حرکت شخص است و نمیتواند خبر از خود خودش بدهد. سایه نه از خوبی و بدی چیزی میداند.
سیر ایشان چو سر حق باشد
دمبهدمشان ز حق سبق باشد
هوش مصنوعی: در حرکت و رفتار آنها، اگر پیرو حق باشند، هر لحظه از آن حق پیشی میگیرند.
بد و نیک ولی است از یزدان
هرچه سایه کند ز شخص بدان
هوش مصنوعی: هر چه از یزدان، نیک و بد به ما میرسد، همه از خود اوست. هر چیزی که بر کسی سایه میافکند، به شخصیت او وابسته است.
مارمیت اذ رمیت در قرآن
زین سبب گفت خالق دو جهان
هوش مصنوعی: در این بیت به موضوعی اشاره شده که نتیجهٔ عمل در یک نبرد یا رقابت به دست ما نیست و فقط خداوند است که بر سرنوشت ما نظارت دارد. اگر چه ما تلاش میکنیم و اقداماتی انجام میدهیم، در نهایت ارادهٔ خداوند است که مسیر کار را مشخص میکند.
مرد خودبین ازین سخن دور است
نفس تاریک ضد این نور است
هوش مصنوعی: مردی که به خود اهمیت زیادی میدهد، از این حقیقت بیخبر است که نفس او که تاریک و منفی است، مخالف این روشنایی و آگاهی است.
پیش خلق این سخن محال بود
پیش عشاق وصف حال بود
هوش مصنوعی: در نگاه عموم، این حرف غیرممکن به نظر میرسد، اما برای عاشقان، توصیف وضعیت و احساساتشان است.
مرد عاشق از این شود آگه
مرد عاقل در این بود ابله
هوش مصنوعی: مرد عاشق از عشق خود آگاه میشود، اما مرد عاقل در این عشق بیخبر و نادان است.
عقل معمار این جهان آمد
عشق ویرانی دکان آمد
هوش مصنوعی: عقل به عنوان سازنده و معمار این جهان عمل میکند، اما عشق باعث میشود که این سازهها و ساختارها به ویرانی کشیده شوند.
میکند عقل پرده را افزون
عشق از پرده میبرد بیرون
هوش مصنوعی: عقل باعث میشود که عشق به جلو بیفتد و از محدودیتها عبور کند.
عقل دربند نام و ناموس است
عشق با ننگ و عار مأنوس است
هوش مصنوعی: عقل تحت تأثیر مسائل اجتماعی و خانوادگی قرار دارد، اما عشق در کنار عیوب و ننگها احساس راحتی میکند.
عقل خواهد که تا شود سروَر
لیک عشق است خاک هر چاکر
هوش مصنوعی: عقل میخواهد که همه چیز تحت کنترل باشد و برتر از دیگران گردد، اما عشق در عوض، به همه چیز ارزش میدهد و دل را به خضوع و خدمت میسازد.
خاک پاشی است عاشقان را دین
فارغاند از لباس و از تزیین
هوش مصنوعی: عاشقان در عشق خود فقط به عمق احساس و صداقت اهمیت میدهند و به ظواهر و زینتها اهمیت نمیدهند.
همه از خواجگی گریزانند
همه اعدای مال و دکانند
هوش مصنوعی: همه از زندگی در بندگی و وابستگی فراری هستند و تمام دشمنان، به دنبال ثروت و کسب و کارند.
گاه مستی کنند و گه پستی
ننگ دارند دایم از هستی
هوش مصنوعی: گاهی انسانها دچار حالت شادی یا مستی میشوند و در مواقعی نیز به خاطر ننگ و عیبهایی که دارند، از وجود خود شرمندهاند.
نیستی را طلب کنند به جان
سوی جانان روند جلوهکنان
هوش مصنوعی: افراد به دنبال عدم وجود خویش هستند و با عشق و شور به سوی محبوب خود میروند و در این مسیر زیباییها را به نمایش میگذارند.
همچو جان از نظر نهان گردند
با ملائک در آسمان گردند
هوش مصنوعی: مانند جان که از دید پنهان میشود، با فرشتگان در آسمانها حضور پیدا میکنند.
تنشان گرچه در نظر باشد
جانشان برتر از قمر باشد
هوش مصنوعی: بدن آنها شاید در نظر جلوه کند، اما روح و جانشان از آن هم فراتر و با ارزشتر است.
همدگر را همه همیدانند
گر هزاران تنند یک جانند
هوش مصنوعی: همه با یکدیگر را میشناسند و حتی اگر هزاران نفر هم باشند، مانند یک جان واحد هستند.
گرچه از چشم خلق محجوبند
پیش خالق عظیم محبوبند
هوش مصنوعی: هرچند که این افراد در نظر مردم پنهان و ناشناختهاند، اما در برابر خداوند بزرگ مورد محبت و عزیزند.
خلق اگر لمعهای بدیدندی
عشقشان را به جان خریدندی
هوش مصنوعی: اگر مردم نشانه یا درخششی از عشق را ببینند، جان و دلشان را فدای آن عشق خواهند کرد.
خاکدان را از آن همیجویند
که روان سوی یم نه چون جویند
هوش مصنوعی: خاک را دنبال میکنند چون آب به سوی دریا میرود، نه به خاطر دیگر چیزها.
سغبۀ این جهان از آن گشتند
کاولیای خدا نهان گشتند
هوش مصنوعی: تکانههای این دنیا از آن رو تغییر کردند که عارفان و برجستگان الهی به طور پنهان از دیدها ناپدید شدند.