برگردان به زبان ساده
لیک این هم بدان و فهمی کن
کاین کسی را بود که او ز سخن
هوش مصنوعی: اما این را هم بدان و درک کن که کسی وجود دارد که از کلامش میتوان فهمید.
جاهلان را کند به حق دانا
عالمان را برد بر اوج سما
هوش مصنوعی: نادانان را به علم و حکمت، مایه دانایی میبخشد و دانایان را به درجات بالای معرفت و ظرفیت روحی میرساند.
ابر جودش دهد به بَر بُرها
چونکه در بحر شد شود دُرها
هوش مصنوعی: ابر رحمتش، به زمین عطاء میکند و وقتی دریا پر شود، مرواریدها هم به وجود میآیند.
سخنش مرده را کند زنده
چند روزه نه بلکه پاینده
هوش مصنوعی: سخن او میتواند حتی فردی را که از دنیا رفته زنده کند، نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه.
عقلها، مایه برده از سخنش
روح تازه ز علم من لدنش
هوش مصنوعی: انسانها از کلام او بهرهمند میشوند و از علم و دانایی او تازگی و انرژی میگیرند.
خمشی چنین کس است عظیم
کاو بود در جهان مثال کلیم
هوش مصنوعی: این جمله به شخصیتی اشاره دارد که سکوت و آرامشش در جهان، نمونهای قابل توجه و بیهمتا است. این فرد به نوعی شبیه به حضرت کلیم (موسى) است که در زمان خود، ویژگیهای خاصی داشته و برتر از دیگران به شمار میرفته است.
نی کسی کاو بود ز نادانی
خمش از غایت گرانجانی
هوش مصنوعی: هیچ کس که از شدت نادانی، فرسوده و خاموش شده باشد، نمیتواند از بار سنگین زندگی رهایی یابد.
مایهی علم نی درون دلش
بیعنایت بمانده آب و گلش
هوش مصنوعی: علم و دانش در دل او وجود ندارد و فقط در جسمش، که از خاک و آب ساخته شده، باقی مانده است.
آدم است آنکه در تن چو گلش
تابد انوار حق ز جان و دلش
هوش مصنوعی: انسان واقعی کسی است که نور خداوند از درون و جانش در وجودش میتابد و همچون گل ابراز زیبایی و لطافت میکند.
گر بِلیسَش ز نقص بیند گِل
زان بود کاو ز حق ندارد دِل
هوش مصنوعی: اگر کسی نقص و عیبهایی را در خود ببیند، آن به این دلیل است که او از حقیقت دور است و دلش به خداوند متوجه نیست.
لیک گر این خرانِ بیمقدار
که ز نادانیاند ناقص و خوار
هوش مصنوعی: اما اگر این افرادی که هیچ ارزشی ندارند و به سبب نادانیشان ناچیز و حقیر به نظر میرسند، در نظر گرفته شوند، واقعیت چیز دیگری است.
عقلشان بود از ازل ناقص
لاجرم هستشان عمل ناقص
هوش مصنوعی: از ابتدا عقل آنها ناقص بود، بنابراین اعمالشان نیز ناقص است.
گفتشان ناقص و کژ و مردود
شد بر ایشان ره خدا مسدود
هوش مصنوعی: به آنها گفتند که سخنانشان نادرست و نامناسب است و به همین خاطر، راه رسیدن به خدا برایشان بسته شد.
اینچنین کس اگر بود خامش
چون جماد است از او مجوی تو هُش
هوش مصنوعی: اگر کسی چنین باشد، باید مانند یک ماده بیجان ساکت باشد، از او هیچ انتظاری نداشته باش.
گفت و خاموشیش همه ابتر
حرکاتش ز همدگر بدتر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبت کردن و سکوت او نتیجهای بیفایده دارد و رفتارهایش به گونهای است که بدتر از همدیگر به نظر میرسند. در واقع، نه گفتنش و نه اعمالش تأثیر مثبتی ندارند و ممکن است به مشکلات بیشتری دامن بزنند.
چون حدث هر طرف که او گردد
دمبهدم زشت و نحستر گردد
هوش مصنوعی: هر جا که او برود، هر لحظه اوضاع بدتر و ناپسندتر میشود.
همچو عثمان نما خموش کجاست ؟
که برش گفتگوی بانگ صداست
هوش مصنوعی: مثل عثمان، ساکت و خاموش باش، کجا که تنها صدا و گفتگو وجود دارد؟
تا دهد خلق را وی از خمشی
حکمت و علم و ذوق و هوش و خوشی
هوش مصنوعی: برای اینکه مردم را از طریق حرکتی نرم و لطیف به درک حکمت، دانش، ذوق، هوش و شادمانی برساند.
این مثل گفتهاند قوم قدیم
مرد کاو هست در زمانه عظیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مردم قدیم به کسی اشاره کردهاند که در زمانهای بزرگ و مهم زندگی میکند. این شخص، به عنوان معیاری از شجاعت یا تواناییهای انسانی در نظر گرفته شده است.
گفتِ او سیم دان خموشی زر
چون خموشی و گفتِ پیغمبر
هوش مصنوعی: او گفت که در سکوت مانند نقره است و این سکوت مانند سخنان پیامبر است.
حالت وحی او خموش بدی
چون گذشتی از آن به گفت شدی
هوش مصنوعی: وقتی به حالت وحی او گوش فرادی و سکوت کردی، پس از عبور از آن حالت، به گفتوگو درمیآیی.
سر زدی وحیاش از لباس حروف
آب بحرش درآمدی به ظروف
هوش مصنوعی: پیام الهی به گونهای از قالب کلمات خارج شد و مانند آبی زلال به ظرفهایی سرایت کرد.
پس ز قرآن سقای خلق شدی
وان حدیثش شفای خلق بدی
هوش مصنوعی: پس از قرآن، تو سرچشمه نوشیدن جانها شدی و آن آموزهات، درمانی برای انسانها گردید.