برگردان به زبان ساده
فریاد ز حسنِ شوخ بقال
وان خط ّ سیاه و چهره ی آل
هوش مصنوعی: فریاد از زیبایی دلربای فروشنده و آن خط سیاه روی صورتش.
دل ز آتش آن جمال پر نور
پر آبله شد چو تفت انگور
هوش مصنوعی: دل به خاطر زیبایی پرنور و باطل آن چهره، مانند انگور که در آفتاب تفت میخورد، به شدت گداخته و محصور شده است.
از داغ نو و کهن دل ریش
پُر گشت چو دخل آن جفا کیش
هوش مصنوعی: دل من از غم جوانی و پیری پر شده است، زیرا مانند درآمدی که به آن ظلم و بیرحمی رسیده باشد، پر از درد و رنج شده است.
سنگ من و او چو اهل فرهنگ
شد حلقه به گوش آن دل سنگ
هوش مصنوعی: وقتی که من و او به درک و فرهنگ رسیدیم، دل سنگی او به نرمشی تبدیل شد و به نوعی در برابر عشق و ارتباط عاطفی تسلیم شد.
خون جگرم به این فسانه
خورد آن خط سبز هِندُوانه
هوش مصنوعی: دلشوره و غم شدید من به خاطر این داستان، به خاطر آن خط سبز رنگ هندوانه است.
ارزان باشد به نقد صد جان
بوییدن سیب آن زنخدان
هوش مصنوعی: بوییدن سیب آن زنخدان به قدری دلنواز و enchanting است که ارزش صد جان را دارد، و این احساس به راحتی قابل خریداری است.
خط سبزش ز نُور سُوره است
در دیده چو توتیای غوره است
هوش مصنوعی: رنگ سبز او از نور قرآن است و در چشم مثل دانههای غوره میماند.