برگردان به زبان ساده
صحاف که دل ز جورش آبست
گویای خموش چون کتابست
هوش مصنوعی: کتابی که از دلتنگی و ناراحتی درون تو سرشار است، مثل صحافی است که در سکوت حرفهایی برای گفتن دارد.
سر بر خط حکم او نهادم
روزی که به قیدِ او فتادم
هوش مصنوعی: روزهایی که در دام محبت و فرمان او افتادم، سرم را بر روی خط فرمان او گذاشتم.
چون سطر کتاب از پی کام
گردید رگم زبان در اندام
هوش مصنوعی: وقتی که خط نوشتهها تمام میشود، درونم پر از احساس و کلام میشود.
هر پیوندی برای من بند
شد تا چو قلمم به دامم افکند
هوش مصنوعی: هر ارتباطی که برقراری کردم، به نوعی برایم محدودیت و اسارت به همراه داشت، مثل اینکه قلمم مرا در دام خودش گرفتار کرده است.
بر وی دل پاره پاره شد جمع
پروانه مثال بر سر شمع
هوش مصنوعی: دل من همچون پروانهها که به دور شمع میچرخند، به خاطر او پاره پاره شده است.
شد جمع دل خراب مضطر
شیرازه شد این کتاب ابتر
هوش مصنوعی: دلهای آشفته و بیپناه جمع شدهاند و این کتاب ناقص و ناتمام شده است.