برگردان به زبان ساده
دایم ز نظاره ی کبابی
دارد دل زارم این خرابی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تماشای کباب همیشه در اندوه و نابودی است.
یار از دل زار پر حسابست
اوراق کباب ازین کتابست
هوش مصنوعی: دوست من از دل پر درد و غم حرف میزند و این حال و روز من فقط یک داستان تلخ و ناشی از فشارهای زندگی است.
اشکم به شب سیاه هجران
چون اشک کباب دارد افغان
هوش مصنوعی: اشکهای من در شب تاریک دوری، مانند اشکهای داغی است که از کباب سرازیر میشود و از درد فریاد میزند.
تا کی گردد دل ستم کش
از غم چو کباب تر در آتش
هوش مصنوعی: تا کی دل که از ظلم و غم رنج میبرد، مانند کبابی که در آتش است، بسوزد و عذاب بکشد؟
دارد خَلِش از جدایی او
چون سیخ کباب بر تنم مو
هوش مصنوعی: من به شدت از جدایی او رنج میبرم؛ احساس میکنم که درد و ناراحتیام مانند سیخی داغ بر تنم است.
هر لاله که در بساط راغست
از رشک شدن سنگ داغست
هوش مصنوعی: هر لالهای که در باغ وجود دارد، از حسادت به سنگ داغی است که آن را تحت تأثیر قرار میدهد.