برگردان به زبان ساده
گوهر دارد چو دیده دُر بار
با جوهریان بُوَد مرا کار
هوش مصنوعی: چشم مانند گوهری ارزشمند دارد و من باید با جواهرفروشان کار کنم.
گردید ز شرم لعل ایشان
یاقوت هزار رنگ در کان
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیا لبهای آنها، یاقوتی به هزار رنگ در دل طبیعت به وجود آمد.
مرجان بر آن لبان پر شور
باشد چو چراغ روز بی نور
هوش مصنوعی: مرجان بر لبهای پرشور، مانند چراغی است که در روز بدون نور میدرخشد. این یعنی زیبایی و جذابیت خاصی دارد که در هر شرایطی به چشم میآید.
ازخجلت آن دهان و دندان
شد درّ و صدف چو لعل و مرجان
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیایی که دارد، آن دهان و دندان مثل گوهر و صدف، شبیه به لعل و مرجان زیبایی پیدا کردهاند.
از دیدنشان چو اهل وسواس
شد سخت قمار، باخت الماس
هوش مصنوعی: وقتی که آنها را دید، مانند آدم وسواسی بر روی یک قمار بزرگ قرار گرفت و در این بازی، الماس را باخت.
از بس که فروغ شان زیاد است
پیوسته متاع شان کساد است
هوش مصنوعی: به خاطر آن که آنها بسیار درخشان و با اعتبار هستند، همیشه کالا و ارزش آنها کم رونق است.
خورشید نگشته مشتری یاب
در حالت بیع کرم شب تاب
هوش مصنوعی: خورشید، مشتریی را با حالتی شبیه به کرم شبتاب پیدا نکرده است.
حیرت زده راست اشک خون بار
چون عین الهّر به دین زنّار
هوش مصنوعی: با حیرت و شگفتی، اشکهایی مانند خون از چشمانم میریزد، همچون گربهای که در تنگنای خود به دین و آئینی خاص چسبیده است.