برگردان به زبان ساده
ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو
هوش مصنوعی: از خود عبور کردم و همه وجودم را فدای او کردم تا اینکه او از درون من پدیدار شد و تجلی کرد.
من از میان چو شدم دوست در میان آمد
مه آشکار شود ابر چون شود یک سو
هوش مصنوعی: وقتی که من دوست شدم، در دل خودم روشنی عشق را حس کردم. در آن حال، ابرها کنار رفتند و حقیقت خود را نشان دادند.
ز یمن عشق شبم را نمود چون شب عید
هلالوار چو بنمود گوشه ابرو
هوش مصنوعی: از لطف عشق، شب من را مانند شب عید با نور هلال ماه روشن کرد، مانند زمانی که گوشه ابرو نمایان میشود.
بیا بیا که ز یاد تو آنچنان مستم
که مست میشود از من شراب و جام و سبو
هوش مصنوعی: بیا پیش من که به یاد تو چنان سرمست و شاداب هستم که حتی شراب و جام و سبو نیز از من سرمستی میگیرند.
به خویش هرچه نظر میکنم تو میبینم
که خالی از تو نبینم به خویش یکسر مو
هوش مصنوعی: هر بار که به خودم نگاه میکنم، میبینم که در وجودم جای خالی برای تو نیست و تمام وجودم پر از تو است.
فضای سینه شد از سر غیب مالامال
ولی به کس نتوان گفت رازهای مگو
هوش مصنوعی: فکر و احساس درونم به شدت پر شده از اسرار و مطالبی که به هیچکس نمیتوانم بگویم.
به حسن خلق بیارای خود که ره ندهند
به کوی دوست کسی را که نیست خلق نکو
هوش مصنوعی: خود را با اخلاق نیک زینت بده، زیرا کسی را که اخلاق خوبی ندارد، به محله دوست راه نمیدهند.
به نیش هجر گرت سینه چاک گشته منال
که عاقبت شود از رشته وصال رفو
هوش مصنوعی: اگر به خاطر جدایی و دوری، دلتنگ و آزردهای، ناراحت نباش چون در نهایت، درد و رنجت به وصل و کنار هم بودن منتهی خواهد شد.
بیان عشق ز یک نکته بیشتر نبود
رضای دوست چو خواهی مراد خویش مجو
هوش مصنوعی: عشق را نمیتوان با کلمات پیچیده بیان کرد. اگر میخواهی به خواستههایت برسی، تنها رضایت محبوب را مد نظر داشته باش.
حقیقت ار طلبی خواجه در طریقت کوش
ولی خلاف شریعت مپوی یکسر مو
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت هستی، ای بزرگوار، در مسیر راستین تلاش کن، اما هرگز از قوانین شریعت خارج نشو.
قدم ز وادی کثرت کسی نهد بیرون
که سوی کعبه وحدت چو وحدت آرد رو
هوش مصنوعی: تنها کسی میتواند از دنیای تنوع و کثرت خارج شود که با نیت خالص و وحدت به سمت کعبه وحدت حرکت کند.