برگردان به زبان ساده
آتش عشقم بسوخت خرقه طامات را
سیل جنون در ربود رخت عبادات را
هوش مصنوعی: عشق من آنچنان سوزانده که لباس تزویر و خودنمایی را نابود کرده و سیلاب جنون، پوشش عباداتم را نیز برده است.
مسئله عشق نیست درخور شرح و بیان
بِه که به یکسو نهیم لفظ و عبارات را
هوش مصنوعی: مفهوم عشق قابل توضیح و بیان نیست، بهتر است که فقط کلمات و عبارات را کنار بگذاریم.
دامن خلوت ز دست کی دهد آن کو که یافت
در دل شبهای تار ذوق مناجات را
هوش مصنوعی: کسی که در دل شبهای تار، لذت مناجات و راز و نیاز را یافته، چگونه میتواند دامن خلوت خود را به کسی بسپارد؟
هر نفسم چنگ و نی از تو پیامی دهد
پی نبرد هر کسی رمز اشارات را
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشم، چنگ و نی به من پیامی از تو میدهد، اما هر کسی نمیتواند معنای این اشارات را درک کند.
راه دهید امشبم مسجدیان تا سحر
مستم و گم کردهام راه خرابات را
هوش مصنوعی: من امشب را در کنار مسجد نشینان بگذرانم، تا صبح در مستی به سر برم و راه خراباتیها را فراموش کردهام.
دوش تفرجکنان خوش ز حرم تا به دیر
رفتم و کردم تمام سیر مقامات را
هوش مصنوعی: دیشب در حال گردش از حرم تا دیر رفتم و تمام مراحل و مقامات را طی کردم.
غیر خیالات نیست عالم و ما کردهایم
از دم پیر مغان رفع خیالات را
هوش مصنوعی: جهان غیر از خیالها چیزی نیست و ما از طریق نصیحتهای عالمانه و شریعتی که از پیر مغان گرفتهایم، این خیالات را کنار گذاشتهایم.
خاکنشینانِ عشق بی مدد جبرئیل
هر نفسی میکنند سیر سماوات را
هوش مصنوعی: عاشقان که در دنیا زندگی میکنند، بدون کمک فرشتهای مثل جبرئیل، هر لحظه در حال سفر به آسمانها و دنیای عشق هستند.
بر سر بازار عشق کس نخرد ای عزیز
از تو به یک جو هزار کشف و کرامات را
هوش مصنوعی: هیچکس در بازار عشق، ارزش تو را نمیداند، ای عزیز! حتی یک جو هم نمیارزد، در حالی که تو هزاران کشف و معجزه داری.
وحدت از این پس مده دامن رندان ز دست
صرف خرابات کن جمله اوقات را
هوش مصنوعی: از این به بعد، از آدمهای خوشگذران فاصله بگیر و تمام وقتت را صرف خوشگذرانی در میخانه کن.