برگردان به زبان ساده
ز حکم خسروی کز عدل و احسان
ندیده چشم گیتی همچو او شاه
هوش مصنوعی: از فرمانروایی که از عدالت و نیکی بهرهمند است، چشم جهان مانند او پادشاهی ندیده است.
شهنشاهی که در عهدش عجب نیست
نگیرد گر غبار آیینه از آه
هوش مصنوعی: پادشاهی که در زمان او شگفتیای وجود ندارد، نگران نخواهد بود که گرد و غبار آینه از نقش و تصویر او برطرف شود.
ز بس راه ستم بسته است عدلش
زدن از کس نمی آید جز از راه
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه راههای ظلم و ستم بسیار زیاد شده، برقراری عدالت از هیچکس نمیتواند برآید، جز از طریق راههایی که خود ظلم را کنار بزند.
عجب نبود شود گر کهربا را
ز جیب کاه، دست زور کوتاه
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر که ابرهای تیره و سنگین به جایی برسند که در آسمان تنها کمی کاه باشد و نتوانند به آنجا دست پیدا کنند.
ز رویش، کور بادا چشم بدبین
ز ملکش، دور بادا پای بدخواه
هوش مصنوعی: چهرهاش موجب نابینایی حسودان باشد و از سرزمینش، قدمهای بدخواهان دور باد.
به دیوانداری خلق جهان شد
معین، خان عالیشان ذیجاه
هوش مصنوعی: در مقام دیوانسالاری، او به دقت به مردم و نظم جهانی کمک کرد و در عین حال منزلتی والا و برجسته دارد.
سراپا جوهری کز گوهر پاک
شده آیینه سان شه را نظرگاه
هوش مصنوعی: تمام وجودش مثل یک جواهر است که از خلوص و پاکی به وجود آمده و مانند آیینه، نگاهش به شاه دارد.
چرا نبود سراپا چشم بینش؟
نظرها یافت از لطف شهنشاه!
هوش مصنوعی: چرا کسی که تمام وجودش را به درک و بینش اختصاص دهد، وجود ندارد؟ چرا که نگاهها بر اثر مهربانی شاه، به درک و فهم میرسند!
شود از تندباد حکم عدلش
حق از باطل جدا، چون دانه از کاه
هوش مصنوعی: به وسیله تندباد، قضاوت عادلانه اش حق را از باطل تفکیک میکند، همانطور که دانه را از کاه جدا میسازد.
ز دیوانداری او گشت مظلوم
دگر مستغنی از آه سحرگاه
هوش مصنوعی: به خاطر شگفتی و خودشیفتگی او، کسی که در ابتدا مجبور به ناله و زاری در صبحگاه بود، حالا دیگر نیازی به آن ندارد.
سخایش بسکه بخشد بی نیازی
غنی از خواستن گردیده دلخواه
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity او به قدری زیاد است که دیگر نیازی به خواستن ندارد و دلش به آنچه میخواهد راضی شده است.
نیارد کرد در میزان عدلش
پر کاهی زیادی کوه بر کاه
هوش مصنوعی: در پرتو عدالت او، حتی کوچکترین کارهای ناپسند نیز به اندازه کوه بزرگ جلوه نمیکند.
برای این مبارک منصب از دل
شبی تاریخ جو بودم که ناگاه
هوش مصنوعی: برای این مقام ارزشمند، از عمق دل شب تاریخ جستجو میکردم که ناگهان...
بتاریخ آمد از غیب این خطابش
که:«میر عدل دیوان شهنشاه »
هوش مصنوعی: از غیب پیامی به تاریخ رسید که میگفت: «سردستهی عدالت، دیوان شاه نشسته است».