برگردان به زبان ساده
ز گلزار «خلیل » خلت آیین
که از وی دیده خلقی است روشن
هوش مصنوعی: از باغ خلیل، سنتی را بیاور که به واسطه او چشمان مردم روشن شده است.
عجب زیبا گلی دست اجل چید
که از جان هزاران خاست شیون!
هوش مصنوعی: شگفتانگیز است که چقدر زیبا گلی توسط سرنوشت چیده شد، گلی که باعث شد هزاران نفر از جان خود ناله و فریاد کنند!
نهال نورسی شد کنده زین باغ
که از وی جامه ها شد چاک برتن
هوش مصنوعی: درختی جوان و تازهای که از این باغ جدا شده، باعث شد که لباسها از تن پاره شوند.
دری رفتش ز دامان عطوفت
کزو درها ز چشم آمد بدامن
هوش مصنوعی: دری از دامن محبت و مهربانی دور شد و این محبت به گونهای بود که او را به سرنوشت بدی دچار کرد.
چه سان دید این مصیبت چشم پاکش؟
که نبود گوش را تاب شنیدن!
هوش مصنوعی: چگونه چشم پاکش قادر به مشاهده این مصیبت شد؟ که گوشش تاب شنیدن آن را نداشت!
از این طاقت گداز آتش الهی
بدل سازش چراغ صبر روشن
هوش مصنوعی: از این شدت و سختی، دل را به نور صبر مجهز کن و روشنایی آن را افزایش بده.
خلیل آسا، برو از لطف یارب
بکن این آتش بود الکن
هوش مصنوعی: ای خلیل، از جانب خداوند نیکی کن و این آتش را که بیفایده است، خاموش کن.
خرد تاریخ آن میخواست گوید
ولی زین غم زبانش جانسوز گلشن
هوش مصنوعی: خرد تاریخ میخواست بگوید که او چه حوادثی را تجربه کرده، اما به خاطر این درد و غم، نتواسته است به راحتی سخن بگوید و زبانش به شدت از بیان این مسائل رنج میبرد.
خرد تاریخ آن میخواست گوید
ولی زین غم زبانش بود الکن
هوش مصنوعی: تاریخ میخواست حقایق خود را بیان کند، اما به خاطر غمی که داشت، قادر به سخن گفتن نبود.
که خود گفت آن محیط فضل و دانش
«ز دیده رفته نور دیده من »
هوش مصنوعی: آن شخصی که در علم و دانش سرآمد بود، این را گفت که «نور چشم من از دیدهام رفته است».
بود تا رفتگان را خاک، یارب
نگیرد گرد اندوهیش دامن
هوش مصنوعی: خدایان، باعث نشو که غم و اندوه رفتگان، دامن زمین را آلوده کند.
بود تا چرخ بر جا، چرخ دانش
بمهر رای او بادا مزین
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان به گردش خود ادامه میدهد، علم و دانش تحت تأثیر و زیور اندیشه و نظر او باشد.