برگردان به زبان ساده
چنین تا رسید از خراسان خبر
به درگاه آن عادل دادگر
هوش مصنوعی: هنگامی که خبر از خراسان به درگاه آن حاکم عادل و بخشنده رسید.
که شیبانی اوزبک کفر کیش
برون می نهد پای از حد خویش
هوش مصنوعی: شیبانی اوزبک، با باورهای کفرآلود خود، از مرزهای مشخص شده عبور میکند.
در آن ملک از غارت آن بلا
نمانده است غیر از خرابی بجا
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، فاجعه و فقر به حدی گسترده شده که تنها خرابی و ویرانی باقی مانده است و چیزی از آن غارت نشده است.
ز سم ستور غم روزگار
نشسته است بر روی شادی غبار
هوش مصنوعی: از غم و مشکلات زندگی، شادی پوشیده و محجوب شده است.
ز تاراج ترکان به بیچارگان
شده تنگ چون چشم ترکان جهان
هوش مصنوعی: با حمله و غارت ترکان، زندگی بر بیچارگان دشوار و تنگ شده است، همانطور که چشمهای ترکان به دنیا تنگ و محدود است.
ز خونریزی اوزبکان دغا
شده مشهد طوس چون کربلا
هوش مصنوعی: به خاطر خونریزی و خیانت اوزبکان، مشهد طوس به وضعیت کربلا درآمده است.
چو معروض درگاه شد این خبر
درآمد ز جا خسرو دادگر
هوش مصنوعی: وقتی این خبر به درگاه رسید، خسرو دادگر از مکان خود خارج شد.
چو مظلومی عاجزان کرد گوش
درآمد چو دریای رحمت بجوش
هوش مصنوعی: وقتی که مظلومی به زاری و ناله میآید، صدای او مانند جوشیدن آب دریاچهای از رحمت است.
بدل عزم کین خواستن ساز کرد
غضب را بخونخواهی آواز کرد
هوش مصنوعی: عزم و اراده بر انتقام به وجود آمد و خشم، خواستهای برای خونخواهی را به صدا درآورد.
در این وقت از آن بدرگ روسیاه
یکی نامه آمد بدرگاه شاه
هوش مصنوعی: در این زمان، از یک فرد روسیاه نامهای به درگاه شاه رسید.
پراز لاف، مکتوب آن بدنهاد
تو گویی که نایی است آن پر زباد
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که نوشته یا حرفهای تو تنها ادعاهایی بزرگ و بیمحتوا است، به گونهای که مانند نایی به نظر میرسد که فقط در باد در حرکت است و واقعیت ندارد.
ز حرف ملایم تهی آنچنان
که از مغز خالی بود استخوان
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که کسی که از کلمات ملایم و دوستانه استفاده نمیکند، مانند استخوانی است که از مغز خالی است و هیچ درونمایهای ندارد. به عبارتی، حرفهای او فاقد عمق و معناست و فقط ظاهرش باقی مانده است.
درآن نامه آن ناخردمند دون
نهاده چنین از ادب پا برون
هوش مصنوعی: در آن نامه، فردی نادان و بیادب اینطور رفتار کرده است که از اصول ادب خارج شده است.
که: داریم با جمله خیل و حشم
در این روزها عزم طوف حرم
هوش مصنوعی: در این روزها، ما با جمعیت و گروه زیادی در مسیر عبادت و جهتگیری به سمت حرم مطهر هستیم.
بدین لشکر و حشمت بیشمار
ز ایران زمین است ما را گذار
هوش مصنوعی: ما به خاطر این لشکر و شکوه بینظیر، از سرزمین ایران عبور میکنیم.
شه از راه باید گریزان شود
مبادا که پامال ترکان شود
هوش مصنوعی: پادشاه باید از مسیر خود دوری کند تا مبادا زیر پای ترکها قرار بگیرد و آسیب ببیند.
چو آن نامه معروض درگاه شد
همه دامن آتش شاه شد
هوش مصنوعی: وقتی آن نامه به درگاه ارائه شد، همه چیز به آتش و خشم شاه دامن زد.
چنان پر شد از زهر قهرش جهان
که شد زندگی تلخ بر دشمنان
هوش مصنوعی: جهان آنقدر از خشم و قهر او آکنده شد که زندگی برای دشمنان به شدت تلخ و دشوار گردید.
بفرمود تا جمع گردد سپاه
پی کینه جویی از آن روسیاه
هوش مصنوعی: دستور داد تا لشکری جمع شود تا از آن فرد روسیاه انتقام بگیرند.
بفرمان آن خسرو رزم جوی
دلیران ز هر سو نهادند روی
هوش مصنوعی: به دستور آن شاه دلیر، جنگجویان از هر طرف به سمت میدان نبرد آماده شدند.
به ایران چنان کرد لشکر هجوم
که شد زنگبار، از سیاهیش روم
هوش مصنوعی: لشکر به ایران حملهای کردند که رنگ و بوی آنجا را تیره و تار کرد، بهگونهای که روم هم از سیاهیش تحت تأثیر قرار گرفت.
چنان لشکر آراست آن شاه دین
که خاقان شد از حیرتش نقش چین
هوش مصنوعی: آن شاه دین به قدری نیرو و لشکر قوی را سازماندهی کرد که فرمانروای چین از شگفتی و تعجب به حالت حیرت درآمد.
ز بس همچو دریا سپه جوش کرد
گهر را صدف پنبه گوش کرد
هوش مصنوعی: به دلیل فراوانی و غلیان احساسات، مانند دریا که به شدت پرخروش است، مرواریدهایی که در دل وجود دارند به آرامش و سکوت میرسند.
خروش آنچنان شد ز اندازه بیش
کز آن بحر نشنیدی آواز خویش
هوش مصنوعی: آوای خشم و هیاهو به حدی بالا رفت که حتی صدای خودت را از دریا نشنیدی.