برگردان به زبان ساده
ای سر اله را تو سرپوش!
وی بادهٔ عشق را قدح نوش!
هوش مصنوعی: ای سر، تو نگهبان راز الهی هستی! ای کسی که جام عشق را مینوشی!
ای کز ز ره لطف و مهربانی!
پرورده پیمبرت در آغوش
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر لطف و محبت خودت، در آغوش پیمبر پرورش یافتهای!
ای فرش ز داغ تو عزادار!
وی عرش به ماتمت سیه پوش!
هوش مصنوعی: ای فرش زمین به خاطر غم تو غمگین است! ای آسمان، به خاطر عزا و ماتم تو، لباس سیاه به تن کرده است!
بی جرم سر تو شمر ببرید
با خنجر کین، ز گوش تا گوش
هوش مصنوعی: بیهیچ گناهی، سر تو را با خنجر ترو خشمی از گوش تا گوش میزنند.
اطفال تو را کسی ز گریه
جز کعب سنان، نکرد خاموش
هوش مصنوعی: کسی غیر از کعب سنان نتوانسته است صدای گریه کودکان تو را خاموش کند.
اصحاب تو از می شهادت
افتاده تمام مست و مدهوش
هوش مصنوعی: دوستان تو به قدری از نوشیدن شراب معرفت غرق شدهاند که کاملاً مست و سرمست هستند و از خود بیخود شدهاند.
برند اگر که بندم از بند
یک دم نکنم تو را فراموش
هوش مصنوعی: اگر چه من در این لحظه از تو دور شوم، هرگز تو را فراموش نخواهم کرد.
ای یافته، سر خط شهادت
جان کرده فدا به راه امت
هوش مصنوعی: ای کسی که حقیقت را یافتهای، جان خود را در راه ملت فدای شهادت میکنی.
ای شاه بریده سر ز خنجر!
ای خسرو بی سپاه و لشگر!
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که با خنجر سر بریدهای! ای فرمانروا که بدون سپاه و لشکر هستی!
عریان، تنت افتاده بر خاک
خاکت ز وفا کشیده در بر
هوش مصنوعی: بدن بیپوشش تو بر زمین افتاده و وفا در آغوش تو را به خاک سپرده است.
لرزید زمین، به خود چو سیماب
آن دم که فتادی از تکاور
هوش مصنوعی: زمین در آن لحظه به لرزه درآمد، مانند جیوهای که به خاطر افتادن چیزی به خود میچرخد و نوسان میکند.
در ماتمت ای عزیز زهرا
افروخت چو شمع،قلب حیدر
هوش مصنوعی: ای عزیز، در غم تو مانند شمعی که روشن شده است، دل حیدر (علی) شعلهور است.
ماهی صفت ای غریب مظلوم!
گشتی تو به بحر خون شناور
هوش مصنوعی: اے غریبی که مانند ماهی هستی! در دریایی از خون سرگردان شدهای.
از آب لب تو تر نگردید
گردید محاسنت ز خون تر
هوش مصنوعی: آب لب تو بر من تأثیری نمیگذارد، اما ریشهایم از خونم در حال تر شدن هستند.
خونت به زمین کربلا ریخت
زان رو شده تر تبش معطر
هوش مصنوعی: خون تو بر خاک کربلا ریخته شده و به همین دلیل، هوا پر از بوی خوش و عطر تو شده است.
جبریل امین فکند بر خاک
از قتل تو تاج عزت از سر
هوش مصنوعی: فرشتهای که پیامآور است، به خاطر قتل تو، تاج افتخار را بر زمین نهاد.
در سوگ تو منکه سوگوارم
از دیده سرشک خون ببارم
هوش مصنوعی: در غم تو، من که در حال عزاداریام، از چشمانم اشکهای خونین میریزد.
ای جد تو مصطفی علی باب!
ای کشتهٔ تیغ و، تشنهٔ آب!
هوش مصنوعی: ای پدربزرگ تو، پیامبر خدا، علی! ای که به شمشیر کشته شدی و عاشق آب هستی!
جسمت دو شب و سه روز افتاد
اندر بر آفتاب و مهتاب
هوش مصنوعی: بدنت برای دو شب و سه روز در زیر نور آفتاب و ماه افتاده است.
خم شد کمرت ز مرگ اقوام
خون شد جگرت ز هجر احباب
هوش مصنوعی: به خاطر مرگ بستگان و عزیزان، دلتان به شدت آزرده و غمگین شده است.
لب تشنه تو جان سپردی اما
مرغ و دد و دام جمله سیراب
هوش مصنوعی: تو با تشنگی جان دادی، اما همهی پرندگان و حیوانات و دامها تشنهای تو را پر آب کردند و سیراب بودند.
شد سرخ ز خون، به رنگ یاقوت
جسم تو که بود چون در ناب
هوش مصنوعی: جسم تو که زمانی مانند دُر و خالص بود، اکنون به رنگ یاقوت سرخ و از خون آغشته شده است.
اطفال تو را ز بیم دشمن
شب ها نرود به چشمشان خواب
هوش مصنوعی: بچههای تو به خاطر ترس از دشمن، شبها نمیتوانند بخوابند.
اهل حرمت، ز ترس اعدا
لرزان تنشان، بسان سیماب
هوش مصنوعی: افراد محترم و با شخصیت، به خاطر ترس از دشمنان، مانند جیوه دچار لرز هستند.
بی جرم سرت ز تن بریدند
جسم تو به خاک و خون کشیدند
هوش مصنوعی: بدون اینکه مرتکب گناهی شده باشی، سر تو را از بدنت جدا کردند و جسم تو را به خاک و خون آغشته کردند.
ای قره عین شاه لولاک
فرزند رسول ایزد پاک
هوش مصنوعی: ای چشمان سیاه، فرزند رسول خدا، با محبت و زیبایی خاصی که داری، جلوهگر هستی.
برید سرت ز تن، چو قاتل
عریان بدنت فکند بر خاک
هوش مصنوعی: سر از تن جدا کن و مانند قاتلی عریان، بدن خود را بر روی زمین بیفکن.
از قتل تو ای عزیز زهرا!
شد شیر خدا حزین و غمناک
هوش مصنوعی: از مرگ تو ای عزیز دختر پیامبر، شیر خدا (علی) غمگین و افسرده شد.
در روز شهادت تو شاها!
شد ناله خاکیان، بر افلاک
هوش مصنوعی: در روزی که تو به شهادت رسیدی، زمین و آسمان پر از ناله و گریه مردم شد.
چون رفت سر تو بر سر نی
جبریل نمود جامه را چاک
هوش مصنوعی: زمانی که سر تو به سوی آسمان رفت، جبرئیل جامهاش را از شدت شادی پاره کرد.
افسوس که گشت شاد و مسرور
از کشتن تو یزید بی باک
هوش مصنوعی: متأسفانه یزید، بیشرم و بیدرد، با کشتن تو به شادی و شگفتی رسید.
در روز شمار قاتلانت
گویند چگونه ما عرفناک
هوش مصنوعی: اگر روزی به شمارش کشتههایت بپردازند، باید بگویند که تو را چگونه شناختهایم.
شا ها! سرت از قفا بریدند
صد لعن، بر آن گروه ناپاک
هوش مصنوعی: ای بزرگان! در پشت سرتان را بریدند و بارها بر آن گروه ناپاک عذاب میفرستم.
«ترکی» ز غمت مدام خواند
این مرثیه را به چشم نمناک
هوش مصنوعی: غم تو همواره در دل این ترکیهای طنینانداز است و او در حالی که چشمانش پر از اشک است، این مرثیه را میخواند.
گریم به سر بریدهٔ تو
یا جسم به خون تپیدهٔ تو
هوش مصنوعی: من به خاطر سر بریدهٔ تو یا جسمت که به خون آغشته شده است گریه میکنم.