برگردان به زبان ساده
فلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو
چرا؟ هر کهنه داغی بود از نو تازه کردی تو
هوش مصنوعی: ای آسمان! چرا بر دلباختگان اینقدر ظلم و ستم کردهای؟ هر زخم کهنهای را دوباره تازه کردی و بر دل آنها گذاشتی.
غمی ز اندازه بیرون بر دلم وارد شد از ظلمت
ز بس بر آل طاها ظلم بی اندازه کردی تو
هوش مصنوعی: غم عمیقی بر دلم سایه افکنده است، زیرا ظلمهایی که بر خانواده طاها رفته، به حدی ویرانگر بوده که دل را بشدت آزرده کرده است.
زهم اوراق کردی دفتر آل پیمبر را
کتاب آل سفیان را ز نو شیرازه کردی تو
هوش مصنوعی: تو توانستی دفتر نسب آل پیامبر را پاره کنی و کتاب نسب آل سفیان را دوباره بهبود ببخشی.
سر سبط نبی را از قفا از تن جدا کردی
به کوفه بردی و آویزهٔ دروازه کردی تو
هوش مصنوعی: تو سر پسر پیامبر را از پشت سر جدا کردی و به کوفه بردی و آن را به دروازه آویختی.
شهنشاهی که از آوازهٔ حسنش جهان پر بود
ز قتلش جمله عالم را پر از آوازه کردی تو
هوش مصنوعی: سلطانی که به خاطر زیباییاش همه جا مشهور بود، تو با قتل او همهجا را مملو از خبر و صدا کردی.
اسیر و خون جگر از کربلا تا شام زینب را
پریشان موسوا را شتر جمازه کردی تو
هوش مصنوعی: زینب از کربلا تا شام با درد و رنج فراوانی روبرو است. او همچنان که اسیری را تحمل میکند، دلی پر از غم و اندوه دارد. تو، در این مسیر سخت، زینب را با چالشهای زیادی مواجه کردی که نشان از بیرحمی و سختیهای زمانه دارد.
به رخسار زنان و دختران آل بوسفیان
ز خون نوخطان آل عصمت غازه کردی تو
هوش مصنوعی: در صورت و چهره زنان و دختران آل بوسفیان، جلوهای از زیبایی و طراوتی که از خون پاک نوادههای آل عصمت نشأت گرفته، نمایان شده است.
جفاهایی که با آل نبی کردی تو در عالم
دمادم داغ اهل عالمی را تازه کردی تو
هوش مصنوعی: تو با ظلم و ستمهایی که به خاندان پیامبر کردی، همواره زخمهای تازهای بر دلهای مردم این جهان زدی و درد آنها را زنده نگه داشتی.