برگردان به زبان ساده
تو نور چشم احمد مختاری ای حسین
آرام جان حیدرکراری ای حسین
هوش مصنوعی: ای حسین، تو روشنی چشمان احمد مختار هستی و آرامش جان حیدر کرار.
تو گوشوار عرش خداوند اکبری
دریای صبر را در شهواری ای حسین
هوش مصنوعی: تو همچون گوشوارهای از عرش الهی هستی، ای حسین، که در دنیای پرچالش و پر از تمایلات، دریای صبر را به نمایش میگذاری.
این سقف بی ستون، که سپهرش نهند نام
آن را تو نقشبندی و معماری ای حسین
هوش مصنوعی: این آسمان بیستون که به آن سپهر میگویند، آثار و نقشهای زیبای تو را در خود دارد، ای حسین، که همچون یک معمار و هنرمند، ویرانهها را ساختی.
دسته گلی ز گلشن بطحا و یثربی
در پیش اهل کوفه چرا؟ خاری، ای حسین
هوش مصنوعی: چرا در مقابل اهل کوفه، دسته گلی از باغ بطحا و یثرب وجود دارد، ای حسین؟ اینجا به یک نوع تضاد و نقیض اشاره میشود، زیرا اهل کوفه به جای گلهای زیبا، مانند خاری در مقابل زیباییها قرار دارند.
تو خسرو زمان و دریغا به کربلا
بی لشکر و سپاه و علمداری، ای حسین
هوش مصنوعی: ای حسین، تو پادشاه زمانهای، و ای کاش در کربلا با لشکر و سپاه و پرچم خود حاضر بودی.
سوزم که تشنه لب، به لب دجله و فرات
مقتول تیغ شمر ستمکاری، ای حسین
هوش مصنوعی: من در آتش عشق میسوزم چونکه تشنه لب هستم، در کنار دجله و فرات، جایی که ستمگری چون شمر بر حسین ضربت زده است.
این غم مرا کشد که عدو صدهزار و تو
تنها و بی معین و مددکاری، ای حسین
هوش مصنوعی: این اندوه و درد مرا به شدت آزار میدهد که دشمنان بسیار زیادی وجود دارند، ولی تو تنها و بدون هیچ کمک و یاریای هستی، ای حسین.
پرگار وارگرد تو صف بسته کوفیان
تو در میان چو نقطهٔ پرگاری ای حسین
هوش مصنوعی: ای حسین، تو همچون نقطهای در وسط دایرهای قرار داری که پیرامونت را گروهی از کوفیان احاطه کردهاند.
زخم سنان و، خنجر و، شمشیر و، تیر و، تیغ
بر تن ز جان خویش خریداری، ای حسین
هوش مصنوعی: ای حسین، تو با جان خود برای جراحتها و آسیبهایی که از دندانها، خنجر، شمشیر، تیر و تیغ بر بدنت میآید، تاوان میپردازی.
از خون یاوران تو صحرای کربلا
پر لاله و، تو بلبل گلزاری، ای حسین
هوش مصنوعی: در صحرای کربلا به خاطر خون دوستان تو، گلهای لاله فراوانی روییده است و تو مانند بلبل در میان این گلزار به سر میبری، ای حسین.
ای یوسف زمانه، ز بیداد و کید خصم
در چاه غم چرا؟ تو نگون ساری، ای حسین
هوش مصنوعی: ای یوسف زمانه، چرا در چاه غم فرو رفتهای به خاطر ظلم و توطئههای دشمن؟ تو که یکتا و عالی هستی، ای حسین!
لب تشنه، سر بریده، میان دو نهر آب
افتاد با جراحت بسیاری، ای حسین
هوش مصنوعی: حسینی که در وضعیت سختی به سر میبرد، با سر بریده و لبهایی تشنه، در میان دو نهر آب افتاده و جراحتهای زیادی را متحمل شده است.
گاهی سرت به مطبخ و، گه بر سر سنان
با سر عجب تو ثابت و سیاری، ای حسین
هوش مصنوعی: گاهی درگیر کارهای خانه هستی و گاهی به کارهای بزرگتری مشغول میشوی، اما تو با وجود تمام تغییرات و تنوعها، همچنان درخشان و ثابت قدمی، ای حسین.
تن در عراق مانده سرت رفته سوی شام
بر شام و برعراق تو سالاری، ای حسین
هوش مصنوعی: بدن تو در عراق باقی مانده، اما سرت به سوی شام رفته است. تو در شام و عراق، مقام و بزرگی داری، ای حسین.
«ترکی» به جز غم تو ندارد غم دگر
دانم ز حال او تو خبر داری، ای حسین
هوش مصنوعی: ترکی جز غم تو چیزی دیگر ندارد، میدانم که از حال او خبر داری، ای حسین.