برگردان به زبان ساده
ای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی
وی شهیدی که بریده ز بدن سر ز قفایی
هوش مصنوعی: ای کسی که به دست خیانت به قتل رسیدی و غرق در خون هستی، تو همچون شهیدی هستی که سرش از بدن جدا شده و به قفا نگاه میکند.
سر بریده ز تن از جور لعینان به چه جرمی
به چه تقصیر گرفتار به صد رنج و بلایی
هوش مصنوعی: سر بریدهای از بدن، بهدلیل ظلم و ستم دشمنان، به چه گناه و تقصیری با این همه رنج و مصیبت روبرو است؟
زینت دوش نبی بودی و نور دل زهرا
پایمال از سم اسبان مخالف تو چرایی؟
هوش مصنوعی: تو زینت دوش پیامبر هستی و نور دل فاطمه، چرا باید زیر پای اسبان مخالف له شوی؟
در عراق آمدی از ملک حجاز ای شه خوبان
باشکوه و عظمت بود تو را فر همایی
هوش مصنوعی: تو ای پادشاه زیبا و با جلال که از سرزمین حجاز به عراق آمدهای، در حقیقت، عظمتی داردی همچون فرشتهای که بر فراز آسمانها است.
قاسمی داشتی و عونی و عباس رشیدی
اکبری داشتی و اصغر فرخندهلقایی
هوش مصنوعی: تو دوستان و همراهانی داشتی که هر کدام به نوعی در زندگیات نقش داشتند؛ از جمله قاسمی، عونی، عباس رشیدی اکبری و اصغر فرخندهلقایی. این افراد هر یک ویژگیهای خاص خود را داشتند و در کنار تو بودند.
همرهانت همه گشتند شهید از دم خنجر
هر یکی با تن صد چاک فتادند به جایی
هوش مصنوعی: دوستانت همه در راه جان باختهاند و هر یک از آنها به خاطر زخمهای فراوانی که برداشته، به زمین افتادهاند.
اکبرت سرخ شد از خون رخ چون بدر منیرش
قاسم از خون سر خویش به کف بست حنایی
هوش مصنوعی: چهرهات از خون سرخ شد، همانند ماه درخشان. قاسم نیز از خون خود رنگ حنایی به دست آورد.
اوفتادی به روی خاک زمین چون ز سر زین
آسمان اشکفشان گشت و به پا کرد عزایی
هوش مصنوعی: تو بر زمین افتادی و مانند بارانی از اشک، از آسمان نازکدل و غمانگیز شدی و برای آن سوگ برپا کردی.
ای حسین ای که شدی کشته ز شمشیر مخالف
ای که سالاری و سر حلقهٔ خیل شهدایی
هوش مصنوعی: ای حسین، تو که به دست دشمنان به شهادت رسیدی، تویی که در زمرهی بزرگترین شهدای تاریخ قرار داری و در رهبری و سرپرستی آنان برتری.
خونبهای تو خدا گشت که در عالم معنا
هم تو مرآت خدا هستی و هم خون خدایی
هوش مصنوعی: خونبهای تو به خداوند تعلق گرفت، زیرا در عالم معنوی تو هم جلوهگاه خدا هستی و هم به نوعی نشاندهنده حقایق الهی.
روز و شب عابد بیمار تو در کنج خرابه
داشت از لخت دل و اشک دوایی و غذایی
هوش مصنوعی: عابد بیمار هر روز و شب در گوشهای از خرابه به دعا و شب زندهداری مشغول بود و از شدت درد دل و گریه، دارویی برای خود میساخت و غذایی برای روحش فراهم میکرد.
نظری جانب «ترکی» ز ره لطف و کرم کن
جز در مرحمت تو نبرد راه به جایی
هوش مصنوعی: با لطف و مهربانیات، نگاهی به ترکی بینداز. جز با رحمت و محبت تو، کسی نمیتواند به مقصدی برسد.