برگردان به زبان ساده
چو پنج گنج برآرم، خدیو هفت اقلیم
ز من خزانه دارای گنجه می خواهد
هوش مصنوعی: وقتی که من پنج گنج را به دست آورم، پادشاه هفت اقلیم از من خواهان گنجینهای بزرگ و ثروت فراوان خواهد بود.
شود به هند چو خراط چرخ بر سر کار
ز چوب خشک تنم، ساق منجه می خواهد
هوش مصنوعی: وقتی که به هند میروم، مانند خراط که مشغول کارش بر روی چوب خشک است، من نیز نیاز دارم که پایم ویرایش و اصلاح شود.
ز بهر آنکه به رویم کشد سیاهی غم
مداد ساز فلک، زور پنجه می خواهد
هوش مصنوعی: برای اینکه غم و اندوه نتواند به من برسد، باید کمکی از سرنوشت بخواهم و تلاش کنم.
تن ضعیف مرا سختیان تراش سپهر
به کهزن ستم خویش، رنجه می خواهد
هوش مصنوعی: بدن ناتوان من به سختیهای زندگی عادت کرده است و تحمل سختیهای آسمان و سرنوشت را دارد، اما در برابر ظلم و ستمی که از خودم برمیخیزد، به زحمت میافتم.
چه سان به تنگ نیایم ز جلدساز وجود؟
که چون کتاب، مرا در شکنجه می خواهد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از بدن و دنیای مادی خسته نشوم؟ زیرا مانند کتابی هستم که در قید و بند و سختیها قرار دارد.