عمری بخدمت تو بدادم بطبع دل
از خدمتت نگشتم چون زن زایر سیر
چون ایر گشته ای ای بحق بنده سست رای
ایر سحاب اگر چه شود می بپای دیر
بی نان و جامه ایر کند خدمت ای پسر
فرمان و نان و جامه اگر هست نیست ایر
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عمری بخدمت تو بدادم بطبع دل
از خدمتت نگشتم چون زن زایر سیر
هوش مصنوعی: مدت طولانی را در خدمت تو بودم و هرگز از این خدمت دست نکشیدم، مانند زنی که بعد از زایمان هرگز سیر نمیشود.