برگردان به زبان ساده
قوامی بگو از دل سهل و ساده
که با ماده نری و با نر ماده
هوش مصنوعی: یک قوامی ساده و بیتجربه بگو که با مادهای از جنس نر و نرهایی از جنس ماده ترکیب شده است.
بداد و به . . . اد است میل تو لیکن
به دادن سواری به گادن پیاده
هوش مصنوعی: تو از روی میل و خواستهات به دیگران کمک میکنی، اما در این میان، خودت تحت فشار و سختی قرار میگیری.
چو بز . . . ن بصحرا نهی وقت دادن
چو خر . . . ر بینی ز پس ایستاده
هوش مصنوعی: وقتی که مانند بز به صحرا میروی و زمان میسپاری، اگر او را مانند خر ببینی که از عقب ایستاده است، نشانه این است که باید مراقب باشی.
کند . . . ر خر . . . نت را بر بدانسان
که آسان شود خر بز اندر فتاده
هوش مصنوعی: خود را به گونهای آماده کن که مشکلات و سختیها برایت به آسانی حل شوند، همانطور که خر در وضعیت دشوار به آسانی از آن بیرون میآید.
پی . . . ر ساده زنخ . . . ن خود را
ز نوره کنی چون زنخدانش ساده
هوش مصنوعی: در این بیت به زنی اشاره میشود که بر اساس ظاهری ساده و بیزیرکی خود، میتواند به طور مؤثر در بینایی و تاثیرگذاری بر دیگران عمل کند. او به نوعی از سادگیاش بهره میگیرد تا به هدفهایش برسد و به همین خاطر، میتواند به راحتی در چشم دیگران جذاب و سودمند باشد.
بساده زنخ میل داری و داری
گزی در گزی ریش و سبلت نهاده
هوش مصنوعی: تو به راحتی که علاوه بر چهره زیبا، در میان موهای ریش و سبیل خود زینت بخشیدهای، جذابیت داری.
روانی پی نوره جستن چو حیزان
از این خانواده بدان خانواده
هوش مصنوعی: در جستجوی روشنی و آگاهی هستم، مانند یک حیوان وحشی که از یک خانواده یا محفل به جمع دیگری میپیوندد.
گروگان خوهی سرخ مرغوله رومه
بسختی چو خاره بتیزی چو خاده
هوش مصنوعی: اگر بخواهی سرخ پوست و خوش قیافهای را به عنوان برده به دست بیاوری، باید با سختی و تلاش زیاد، مانند خار دفتری را خوب بگزی.
ز بهر جماع خران خر کلوکان
خرامان بخانه بری پاده پاده
هوش مصنوعی: به خاطر آمدن خرها به خانه، آنها به آرامی و با نرمی قدم برمیدارند.
جماعت کنند و تو جامع نویسی
زهی . . . ن و دین هر دو بر باد داده
هوش مصنوعی: افرادی هستند که به جمعکردن و گروهبندی مشغولند و تو در این میان به نوشتن و جمعآوری اطلاعات پرداختهای. این کار، برتر و ارزشمند است، اما همزمان دین و باورهای مختلف به خطر افتاده و در حال از بین رفتن هستند.
بده دانگ آن حق قرآن نداری
که مغ زند و پا زند را در نواده
هوش مصنوعی: به تو حق قرآنی نمیدهم، زیرا که مغز و پا در حرکت و تلاش تو ناتواناند.
نخواهی که خالی بود . . . ن و دستت
ز حمدان پر با دو از جام باده
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که دلت خالی باشد، باید از جام بادهٔ شادی و محبت پر کنی و با دستانت از نعمتهای حمدان بهرهمند شوی.
کسی باید آنگه که تو باده خوردی
که آرد سوی مرز تو گرد باده
هوش مصنوعی: کسی باید باشد که وقتی تو شراب نوشیدی، برای تو با خود گرد و غبار آن را بیاورد.
نخواهی که بر بستر مرگ خسبی
که هشیار خسبی تو با نیم گاده
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی در بستر مرگ آرام بگیری، باید هشیار و آگاه بمانی و از خواب غفلت دوری کنی.
در دخل هر شحنه و محتسب را
گشاده است تا هست ازارت گشاده
هوش مصنوعی: هر کسی که در مقام نظارت و بازرسی باشد، در دخل و خرج خود مفتوح است و تا زمانی که از زیر بار هیچ مسئولیتی رها شده، به راحتی میتواند به کارش ادامه دهد.
ز احداث . . . ن تو این را و آنرا
زهی نان پخته خهی گاوزاده
هوش مصنوعی: از ساخت و سازها و کارهای مختلف، تو فقط به این و آن اشاره میکنی، اما خوشا به حال کسی که از زحمتش روزی میخورد و زندگیاش را میگذرانده.