برگردان به زبان ساده
خادمه بگشاد زبان پیش یار
کرد عیان قصه آن دلفگار
هوش مصنوعی: خدمه زبانش را در برابر دوست باز کرد و داستان آن معشوق زیبا را به وضوح بیان کرد.
زاری او را به مناجات گفت
آنچه طلب کرد به حاجات گفت
هوش مصنوعی: او در نیایش خود زاری کرد و آنچه را که میخواست، بیان کرد.
سوخت دلم گفت ز درد دلش
قصه پیش آمده بس مشکلش
هوش مصنوعی: دل من به شدت ناراحت است و او داستانی را از درد خود تعریف میکند که بسیار دشوار و پیچیده است.
سر مکش از بهر خدا زان فقیر
این سخن از خادم خود در پذیر
هوش مصنوعی: برای خاطر خدا، سر خود را بر نداشته و از این فقیر دوری نکن. این سخن را از خدمتگزار خود قبول کن.
گفت ایا خادمه مهربان
راست بگو من چه کنم این زمان
هوش مصنوعی: گفت: ای خدمتکار مهربان، راست بگو در این لحظه چه کاری باید انجام دهم؟
گرچه برو زار بباید گریست
از من ایا خادمه تقصیر چیست
هوش مصنوعی: هرچند باید از شدت ناراحتی گریه کرد، اما ای خادمه، تقصیر از من چیست؟
از تو شنودم بنمودی جمال
نیست ورا ذره تاب وصال
هوش مصنوعی: از تو شنیدم که زیبایی ندارد و در برابرش ذرهای از نور ملاقات نمیدرخشد.
من چه کنم خادمه، دیگر خموش
هر چه شنودی و بدیدی بپوش
هوش مصنوعی: من چه کار کنم ای خدمتگزار؟ دیگر سکوت کن و هر چیزی که شنیدی و دیدی را پنهان نگهدار.
هست مرا ترس رقیب این زمان
گر بمرد گو بمر آن نوجوان
هوش مصنوعی: من از رقیب این زمان ترس دارم؛ اگر او بمیرد، جوانی دیگر وجود دارد که به جای او خواهد آمد.