برگردان به زبان ساده
بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
به ماتم شه دین پای دل پر آبله کن
هوش مصنوعی: بیایید در این لحظه با اشکهای خود معامله کنیم و در سوگ دین، دلمان را پر از غم و درد کنیم.
به روز حشر که هر کرده را دهند جزا
اگر بهشت ندادندت از حسین گله کن
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که به هر کس پاداش اعمالش داده میشود، اگر به تو بهشت نرسید، باید از حسین شکایت کنی.
مگو بهشت کجا ما کجا و شاه کجا
بریز اشک روان یکدو روز حوصله کن
هوش مصنوعی: نگو بهشت کجاست و ما کجاییم و شاه کجا است؛ فقط چند روز صبر کن و اشکهایت را بریز.
ولی نه شرط محبّت بود که بهر حسین
بگویمت به بهشت اشک خود مبادله کن
هوش مصنوعی: اما شرط عشق این نیست که برای حسین فقط بگویم. بلکه باید اشکهای خود را به خاطر او در بهشت تبادل کنم.
بریز اشک و مخواه از حسین غیر حسین
زهرچه دل به حسین بند و خویش یکدله کن
هوش مصنوعی: خود را از هر چیز دیگری جز حسین دور کن و تمام احساسات و اشکهایت را برای او خرج کن. به حسین وابسته باش و با تمام وجود به او ایمان داشته باش.
گرت ز هر مژه خون قطره قطره جاری نیست
نظر به خنجر و شمر و به تیر حرمله کن
هوش مصنوعی: اگر از هر مژهات قطرهقطره خون بریزد، به چشمان خنجر، شمر و تیر حرمله نگاه کن.
ز یاد، می نرود چون حسین به زینب گفت
ز موی خویش تو درپای صبر سلسله کن
هوش مصنوعی: این بیت به بیان پیوند عاطفی و وفاداری اشاره دارد. حسین به زینب میگوید که در برابر مشکلات و چالشها صبر را به عنوان یک رشته و زنجیره محکم در دست داشته باشد، گویی که از موی او، به عنوان نشانهای از پیوند و ارتباط، به این صبر و استقامت متصل است. این بیان به نوعی از قدرت و استقامت در مواجهه با سختیها و تقدیر میگوید.
شوی چو مرحله پیما به سوی کوفه و شام
تو خویش قافله سالار اهل قافله کن
هوش مصنوعی: به هنگام حرکت به سوی کوفه و شام، خودت را به عنوان رهبر و هدایتکننده کاروان معرفی کن و آن را به سمت هدف هدایت کن.
بلامبین و ولا را ببین که حضرت دوست
به خون بهاست تو خود دیده باز بر صله کن
هوش مصنوعی: دیدن بلا و گرفتاری را ببین که معشوق، از این درد و رنج به قیمت خون جان میدهد. خودت هم با دقت بیشتری به موضوع نگاه کن و نسبت به آن که به تو نزدیک است، توجه کن.
کنونکه کعبه ی مقصود کبریا شده ایم
صفای حق بنگر با نشاط هروله کن
هوش مصنوعی: اکنون که به هدف بزرگ و والا دست یافتهایم، زیبایی و صفای خدا را تماشا کن و با شادی و نشاط به سوی آن حرکت کن.
به گوش جان حسین ناگهان رسید پیام
که زودتر، به لقا کوش و ترک مشغله کن
هوش مصنوعی: پیام ناگهانی و ویژهای به حسین رسید که به او میگفت زودتر به ملاقات بشتابد و از امور دیگر دست بکشد.
گذشت وقت زوال و رسید وقت بقا
تو جان خویش به جانان خود معامله کن
هوش مصنوعی: زمانی که دوران زوال و نابودی سپری شد و دوران بقا و زندگی فرا رسید، تو باید جان و نفس خود را با معشوق و محبوبت معامله کنی و خود را به او بسپاری.
که ما از آنِ تو هستیم و خونبهای توایم
تو هرچه خواهی در کار ما مداخله کن
هوش مصنوعی: ما به تو وابستهایم و برای تو ارزشمندیم. تو میتوانی هر طور که میخواهی در زندگی ما دخالت کنی.
«وفایی» آنچه نوشتی تو در صحیفه ی عمر
به غیر صفحه ی عشقش تمام باطله کن
هوش مصنوعی: هر چیزی را که در زندگی به عنوان وفا نوشتهای، به جز عشق، بیارزش و بیفایده بدان.