برگردان به زبان ساده
آن کشته یی که نیست جزایی برای او
غیر از خدای او که بود خونبهای او
هوش مصنوعی: آنکسی که جانش را در راهی از دست داده و هیچ پاداشی جز نزد خداوند برای او نیست، چه کسی میتواند عوض خونش را بدهد؟
آن کشته یی که حیدر و زهرا و مصطفی
دارند صبح و شام به جنّت عزای او
هوش مصنوعی: شخصیتی که به شهادت رسیده، در دل حیدر (علی)، زهرا (فاطمه) و مصطفی (محمد) همواره در یاد و عزاداری است؛ صبح و شام نام او در بهشت به یاد میآید.
آن کشته یی که شمّه یی از شرح ماتمش
خواند از برای موسی عمران خدای او
هوش مصنوعی: کسی که اندکی از داستان غم و اندوهش را برای موسی، پسر عمران، که خداوند اوست، روایت کرد.
آن کشته یی که ساخت خداوند کردگار
سرتا بسر جهان همه ماتمسرای او
هوش مصنوعی: کسی که خداوند او را به سرنوشت مرگ مبتلا کرده، در تمام جهان باعث اندوه و غم است.
آن کشته ی جفا که جز او هیچ کشته یی
هرگز نشد جدا سر او از قفای او
هوش مصنوعی: آن کسی که از شدت ظلم و ستم جانش را از دست داده، به گونهای خاص و بینظیر است که هیچ کس دیگری جز او به این شکل نخواهد مرد. سر او از تنش جدا شده، اما این جدایی نشاندهندهٔ عمق درد و رنجی است که متحمل شده است.
ز احرام حج چو گشت به کرب و بلا مُحلّ
زیبد به کعبه فخر کند کربلای او
هوش مصنوعی: وقتی که زائران پس از گذراندن احرام حج به کربلا میرسند، در واقع کربلا شایستهی افتخار است و میتواند به خود ببالد که چنین زائرانی به آنجا آمدهاند.
از سرچه شد عمامه و از دوش او ردا
گردید کبریای خدایی ردای او
هوش مصنوعی: عمامه از سر او افتاد و ردا از دوش او جدا شد، اما بزرگی و عظمت خداوند در ردا و لباس او نمایان شد.
کاش آن زمان که در ره جانان شد او فدا
جان جهانیان همه می شد فدای او
هوش مصنوعی: ای کاش زمانی که او برای معشوقش جانش را فدای او کرد، همه جهانیان هم آماده بودند که جانشان را برای او تقدیم کنند.
دل تا زجان بُرید و به جانان خویش بست
دلهای دوستان همه شد آشنای او
هوش مصنوعی: وقتی دل از زندگی جدا شد و به معشوق خود پیوند خورد، دلهای دوستان نیز به او آشنا و نزدیک شدند.
بهر لقا چو خویش فنا کرد در بقا
شد تا ابد لقای خدایی لقای او
هوش مصنوعی: برای دیدار محبوبش خود را فانی کرد و در دل جاودانگی ماند، تا ابد در ملاقات با خداوند و حضور او باقی ماند.
معراج اولش سرِ دوش پیمبر است
معراج آخرش ز هر اندیشه برتر است
هوش مصنوعی: در آغاز، اوج و عروج پیامبر بر دوش او قرار دارد و در انتها، مرتبهای است که فراتر از هر نوع فکر و اندیشه است.