برگردان به زبان ساده
عمر بی عشق می گذاری هیچ
حاصل از عمر خود چه داری هیچ
هوش مصنوعی: اگر عمر خود را بدون عشق سپری کنی، در واقع چیزی به دست نیاوردهای و از زندگیات هیچ بهرهای نخواهی داشت.
ماسِوی الله طلب کنی شب و روز
به عدم می روی چه آری هیچ
هوش مصنوعی: اگر شب و روز خدا را بخواهی و به آن رجوع کنی، در نهایت به هیچ میرسی و هیچ چیز نخواهی داشت.
در دو عالم به جز یکی نبُود
این عددها که می شماری هیچ
هوش مصنوعی: در هر دو جهان، غیر از یک حقیقت، هیچکدام از این عددها که میشماری واقعیت ندارند.
دنیا و آخرت رها کردی
آری آری چه می گذاری هیچ
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت را رها کردهای، واقعاً؟ این کار چه چیزی برایت به جا میگذارد؟ هیچ.
یار کز جور یار بگریزد
باشد آن یار هیچ و یاری هیچ
هوش مصنوعی: دوستانی که به خاطر بدرفتاری و ظلم یارشان فرار کنند، در واقع هیچ یار و دوستی نخواهند داشت.
در میانست یار ما با ما
گر تو بیچاره در کناری هیچ
هوش مصنوعی: یار ما در کنار ماست، ولی اگر تو در گوشهای تنها باشی، حالتی از درماندگی خواهی داشت.
جان به جانان سپار و منت دار
ور به منت همی سپاری هیچ
هوش مصنوعی: جان خود را به محبوب بسپار و اگر هم در انتظار لطف او هستی، در انتظار نمان.
در خماری و می نمی نوشی
باز فرما که در چه کاری هیچ
هوش مصنوعی: در حال نشئه و مستی هستی و دوباره از تو میخواهم که بگو در چه کار هستی، که به هیچ وجه نمیتوانی کاری انجام دهی.
همه عالم حقیقتاً مائیم
نیست خود غیر ذات باری هیچ
هوش مصنوعی: تمام عالم در واقع ما هستیم، هیچ چیز غیر از ذات خداوند وجود ندارد.
خم می خوش خوشی به جوش آمد
گر تو انگور می فشاری هیچ
هوش مصنوعی: اگر تو انگور را بفشاری، خم می به خاطر خوشحالی به جوش میآید.
با سخن های میر ترکستان
چه بُود گفته بخاری هیچ
هوش مصنوعی: با حرفهای مهنّدی و زیبا از میر ترکستان، هیچچیز از دانش و سخنان بخاری نمیشود.
ما حریف محمدیم امشب
گر تو با گل نه ای بخاری هیچ
هوش مصنوعی: امشب ما با محمد همراهی داریم؛ اگر تو با گل نباشی، هیچ بهارانی در کار نخواهد بود.
نعمت الله را کنی انکار
منکر شاه و شهریاری هیچ
هوش مصنوعی: اگر نعمتهای خدا را انکار کنی، مانند کسی هستی که ملکداری و حکومتی را هم انکار کرده است.