برگردان به زبان ساده
قدرت کردگار میبینم
حالت روزگار میبینم
هوش مصنوعی: من قدرت و تدبیر خداوند را میبینم و تأثیر آن بر شرایط و اوضاع زندگی را احساس میکنم.
حکم امسال صورت دگر است
نه چو پیرار و پار میبینم
هوش مصنوعی: امسال وضعیت متفاوتی دارد و نمیتوان آن را با سالهای گذشته مقایسه کرد.
از نجوم این سخن نمیگویم
بلکه از کردگار میبینم
هوش مصنوعی: من از علم نجوم حرف نمیزنم، بلکه به خدایی که همه چیز را میسازد و کنترل میکند، نگاه میکنم.
غین در دال چون گذشت از سال
بوالعجب کار و بار میبینم
هوش مصنوعی: زمانی که غم و اندوه از زندگیام دور شد، شگفتزده به اوضاع و احوال خود نگاه میکنم و متوجه تغییرات زیادی میشوم.
در خراسان و مصر و شام و عراق
فتنه و کارزار میبینم
هوش مصنوعی: در خراسان، مصر، شام و عراق، شاهد آشوب و جنگها هستم.
گرد آیینه ضمیر جهان
گرد و زنگ و غبار میبینم
هوش مصنوعی: آینهی خود را به گرداگرد دنیاست و در آن زنگ و غبار میبینم.
همه را حال میشود دیگر
گر یکی در هزار میبینم
هوش مصنوعی: اگر من تنها یک نفر را از میان هزار نفر ببینم، همه آرامش پیدا میکنند و حالشان بهتر میشود.
ظلمت ظلم ظالمان دیار
غصهٔ درد یار میبینم
هوش مصنوعی: در اینجا به تاریکی و سختی هایی اشاره شده که ناشی از ظلم و ستم کسانی است که در یک محیط غمانگیز زندگی میکنند، و در عین حال، درد و غم یار و عزیزان خود را نیز مشاهده میکنند.
قصهٔ بس غریب میشنوم
بیحد و بیشمار میبینم
هوش مصنوعی: داستانهای عجیبی را میشنوم و بیپایان و فراوان میبینم.
جنگ و آشوب و فتنه و بیداد
از یمین و یسار میبینم
هوش مصنوعی: در اطرافم هر طرف را پر از جنگ، آشوب، فتنه و ظلم میبینم.
غارت و قتل و لشکر بسیار
در میان و کنار میبینم
هوش مصنوعی: من در اطراف خود، ویرانی و کشتارهای فراوان و انبوهی از لشکر را مشاهده میکنم.
بنده را خواجهوَش همییابم
خواجه را بندهوار میبینم
هوش مصنوعی: من خود را بندهٔ او میدانم، ولی او را به حالت بندهای میبینم.
بس فرومایگان بیحاصل
عامل و خواندگار میبینم
هوش مصنوعی: من افرادی بیارزش و بیفایده را میبینم که هم کار میکنند و هم صحبت میکنند.
هرکه او پار یار بود امسال
خاطرش زیر بار میبینم
هوش مصنوعی: هر کسی که امسال یار وفاداری دارد، احساس سنگینی ناشی از غم و دلتنگی برای او را در قلبش حس میکند.
مذهب و دین ضعیف مییابم
مبتدع افتخار میبینم
هوش مصنوعی: من دین و مذهب را ضعیف میدانم و به مبتدعی که اصرار بر نوآوری دارد، احترام میگذارم.
سکهٔ نو زنند بر رخ زر
درهمش کمعیار میبینم
هوش مصنوعی: سکههای جدیدی را بر روی صورت طلا میزنند، اما من میبینم که این سکهها از نظر کیفیت پایینتر هستند.
دوستان عزیز هر قومی
گشته غمخوار و خوار میبینم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که دوستان از هر گروه و قبیلهای که هستند، به نوعی برای یکدیگر غمخوار و دلسوز هستند و در عین حال ممکن است در برابر مشکلات و چالشها، احساس ضعف و خوارگی کنند.
هر یک از حاکمان هفت اقلیم
دیگری را دچار میبینم
هوش مصنوعی: من هر کدام از حاکمان هفت کشور را در حالتی میبینم که دیگران را دچار مشکلات و سختیها کردهاند.
نصب و عزل تبکچی و عمال
هر یکی را دوبار میبینم
هوش مصنوعی: من بارها نصب و برکناری تبکچی و کارگزاران را مشاهده کردهام.
ماه را روسیاه مییابم
مهر را دلفگار میبینم
هوش مصنوعی: ماه را در حالتی ناامید و غمگین میبینم و مهر را با دلی آکنده از درد و اندوه احساس میکنم.
ترک و تاجیک را به همدیگر
خصمی و گیر و دار میبینم
هوش مصنوعی: میبینم که ترکها و تاجیکها با یکدیگر در کینه و تضاد هستند.
تاجر از دست دزد بیهمراه
مانده در رهگذار میبینم
هوش مصنوعی: من در مسیر، تاجر را میبینم که از دست دزد تنها و بییار مانده است.
مکر و تزویر و حیله در هرجا
از صغار و کبار میبینم
هوش مصنوعی: در هر مکان و زمانی، چه از کسانی که کوچکتر هستند و چه از بزرگترها، نیرنگ و فریب را مشاهده میکنم.
حال هندو خراب مییابم
جور ترک و تتار میبینم
هوش مصنوعی: حالت هندو را خراب میبینم و خود را در میان مشکلات و سختیهای ناشی از ترک و تاتار احساس میکنم.
بقعه خیر سخت گشته خراب
جای جمع شرار میبینم
هوش مصنوعی: مکان خوب و مقدسی که باید امن و آرام باشد، خراب و ویران شده و در آن جمعیت ناراحت و مشوشی را میبینم.
بعض اشجار بوستان جهان
بیبهار و ثمار میبینم
هوش مصنوعی: در برخی از باغها، درختانی را میبینم که نه گل و شکوفه دارند و نه میوهای به بار میآورند.
اندکی امن اگر بود آن روز
در حد کوهسار میبینم
هوش مصنوعی: اگر روزی در جایی امن و آرامش بیابم، همانند زیبایی کوهها را خواهم دید.
همدمی و قناعت و کُنجی
حالیا اختیار میبینم
هوش مصنوعی: در حال حاضر، من به دوستی و زندگی ساده و بیپیرایه در گوشهای آرام توجه دارم.
گرچه میبینم این همه غمها
شادیای غمگسار میبینم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه غم و اندوههای زیادی را میبینم، اما شادیای که تسکیندهنده غمها باشد نیز مشاهده میکنم.
غم مخور زان که من در این تشویش
خرمی وصل یار میبینم
هوش مصنوعی: نگران نباش، زیرا در این شرایط پر از نگرانی، من شادی و خوشی وصل به محبوب را در مییابم.
بعد امسال و چند سال دگر
عالمی چون نگار میبینم
هوش مصنوعی: در آینده و پس از گذشت چند سال، فردی را میبینم که زیباییاش مانند زیبایی نگار است.
چون زمستان پنجمین بگذشت
ششمش خوش بهار میبینم
هوش مصنوعی: زمانی که زمستان پنجم به پایان رسید، اکنون در سال ششم، فصل بهار را خوشحالکننده و زیبا میبینم.
نایب مهدی آشکار شود
بلکه من آشکار میبینم
هوش مصنوعی: شخصی که نماینده مهدی است خودش به وضوح دیده میشود و من نیز او را به روشنی میبینم.
پادشاهی تمام دانایی
سروری با وقار میبینم
هوش مصنوعی: من شخصی را میبینم که تمام دانش را در اختیار دارد و با وقار و شکوه، رهبری میکند.
هرکجا رو نهد به فضل اله
دشمنش خاکسار میبینم
هوش مصنوعی: هر جا که کسی تحت تأثیر لطف خدا قرار بگیرد، دشمنش را در حال خواری و ذلت مییابم.
بندگان جناب حضرت او
سر به سر تاجدار میبینم
هوش مصنوعی: من بندگان او را میبینم که همه مانند یکدیگر با شکوه و افتخار در برابرش ایستادهاند.
تا چهل سال ای برادر من
دور آن شهریار میبینم
هوش مصنوعی: برادر عزیزم، من تا چهل سال آینده کسی را نمیبینم که به آن پادشاه بزرگ شبیه باشد.
دور او چون شود تمام به کار
پسرش یادگار میبینم
هوش مصنوعی: زمانی که کارهای پسرش به پایان میرسد، یادگارهایی از او را میبینم که دور او را احاطه کردهاند.
پادشاه و امام هفت اقلیم
شاه عالیتبار میبینم
هوش مصنوعی: من فردی با مقام و منزلت بالا را مشاهده میکنم که بر تمام کشورهای هفتگانه فرمانروایی میکند.
بعد از او خود امام خواهد بود
که جهان را مدار میبینم
هوش مصنوعی: پس از او، خود امام خواهد بود که من جهان را به گونهای میبینم که همه چیز به دور او میچرخد.
میم و حا، میم و دال میخوانم
نام آن نامدار میبینم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به طور استعاری نام شخصی بزرگ و مشهور را میخواند و با ذکر حروف ابتدایی نام او، به عظمت و شناختهشدگیاش اشاره میکند. او با استفاده از این حروف، احساس و جذابیت خاصی نسبت به آن فرد را بیان میکند.
صورت و سیرتش چو پیغمبر
علم و حلمش شعار میبینم
هوش مصنوعی: او را مانند پیامبر میبینم که هم در شکل و ظاهرش و هم در ویژگیهایش علم و بردباری را به خوبی نمایش میدهد.
دین و دنیا از او شود معمور
خلق از او بختیار میبینم
هوش مصنوعی: دین و دنیای مردم با او رونق میگیرد و من میبینم که مردم در زندگی خود خوشبخت و سعادتمند هستند.
ید و بیضا که باد پاینده
باز با ذوالفقار میبینم
هوش مصنوعی: دست روشن و درخشان را که با نیروی خداوند همیشه پایدار است، دوباره با شمشیر ذوالفقار میبینم.
مهدی وقت و عیسی دوران
هردو را شهسوار میبینم
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده به ظهور دو شخصیت مهم تاریخ اشاره میکند که هر دو را در قامت یک قهرمان و رهبر میبیند. او احساس میکند که این شخصیتها در زمان خود به شکلی برجسته و تاثیرگذار ظاهر میشوند.
گلشن شرع را همیبویم
گل دین را به بار میبینم
هوش مصنوعی: در باغ خوشبویی که به اصول دینی تعلق دارد، گلهای زیبای ایمان را در حال رشد و باروری مشاهده میکنم.
این جهان را چو مصر مینگرم
عدل او را حصار میبینم
هوش مصنوعی: این دنیا را مانند مصر مینگرم و در آن، عدالت او را همچون یک حصار احساس میکنم.
هفت باشد وزیر سلطانم
همه را کامکار میبینم
هوش مصنوعی: من به عنوان وزیر سلطان، تمام افراد را شاد و خوشبخت مییابم.
عاصیان از امام معصومم
خجل و شرمسار میبینم
هوش مصنوعی: گناهکاران را در برابر امام معصوم خجالتزده و شرمنده میپندارم.
بر کف دست ساقی وحدت
بادهٔ خوشگوار میبینم
هوش مصنوعی: بر دست ساقی، بادهای خوش و دلانگیز را مشاهده میکنم که نشان از وحدت و پیوند دارد.
غازی دوستدار دشمنکش
همدم و یار و غار میبینم
هوش مصنوعی: من در کنار کسی هستم که دوست دارد با دشمنان بجنگد و او را همدم و همراه خود میبینم.
تیغ آهندلان زنگ زده
کُند و بیاعتبار میبینم
هوش مصنوعی: میبینم که شمشیرهای قوی و بیرحم، به مرور زمان تیره و بیقدر شدهاند.
زینت شرع و رونق اسلام
هر یکی را دو بار میبینم
هوش مصنوعی: هر یک از آنچه که زیبایی دین و شکوه اسلام را به نمایش میگذارد، دو بار مشاهده میکنم.
گرک با میش شیر با آهو
در چرا برقرار میبینم
هوش مصنوعی: در چراگاه، دیدن گرگ و میش و شیر و آهو در کنار هم نشاندهندهی هماهنگی و آرامش نادر میان موجودات طبیعی است. این صحنه نشان میدهد که حتی در دنیای وحشی، ممکن است لحظاتی از اتحاد و همزیستی وجود داشته باشد.
گنج کسری و نقد اسکندر
همه بر روی کار میبینم
هوش مصنوعی: من همه چیزهای باارزش و ثروتهای بزرگ را در این دنیا میبینم.
ترک عیار مست مینگرم
خصم او در خمار میبینم
هوش مصنوعی: من به جوانمردی که مست است نگریستم و رقیب او را در حال خماری دیدم.
نعمت الله نشسته در کنجی
از همه بر کنار میبینم
هوش مصنوعی: من میبینم که نعمت خدا در گوشهای از همه چیز، خود را کنار کشیده و آرام نشسته است.