برگردان به زبان ساده
آن شنیدی که مرغکی در شخ
دید در زیر ریگ پنهان فخ
هوش مصنوعی: مرغکی در میان شاخها، چیزی را زیر ریگها مشاهده کرد که به نظرش زیبا و خاص میآمد.
گفت تو کیستی چنین بد حال
گفت هستم ستودهٔ ابدال
هوش مصنوعی: سوالی از شخصی درباره وضعیت نامناسبش شد و او پاسخ داد که من کسی هستم که در نظر دیگران، ستوده و مورد احترام هستم.
چیست این زه که بر میان داری
به چه معنی همی نهان داری
هوش مصنوعی: چه چیزی است این نغمهای که در میان تو قرار دارد و به چه معنا آن را در دل پنهان کردهای؟
گفت این زه نگاهدار من است
در بد و نیک نیک یار من است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن شخص میگوید: نگاهی که دارم، همیشه همراه من است و در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، دوست و یار من خواهد بود.
من میان بسته بهر طاعت را
گوشه بگزیدهام قناعت را
هوش مصنوعی: من در زندگی خود، به دوری از دنیا و مشغلههای آن پرداختهام و در عوض، به رضایت از داشتههایم و قناعت اهمیت میدهم.
گفت این گندم از برای چراست
در میان دو چیز از چپ و راست
هوش مصنوعی: گفت این گندم برای چرا دادن دامهاست، در حالی که در میان دو چیز قرار دارد؛ یکی در سمت چپ و دیگری در سمت راست.
گفت هستم به قوت حاجتمند
هست حیوان به قوت اندر بند
هوش مصنوعی: من میگویم که نیازم به زور و قدرت است، همچنان که حیوانی به نیرو و قدرت برای زنده ماندن وابسته است.
راتبم گندمیست هر روزی
از یکی پارسای دلسوزی
هوش مصنوعی: من هر روز از محبت و حمایت یک انسان خداترس و دلسوز روزی میخورم که روزیام از زراعت گندم است.
هیچ بازت ندارم ار بخوری
راتب روز من اگر ببری
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، هیچ چیز دیگری از من نمیماند و حتی روزمرگیام را هم از من میگیری.
سر فرو کرد و گندمک برکند
حلقش از حلقها بماند به بند
هوش مصنوعی: سرش را پایین آورد و دانههای گندم را چید، او همچنان در دام ماند.
مرغ گفتا که من شدم باری
مفتادت چو من خریداری
هوش مصنوعی: پرنده گفت: من اکنون به مرحلهای رسیدم که نمیتوانم دیگر پرواز کنم، زیرا کسی که مرا خرید، من را به این حال انداخت.
هیچ فاسق مرا ز راه نبرد
زاهدی کرد گردنم را خرد
هوش مصنوعی: هیچ نیروی بدی نتوانست مرا از راه درست منحرف کند، حتی زاهدی که با تهمت به من، احساس ناتوانی و خفت به من داد.
به خدایم فریفت مکّاری
این چنین نابکار غدّاری
هوش مصنوعی: به خدا من را فریب دادند، این شخص ناپاک و خیانتکاری چنین عمل میکند.
هرکه او بهر لقمه شد پویان
زود مانند من شود بیجان
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر لقمهای نان تلاش و حرکت میکند، مانند من سرانجام بیروح و بیجان خواهد شد.
کردهام اختیار غفلت و جهل
زین چنین عالمی پر از نااهل
هوش مصنوعی: من خودم به عمد در دام غفلت و نادانی گرفتار شدهام، در دنیایی اینچنینی پر از افرادی نااهل و بیکفایت.
من وفایی ندیدهام ز خسان
گر تو دیدی سلام من برسان
هوش مصنوعی: من از بیوفایی انسانها آگاه هستم، اما اگر تو چنین وفایی را دیدهای، سلام مرا به او برسان.