برگردان به زبان ساده
ور دبیر از تو بینوا باشد
دان که تدبیرها خطا باشد
هوش مصنوعی: اگر نوشتن از تو بیفایده باشد، بدان که تدبیرها و تدبیرکنندهها دچار اشتباهاند.
هرکجا کور دیدبان باشد
لاجرم گرگ سر شبان باشد
هوش مصنوعی: هر جا که نگهبان بیتوجه و ناتوان باشد، حتماً خطرناکترین موجودات به راحتی میتوانند وارد شوند و کنترل اوضاع را به دست بگیرند.
عقل خندد به زیر دامن در
بر کر خسک و کور سوزن گر
هوش مصنوعی: عقل به انتخابهای نادرست و بیتوجهی به واقعیتها میخندد؛ برایش عجیب است که انسانها چگونه به شرایط بد و غیرمعمول دچار میشوند و در عین حال از آن غافل هستند.
ببرد آب عالم ابرار
مدحت پادشاه آتش خوار
هوش مصنوعی: آب عالم، حالتی از زمان را به همراه دارد که خوبان و نیکان را میبرد، در حالی که وصف و ستایش پادشاه، در زمینهای تلخ و سوزان وجود دارد.
عالم عامل و شه عادل
ملک و دین راست این دل و آن ظل
هوش مصنوعی: عالمی که به علم خود عمل میکند و شاهی که عدالت را برقرار میسازد، باید برای ملک و دین خود راستگو باشد. این دل به معنای درون و آن سایه، به معنای حمایت و قدرت است.
شاه با صدق آشنا باشد
صدر او صفهٔ صفا باشد
هوش مصنوعی: چنانچه پادشاهی دارای صداقت و راستگویی باشد، جایگاه او به صفای دل و آرامش تبدیل میشود.
از خطاها دلش جدا باشد
شحنهٔ شرع مصطفی باشد
هوش مصنوعی: کسی که از اشتباهات قلباً کنار گذاشته شده باشد، میتواند حافظ اصول و قوانین دین مقدس باشد.
تا اولوالامر لایقش گردد
کار خافی حقایقش گردد
هوش مصنوعی: تا زمانی که افراد صاحب قدرت و تدبیر در عرصههای مختلف، بر کارها نظارت نکنند و مسئولیتها به درستی انجام نشود، هیچ حقیقتی به درستی درک و شناخته نخواهد شد.
شیر هنگام صید ظلم نکرد
یک شکم زان شکار بیش نخورد
هوش مصنوعی: شیر در هنگام شکار، به اندازه کافی و به درستی از طعمهاش بهرهبرداری میکند و بیشتر از نیازش نمیخورد.
گرچه گردد اسیر آز و نیاز
به سرِ صید کرده ناید باز
هوش مصنوعی: هرچند انسان ممکن است در دام خواستهها و نیازهایش گرفتار شود، اما دیگر نمیتواند به گذشته و روزهای پرآز و نیازش بازگردد.
عادل و کم طمع به ملک سزاست
طامع و ظالم از خدای جداست
هوش مصنوعی: یک فرد عادل و با طمع کم، شایسته حاکمیت بر زمین است، اما کسی که طمعکار و ظالم باشد، از خداوند دور و جداست.
دین و دولت به شرع و شه زندهست
زین دو شین آن دو دال پایندهست
هوش مصنوعی: مذهب و قدرت بر اساس قوانین شرعی زندگی میکنند، و از این دو، اصل و پایهی قویتری برای بقای آنها وجود دارد.
ملک و ملّت چو پود و چون تارست
آن بدین این بدان سزاوارست
هوش مصنوعی: حاکم و مردم مانند الیاف بافته شدهاند؛ هر کدام به نوعی به دیگری وابسته و مرتبط هستند.
ملتی را که ملک یار نشد
مایهٔ شرع هر دیار نشد
هوش مصنوعی: مردمی که به یاری و حمایت از پادشاه خود نپردازند، هیچگاه به قوانین و اصول مذهبی در هیچ سرزمینی پایبند نخواهند بود.
ملک بیملّت آشنای غم است
شاه دیندار و ملک جوی کم است
هوش مصنوعی: کشوری که مردمش در درد و رنج هستند، برای حاکمی که به دین و ملت خود اهمیت میدهد، جایگاه مناسبی نیست. حاکم صالح و با ایمان در چنین وضعیتی ندرتاً دیده میشود.
ای به دم جفت عیسی مریم
دام دجّال بر کن از عالم
هوش مصنوعی: ای کسی که به دم (پایان) عیسی مریم نزدیک هستی، دام دجّال (فریبنده) را از دنیای ما بردار!
اندرین روزگار بدعهدی
چیست جز عدل هدیهٔ مهدی
هوش مصنوعی: در این دوران که وفا و صداقت کمتر دیده میشود، جز عدالت و انصاف که هدیه مهدی است، چه چیز دیگری میتواند وجود داشته باشد؟
خشک شد بیخ دین و شاخ صواب
دست بگشای اینت فتحالباب
هوش مصنوعی: ریشههای دین و اصول درست زندگی خشکیده و از بین رفتهاند. اینک زمان آن رسیده است که به این وضعیت پایان دهی و درهای نیکی و پیروزی را باز کنی.
شه که عادل بُوَد ز قحط منال
عدل سلطان به از فراخی سال
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این مفهوم است که کیفیت و عدالت در حکومت و رهبری اهمیت بیشتری دارد تا فقط وفور منابع و ثروت. اگر یک پادشاه عادل باشد، حتی در زمان کمبود و قحطی، او بهتر از یک سلطان ناعادل است که در دورههای فراوانی حکومت میکند. در واقع، عدالت و حکمرانی خوب، ارزشمندتر از ادعای ثروتهای زیاد است.
سال نیکو مطیع عدل شهست
ورنه مر هردو را جگر تبهست
هوش مصنوعی: سال خوب و خوشی تنها در سایه عدالت حاکم قابل تحقق است، وگرنه نابودی هر دو را به همراه خواهد داشت.
مرد بیمار را که دیدهتر است
خشکی لب ز آتش جگر است
هوش مصنوعی: مردی که بیمار است و در وضعیت بدی به سر میبرد، نشاندهندهی درد و رنج عمیقی است که او تحمل میکند. خشکی لبهایش به خاطر آتش درونی و درد عمیق اوست.