برگردان به زبان ساده
زان ملوک عجم که در تاریخ
بخردان راست موعظت توبیخ
هوش مصنوعی: از پادشاهان عجم که در تاریخ حکیمان به عنوان پند و نصیحت شناخته شدهاند، باید عبرت گرفت و از اشتباهات آنها یاد کرد.
زان سخنهای ملک کیخسرو
رستم زال و نیرم و جم و زو
هوش مصنوعی: از گفتههای شاه کیخسرو و قهرمانانی چون رستم، زال، نیرم و جم، مشخص است که چه داستانهای عظیمی در تاریخ وجود دارد.
آل گشتاسب و نامور لهراسب
وان همه علم و حکمت جاماسب
هوش مصنوعی: نسل گشتاسب و شخصیت مشهور لهراسب، و تمام آن علم و دانش و حکمت که متعلق به جاماسب است.
حال جمشید و حال افریدون
حال ضحاک کافر ملعون
هوش مصنوعی: حال جمشید و افریدون، دو شخصیت بزرگ و محبوب، همچنان در یادها باقی است. اما حال ضحاک، فردی کافر و نکوهیده، حقیقتی تلخ و ناخوشایند است.
سرگذشت سیاوش مظلوم
پدر بیحفاظ و آن زن شوم
هوش مصنوعی: داستان سیاوش، جوانی بیگناه و بیدفاع، و مادرش که با نیرنگهایش به او خیانت کرد.
حال اسفندیار و ظلم پدر
حال افراسیاب بسته کمر
هوش مصنوعی: وضعیت اسفندیار و ستمهای پدرش، مانند حال افراسیاب است که در جنگ و درگیری غرق شده است.
رستم گرد و خدعهٔ سهراب
که جهان شد ز فعل هر دو خراب
هوش مصنوعی: رستم و سهراب با فعالیتها و نقشههای خود، باعث ویرانی جهان شدند.
زان جفاهای بهمن دانا
که چه کرد از خروج با دارا
هوش مصنوعی: از ظلمها و سختیهایی که بهمن دانا بر سر دارا آورد، چه بر سرش آورد و چه عواقبی داشت.
زان ملوک طوائف عظما
که چهگونه شدند جمله هبا
هوش مصنوعی: از سلطنتهای بزرگ و قدرتمند که چگونه به طور کامل از بین رفتند و نابود شدند.
حال فیروز و اردشیر عظام
اردوان دلیر با بهرام
هوش مصنوعی: حال فیروز و اردشیر، دو شخصیت بزرگ و مهم، در کنار اردوان دلیر و با بهرام، احساساتی از شجاعت و قدرت را به تصویر میکشد. این جمله نشاندهندهی لحظهای است که این شخصیتها در کنار هم قرار دارند و احساساتشان دربارهی وضعیت فعلی را به اشتراک میگذارند.
زان خبرهای آل ساسانی
راندن کام دل به آسانی
هوش مصنوعی: از آن خبرهای خاندان ساسانی، به آسانی میتوان به آرزوی دل رسید.
زان خصال سکندر رومی
که برفت از جهان به محرومی
هوش مصنوعی: به خاطر ویژگیهای سکندر رومی که از دنیا رفت و به حرمان و افسوس دچار شد.
زان سیرهای یزدگرد عزیز
که شد از بخت بد همه ناچیز
هوش مصنوعی: به خاطر بدشانسی و سرنوشت نادرست، همه آن چیزهایی که از سیر و سفرهای یزدگرد عزیز به جا مانده بود، به هیچ و پوچ تبدیل شد.