برگردان به زبان ساده
بود عمّر نشسته روزی فرد
گردش اصحاب صفّه با غم و درد
هوش مصنوعی: روزی افراد صفّه در حال چرخیدن به دور هم بودند و در آن لحظه، عمر با غم و درد در آرامش نشسته بود.
هریک از شادی ره اسلام
یاد میکرد بر گشاده کلام
هوش مصنوعی: هرکسی درباره شادی و راه اسلام صحبت میکرد و با زبان باز و آسان این موضوع را بیان مینمود.
هم کهن پیر و هم جوان تازه
برده آوازه تا به دروازه
هوش مصنوعی: در اینجا به دو نوع شخصیت اشاره شده است: یکی افراد با تجربه و با سابقه کهنسال و دیگری جوانان تازهوارد که به تازگی به شهرت رسیدهاند. این دو گروه در کنار هم و در فضای عمومی، به نوعی دروازهای را نمایان میسازند که نشاندهندهی ارتباط بین نسلها و حضور همزمان آنها در جامعه است.
منّتی جمله یاد میکردند
فوت ایام کفر میخوردند
هوش مصنوعی: همه به یاد من بودند و از روزهای گذشته سخن میگفتند، ولی در دل به آن روزها بیاحترامی میکردند.
بود عبداللّٰه عُمر حاضر
لیک زان درد و رنج بُد قاصر
هوش مصنوعی: عبدالله عمر در آن جمع حاضر بود، اما به خاطر درد و رنجی که داشت، قادر به شرکت کامل در فعالیتها نبود.
منتی کرد نیز بر خود یاد
زود عمّر برو زبان بگشاد
هوش مصنوعی: او به خود منت نهاد و از عمرش به سرعت یاد کرد و زبانش باز شد.
گفت ویحک چه لاف پاشی تو
خود مرین درد را چه باشی تو
هوش مصنوعی: ای وای تو! چرا اینقدر خود را بزرگ جلوه میدهی؟ تو خود به چه دردی مبتلا هستی؟
درد دین تو تا کجا باشد
مر ترا درد کی روا باشد
هوش مصنوعی: آیا میتوانی بگویی که درد و رنج تو از مسائل مذهبی تا چه حد ادامه دارد و آیا رنجی که تحمل میکنی، منطقی و قابل توجیه است؟
تو در اسلام زاده و دیده
تلخی کفر هیچ نچشیده
هوش مصنوعی: تو به دنیا آمدهای در آغوش اسلام و هرگز طعم تلخیهای کفر را تجربه نکردهای.
درد ایام کفر خورده نهای
خویشتن را ذلیل کرده نهای
هوش مصنوعی: درد و غصههای روزگار تو را نرنجانده و خودت را هم بیارزش و کوچک نکردهای.
این چنین درد و زخم ما دانیم
زان به دین رسول شادانیم
هوش مصنوعی: ما از این همه درد و زخم آگاهیم و به خاطر دین پیامبر، خوشحال هستیم.
ناچشیده تو درد و منّت و عار
هیچ نابرده ذُل و استحقار
هوش مصنوعی: تو هرگز دردی از رنج و تحقیر را نچشیدهای، اما من بدون اینکه چیزی بخواهم، این بار سنگین را بر دوش میکشم و از ذلت و خوار شدن رنج میبرم.
نشناسی تو لذّت ایمان
قدر ایمان چه دانی و احسان
هوش مصنوعی: اگر تو لذتی از ایمان را درک نمیکنی، چگونه میتوانی ارزش ایمان را بفهمی و در مورد نیکی و احسان چه میدانی؟
ما شناسیم کان چه ذُلّی بود
وان چه بندی و آن چه غُلّی بود
هوش مصنوعی: ما از آنچه ذلت و بندگی است آگاهیم و همچنین از آنچه قیود و زنجیرهاست.
شکر اسلام کرد مادانیم
کین زمان مرد راه ایمانیم
هوش مصنوعی: در اینجا، منظور این است که باید به خاطر دین اسلام قدردان و شکرگزار باشیم، زیرا در این زمان ما بر سر راه ایمان و باورهای خود استوار هستیم.
شیر مردان عناء ره بردند
به تو نامرد راه بسپردند
هوش مصنوعی: شجاعان در راه دشواریها به تو رسیدند و نامردان، راه را به آنها سپردند.
تو به نامردی این ره دین را
جمله کردی خراب آیین را
هوش مصنوعی: تو با کردار ناپسند خود، دین و آئین را به کلی ویران کردی.
به چه بنهم ترا به یار جواب
ای ز تو دین و شرع گشته خراب
هوش مصنوعی: چگونه باید تو را پاسخ دهم، ای کسی که دین و آداب در اثر تو دچار نابسامانی شده است؟
نه زنی در ره صواب و نه مرد
نه مخنّث از آنت نبود درد
هوش مصنوعی: نه زنی در راه درست وجود دارد و نه مردی، حتی جنسیتی غیر از این هم از این وضع رنج نمیبرد.