برگردان به زبان ساده
اینکه اقلیم بیم و امیدست
خود یکی روزه راه خورشیدست
هوش مصنوعی: مناطق مختلف زندگی پر از ترس و امید هستند و این وضعیت به نوعی مانند روزی است که نور خورشید به آنجا میتابد.
اینک امروز ربع مسکونست
قطرهای از هزار جیحونست
هوش مصنوعی: امروز در جهانی که زندگی میکنیم، ما تنها بخشی کوچک از دریای وسیع زندگی هستیم.
هیچ نادیده عالم معنی
معرفت را چرا کنی دعوی
هوش مصنوعی: چرا ادعای دانایی میکنی در حالی که هیچ چیز از معنای واقعی معرفت را نمیدانی؟
تو ز طاوس پای دیدستی
نام اقلیمها شنیدستی
هوش مصنوعی: تو زیبایی و شکوه طاووس را دیدهای و نام سرزمینها را شنیدهای.
ز رزی دانهٔ عنب دیدی
مهرهٔ بوالعجب به شب دیدی
هوش مصنوعی: تو درخت انگور را دیدی که دانههایش مانند مهرههای عجیب هستند، مخصوصاً در شب.
بازی روز و شب به انبازی
هست پیش تو همچو شب بازی
هوش مصنوعی: زندگی شب و روز مثل یک بازی است که در مقابل تو، مانند بازی در شب به نظر میرسد.
شیر گرمابه دیده از نقاش
باش تا شیر بیشه بینی باش
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در زندگی به مقام بالا و شجاعت دست یابی، باید ابتدا هنر و مهارتهای لازم را یاد بگیری و با زیرکی از تجربههای دیگران بهرهبرداری کنی. در واقع، برای رسیدن به موفقیت باید مراحل را طی کنی و به تدریج به هدفهای بزرگتر فکر کنی.
تو که این را چو جان نگه داری
گاه از آن عقل را بیازاری
هوش مصنوعی: اگر تو این موضوع را به اندازه جانت ارزش قائل باشی، گاهی اوقات ممکن است باعث آزردهخویی عقل خود شوی.
نبود مر ترا بهی و مهی
با دلی پر ز حرص و دست تهی
هوش مصنوعی: تو نه خورشیدی داری و نه ماهی، در حالی که دلت از طمع پر است و دستت خالی.
برکه خندند ساکنان اثیر
کز تو با گریه ماند گوز و پنیر
هوش مصنوعی: در دریاچه، ساکنان متعجب به این امر خندیدند که تو با اشک و اندوه، باقی ماندههای گوز و پنیر را به جا گذاشتی.
گوز مر خرس حرص را بگذار
وین پنیر بدت به گربه سپار
هوش مصنوعی: خرس حرص و طمع را کنار بگذار و این پنیر را به گربه بده.
که اگر با تو دم زند هوست
کند از جور چرخ در قفست
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو صحبت کند، ممکن است از ظلم و ناگاری زندگی خلاص شود و از قید و بندهای آن رهایی یابد.