برگردان به زبان ساده
پیش از آدم ز دست کوتاهی
دوستی داشت مرغ با ماهی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آدم به وجود بیاید، به دلیل نداشتن دوستی و ارتباط، پرنده و ماهی نتوانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
هریکی در مقام خود ساکن
آن ز فخ فارغ این ز شست ایمن
هوش مصنوعی: هر کس در جایگاه خود قرار دارد و از افتخارات بینیاز است، این فرد از خطرها در امان است.
آدمی در زمین چو بپراکند
ماهی از مهر مرغ دل برکند
هوش مصنوعی: انسان وقتی در دنیا به خوبی و محبت رفتار کند، محبت و عشق دلها را جلب میکند.
گفت بدرود باش و رو بفراز
زانکه من زیرِ آب رفتم باز
هوش مصنوعی: گفت خداحافظ و برو، زیرا من به زیر آب رفتهام و دیگر نمیتوانم خود را بالا بیاورم.
که به عالم نهاد نسلی ره
کز سرِ حیلت وز شرّ و شره
هوش مصنوعی: نسلی به دنیا آمده که از طریق فریب و شرارت به وجود آمده است.
هم مرا زیر آب نگذارند
هم ترا از هوا به پست آرند
هوش مصنوعی: هر دو ما را در موقعیتهای ناگواری قرار ندهند؛ یکی را در عمق آب و دیگری را در ارتفاع هوا.
همه را جمله نیست گردانند
بر سباع و ددان شهی رانند
هوش مصنوعی: همه را نمیتوان بر اساس زور و قدرت چیرگی و شکاری ددمنشانه قضاوت کرد.
کادمی را به وهم دوراندیش
جِرمش از ما کمست و جُرمش بیش
هوش مصنوعی: پنداری که برای داشتن آیندهای خوب، باید از افکار ناراحتکننده و اشتباه پرهیز کرد. در واقع، تأثیرات منفی و مشکلات ناشی از این افکار میتواند بیشتر از آنچه تصور میکنیم باشد.
حالشان از برای حیلهٔ ماست
عقلشان از پی عقیلهٔ ماست
هوش مصنوعی: آنها از حقههای ما در وضعیت خاصی هستند و عقلشان دنبال فضیلتهای ما میگردد.
کز دنائت ز راه آهن و نی
گردد انبار حق بادنی شیء
هوش مصنوعی: از زشتی و پستی، میتوان به راحتی و با حیل غیرمؤثر به انباری از حقایق دست یافت.
آدمیزاده نازنین باشد
قهر و لطفش برای این باشد
هوش مصنوعی: انسانهای عزیز و ارزشمند به خاطر زیبایی و جذابیتهای خود گاهی رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند که این قهر و محبت آنها ناشی از ویژگیهای خاصشان است.
گه به بانگی ضعیف کام شود
گه به دانگی خدای نام شود
هوش مصنوعی: گاهی با صدای لطیف و آرام دلخوشی به دست میآید، گاهی هم با نام خداوند با قدرت و شکوه به مقصد میرسیم.
به خسی سخت سر شود به مجاز
به غمی سست پای گردد باز
هوش مصنوعی: شخصی که در برابر مشکلات و سختیها قرار میگیرد، اگر به صورت غیرواقعی و سطحی برخورد کند، در نهایت در برابر این مشکلات آسیبپذیرتر میشود و ممکن است نتواند به صورت محکم و استوار ادامه دهد.
گاه تن برگذارد از کیوان
گاه گردد ز خارکی حیران
هوش مصنوعی: گاهی انسان به مراتب بلندمرتبهای میرسد و گاهی به حالت درماندگی و سرگردانی دچار میشود.
سابقت زو نهفته در اوّل
خاتمت زو به مُهر حکم ازل
هوش مصنوعی: گذشتهات در آغاز تو پنهان است و پایان کار تو با نشان تقدیر اولیه مشخص شده است.
گاه ایوان برد به چرخ چهار
گاه گردد ز نیم کرم افگار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، ایوان به چهار سمت آسمان برمیخیزد و در میانه زمین، انسان را به چالشی عمیق و سنگین میکشاند.
گاه مسند نهد برِ فَرقد
وز حریر و قصب کند مرقد
هوش مصنوعی: گاهی تختی بر روی ستارهای میگذارد و مزارش را از حریر و نی میسازد.
گاه گردد به خون و خاک دفین
بستر از خاک وز خسک بالین
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است که زمین و خاک، در بستر خود، به خون و خاک آغشته شود و به این ترتیب، از خاک و گلهای زیر بالینی شکل بگیرد.
سابقت زو نهفته در راندن
خاتمت زو به مهر در خواندن
هوش مصنوعی: گذشتهات از چیزهایی که پنهان کردهای به خوبی میگوید و سرنوشت تو به محبت و عشق در خواندن نوشته شده است.
آنکه ماندست سهمش از تقدیر
وانکه رفتست بیمش از تیسیر
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی باقی مانده، بخشی از سرنوشتش را دریافت کرده است و کسی که رفته، از آسودگی خاطر و راحتی دور است.
این همه چیست صنعت تقدیر
وان همه چیست حاصل تیسیر
هوش مصنوعی: این همه چه معنایی دارد که به عنوان سرنوشت انسانها شکل میگیرد و تمام این امور چه نتیجهای دارند که به شکست یا موفقیت منجر میشوند؟