برگردان به زبان ساده
معرفت را شرف پناهِ شماست
مغفرت را علف گناه شماست
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی انسان، به وسیلهی شخصیت و ارزشهای او تقویت میشود و بخشش الهی نیز به خاطر خطاها و اشتباهات اوست.
آدمی بهر بیغمی را نیست
پای در گِل جز آدمی را نیست
هوش مصنوعی: انسان برای رهایی از غم و اندوه باید تلاش کند و تنها خود اوست که میتواند به خودش کمک کند.
همه مقصود آفرینش اوست
اهل تکلیف و عقل و بینش اوست
هوش مصنوعی: تمام هدف و منظور از آفرینش، انسانها هستند که دارای وظیفه، عقل و توانایی درک و فهم هستند.
عرش و فرش و زمان برای ویست
وین تبه خاکدان نه جای ویست
هوش مصنوعی: عرش و فرش و زمان به خاطر اوست و این خاکدان جایگاه او نیست.
او در این خاک توده بیگانه است
زانکه با عقل یار و همخانه است
هوش مصنوعی: او در این سرزمین مانند دیگران نیست، زیرا همیشه با عقل و اندیشه خود کنار آمده و زندگی میکند.
خنده و گریه آدمی داند
زانکه او رنج و بیغمی داند
هوش مصنوعی: آدمی به خاطر تجربههای خود، هم لحظههای شاد را میشناسد و هم لحظههای دردناک را. او میفهمد که زندگی هم میتواند خوشی بیاورد و هم غم و رنج.
شادی از اهل عقل بیگانه است
آدمی را خود اندُه از خانه است
هوش مصنوعی: شادی برای انسانهای با عقل و درک بسیار دور از دسترس است و در واقع، خود انسان همواره درگیر غم و اندوه است.
غم در آنست کز تن آسانی
بیغمی را تو غم همی خوانی
هوش مصنوعی: غم در آن است که وقتی انسان از سختیها و رنجها دوری کند و به آرامش و خوشی برسد، هیچ چیزی جز بیغم بودن را احساس نکند. در این حالت، حتی غم را هم به زندگی خود نمیافزاید.
غم تو را میخورد ز بیخطری
تو چنان کس نهای که غم نخوری
هوش مصنوعی: غم تو را میخورد، زیرا تو آنقدر بیخیالی که هیچ کس دیگری با چنین بیخیالی غم ندارد.
چون ترا خورد و گشت فربه غم
غم تو شد فزون و مردی کم
هوش مصنوعی: وقتی که او به خوبی تغذیه شد و تقویت گردید، غم و اندوه تو بیشتر شد و از مردانگی و قدرت تو کاسته شد.
علف غم تویی در این عالم
چون تو رفتی علف نیابد غم
هوش مصنوعی: غم تو مانند علفی است که در این دنیا وجود دارد؛ وقتی تو رفتی، دیگر هیچ علفی برای غم وجود نخواهد داشت.