برگردان به زبان ساده
شبلی از پیر روزگار جُنید
کرد نیکو سؤالی از پی صید
هوش مصنوعی: شبلی از استاد خود جُنید، سوالی شایسته و خوب پرسید تا به حقیقتی دست یابد.
گفت پیرا نهادِ جمله علوم
مر مرا کن درین زمان معلوم
هوش مصنوعی: گفتند که همه علمها را بر من بنه، در این زمان برایم مشخص کن.
تا بدانم که راه عقبی چیست
مرد این راه زین خلایق کیست
هوش مصنوعی: برای اینکه بفهمم چگونه باید به عقب برگردم، باید بدانم که در این مسیر، چه کسی مردانهتر از این موجودات است.
گفت برگیر خواجه زود قلم
تا بگویم ترا ز سرّ قدم
هوش مصنوعی: خواجه، سریعاً قلم را بالا ببر تا راز آغاز کار تو را بگویم.
شبلی اندر زمان قلم برداشت
وانچه او گفت یک به یک بنگاشت
هوش مصنوعی: شبلی در زمان خود شروع به نوشتن کرد و هرچه که او بیان کرد، به دقت ثبت کرد.
گفت بنویس ازین قلم اللّٰه
چونکه بنوشت شد سخن کوتاه
هوش مصنوعی: میگوید که بنویس به وسیله این قلم خداوند، و وقتی نوشت، حرفها کوتاه و مختصر شدند.
گفت دیگر چه پیر گفت جز این
خود همین است کردمت تلقین
هوش مصنوعی: او گفت دیگر چه بگویم جز اینکه همین است. تو را اینگونه آموزش دادم.
علمها جمله زیر این کلمهست
هست صورت یکی ولیک همهست
هوش مصنوعی: تمام علوم و دانشها در زیر این کلمه قرار دارد. اگرچه تنها یک شکل و صورت است، اما شامل تمامی معانی و مقاصد است.
علم جمله جهان جزین مشناس
بشنو فرق فربهی ز اماس
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که همه علم و دانشهای جهان را به یکسان نشناس و به تفاوتهای ظریف و تفاوتهای واقعی توجه کن. از این رو، به جوانب مختلف یادگیری و درک پدیدهها اهمیت بده.
این بدان و ز قیل و قال گریز
جمله این است و زان دگر پرهیز
هوش مصنوعی: این را در نظر داشته باش و از حرف و حدیثهای بیهوده دوری کن، چرا که همه چیز در این خلاصه میشود و باید از چیزهای دیگر هم اجتناب کنی.
رهروانی که چشم سر دارند
دیده بر پشتِ راهبر دارند
هوش مصنوعی: افرادی که در مسیر حرکت میکنند و فقط با چشمان ظاهر خود میبینند، توجه خود را به پشت سر راهنمای خود معطوف کردهاند.
روی در خلق مقتدا نه رواست
که نه راه خدای راه هواست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در مسیر زندگی، پیروی از دیگران و توجه به خواستههای آنها مناسب نیست، چون این مسیر ممکن است انسان را به سمت آرزوهای نفسانی و دور از حقیقت هدایت کند. بنابراین، بهتر است که انسان به سوی خدا و راههای الهی توجه کند و از انحرافات دوری نماید.
تو بدو دادهای و او به تو روی
هردو همره چو حلقهها در موی
هوش مصنوعی: تو کار نیک و بد را به او دادهای و او هم به تو توجه کرده است، همانطور که حلقهها در بین موها به هم متصلاند.
به هوا او ترا تو او را دوست
بتپرستی تو بتپرستی اوست
هوش مصنوعی: در اینجا به این مفهوم اشاره شده که عشق و محبت به دو طرفهای که در آن هر یک از طرفین دیگری را میپرستد، شبیه به عبادت بتهاست. شما به او علاقه دارید و او نیز به شما عشق میورزد. این رابطه نشاندهندهی وابستگی عمیق و احساسی است که بین آن دو وجود دارد.
آنکه هرگز نبود با خود یار
اوست از رنج علم برخوردار
هوش مصنوعی: کسی که هیچگاه همراه خود دوست و یاور ندارد، از سختیهای دانش بهرهمند میشود.
نیک و بد میل تو نه از خوابست
بد و نیک تو همچو جلّابست
هوش مصنوعی: خواستن خوب و بد تو وابسته به خواب نیست، بلکه خوب و بد تو مانند پرچم و علم هویدا و مشخص است.
کی دهد مر بخار را تسکین
کاتش اندر دلست ای مسکین
هوش مصنوعی: کی میتواند به بخار که در دل آتش به تپش افتاده است، آرامشی ببخشد، ای بیچاره؟
آتش دل ز حکمت چپ و راست
نشود جز به بادبیزن کاست
هوش مصنوعی: دل انسان وقتی به آتش عشق یا درد گرفتار میشود، تنها با نرمش و ملایمت میتواند تسکین یابد و آرام شود.
دل تهی کن ز آتش پنداشت
که کفی خاک باد و آب نداشت
هوش مصنوعی: دل را از آتش و نگرانیها پاک کن، زیرا فکر نکن که مانند خاک، بیارزش و نداشتن خاصیتی است.
ساخته راه را همه اسباب
سوی منزل رسیده در تک و تاب
هوش مصنوعی: تمام وسایل و امکانات برای رسیدن به منزل آماده است و همه چیز در حال حرکت و فعالیت است.
بیرفیق این چنین ره هایل
رفته و کرده جسم را بسمل
هوش مصنوعی: بدون همراه و دوست، این مسیر طولانی به سختی طی شده و جسم را به تنگنا کشانده است.
همه در باخته ز خود الوان
نفس رفته بمانده جان و روان
هوش مصنوعی: همه در باختن، رنگها و نفسها خود را از دست دادهاند و تنها جان و روح باقی مانده است.
کرده این نفسها بجمله فدی
ساخته از قالب و نفوس غدی
هوش مصنوعی: این نفسها بهگونهای خوشبو و زیبا به وجود آمدهاند که همچون فدای وجودی دیگر عمل میکنند و از قالب و شکل ظاهری خود فراتر رفتهاند.
روح صافی بمانده تن رفته
صدق مانده به جای و فن رفته
هوش مصنوعی: روح پاکی که از بدن جدا شده، صداقت و راستگویی باقی مانده، ولی مهارت و فنون از بین رفته است.
معنی کار را جُهینه شده
عین ارواح را بُثینه شده
هوش مصنوعی: کار و تلاش به نوعی شفاف و واضح گشته است، همانطور که جانها به وضوح و روشنی وجود دارند.
چون شدم فارغ از طریق جواز
عشق را زین سپس کنم آغاز
هوش مصنوعی: زمانی که از مسیر عشق رها شدم، حالا وقت آن است که آغاز جدیدی داشته باشم.