برگردان به زبان ساده
از برای تناهی اندر کرد
عالم جسم گویی آمد گرد
هوش مصنوعی: به خاطر محدودیتهای موجود در جهان مادی، به نظر میرسد که این عالم جسمانی پدید آمده است.
متساوی نهاد چون گویی
متفاوت نه سویی از سویی
هوش مصنوعی: اگر دو نفر از نظر نهاد و بنیاد یکسان باشند، حتی اگر ظاهراً متفاوت به نظر برسند، در واقع از یک ریشه و یک سمت هستند.
هست ممتد جهان و اندر حد
متناهی جهت بود ممتد
هوش مصنوعی: جهان به گونهای است که هرچند گسترده و بیانتہا به نظر میرسد، اما هنوز در چارچوبی مشخص و محدود قرار دارد که به آن جهت میدهد.
بعد از آن در ولایت تصویر
مرتبه نقش دان و نقشپذیر
هوش مصنوعی: پس از این، در سرزمین وجود، بدان که مرتبهها نقشی دارند و خود نیز نقشپذیر هستند.
ز اوّل جان و آخر مرجان
فاعل و منفعل در این دو میان
هوش مصنوعی: در آغاز زندگی و در پایان آن، وجود و عدم در این دو حالت وجود دارد.
در سرای صفتپذیر فنا
از پی رفعت قصور و بنا
هوش مصنوعی: در دنیای زوال و فانی، به دنبال درجات بالا و ساختن بناها هستیم، اما همه چیز گذراست.
عقل در بند امر بنشسته
نفس در شوق عقل دل خسته
هوش مصنوعی: عقل تحت تأثیر دستورات قرار گرفته و مشغول است، در حالی که نفس با اشتیاق به دنبال خواستهها و آرزوهای خودش میباشد. دل هم از این وضعیت خسته و ناآرام است.
صورت از بهر مایه اندر بند
نه فلک را به دست هفت کمند
هوش مصنوعی: ظاهر انسان برای کمک به مادیات آمده است و نه اینکه آسمان به دست هفت کمند (محدودیتها و مشکلات) گرفتار باشد.
وز درون فلک چهار گهر
همه در بند و خصم یکدیگر
هوش مصنوعی: در آسمان چهار گوهر در درون یکدیگر به بند افتادهاند و هر کدام در حال خصومت با دیگری هستند.
سه موالید از این چهار ارکان
چون نبات و معادن و حیوان
هوش مصنوعی: از این چهار عنصر، سه نوع موجود زنده و طبیعی به وجود میآید: گیاهان، مواد معدنی و موجودات حیوانی.
چون نباتی غذای حیوان شد
حیوان هم غذای انسان شد
هوش مصنوعی: هنگامی که گیاهان به خوراک حیوانات تبدیل شدند، حیوانات نیز به خوراک انسانها تبدیل شدند.
نطق انسان چو شد غذای ملک
تا بدین روی باز شد به فلک
هوش مصنوعی: وقتی کلام انسان به غذا و nourishment برای ملائک تبدیل شد، آنگاه به این دلیل، راهی برای ارتباط با آسمان و عالم بالاتر پیدا کرد.
ورنه در عالم یقین و گمان
خر همان بودی و حکیم همان
هوش مصنوعی: اگر در دنیا فقط بر اساس یقین و گمان عمل میکردیم، در واقع خر همان خر بود و حکیم هم همان حکیم باقی میماند.
نطق زیبا ز خامشی بهتر
ورنه در جان فرامشی بهتر
هوش مصنوعی: صحبت زیبا از سکوت بهتر است، وگرنه فراموشی در جان بهتر است.
در سخن دُر ببایدت سفتن
ورنه گُنگی به از سخن گفتن
هوش مصنوعی: اگر نتوانی زیبا و حکیمانه صحبت کنی، بهتر است که سکوت کنی تا بار گنگی به دوش نداشته باشی.
گنگ اندر حدیث کم آواز
به که بسیار گوی بیهده تاز
هوش مصنوعی: بهتر است در گفتگوها به کم صحبت کردن و مختصر گویی توجه کنیم؛ زیرا سخن زیاد و بیمورد فایدهای ندارد.
کرد عقلت نصیحتی محکم
که نکو گوی باش یا ابکم
هوش مصنوعی: عقلیت به تو توصیهای جدی کرده است که یا به خوبی سخن بگو یا اصلاً سخن مگوی.
گر نصیحت قبول کردی تو
فضل را کی فضول کردی تو
هوش مصنوعی: اگر نصیحت را بپذیری، دیگر چگونه میتوانی خود را بیفایده و بیمعنی بدانی؟