برگردان به زبان ساده
یافت آیینه زنگیی در راه
واندرو روی خویش کرد نگاه
هوش مصنوعی: در مسیر، یک آینه کثیف دید و به چهره خودش نگاهی انداخت.
بینی پخج دید و دو لب زشت
چشمی از آتش و رخی ز انگِشت
هوش مصنوعی: صورت تو عیبهایی دارد؛ بینی بزرگ و لبهایی زشت، چشمی پر از آتش و صورتی که انگار با دست کشیده شده است.
چون برو عیبش آینه ننهفت
بر زمینش زد آن زمان و بگفت
هوش مصنوعی: وقتی عیوب او در آینه نمایان شد، او را بر زمین انداخت و گفت.
کانکه این زشت را خداوندست
بهر زشتیش را بیفگندست
هوش مصنوعی: هر که دارای نیکی است، خدای او را به خاطر نیکیهایش پرورده، و هر که زشتی دارد، خداوند به خاطر زشتیهایش او را دور انداخته است.
گر چو من پر نگار بودی این
کی در این راه خوار بودی این
هوش مصنوعی: اگر تو هم به زیبایی من بودی، هرگز در این راه ذلیل و خوار نمیشدی.
بیکسی او ز زشتخویی اوست
ذُلِّ او از سیاهرویی اوست
هوش مصنوعی: تنهایی او ناشی از رفتار زشت اوست، و تحقیر او به خاطر چهرهی ناپسندش است.
این چنین جاهلی سوی دانا
اینت رعنا و اینت نابینا
هوش مصنوعی: این طور است که انسانهای نادان، مانند گلی زیبا به سوی آدمهای دانا میروند، اما خودشان کور و بیخبر از حقیقت هستند.
نیست اینجا چو مر خرد را برگ
مرگ به با چنین حریفان مرگ
هوش مصنوعی: در اینجا، با وجود حریفان ناتوان، خرد مردهای وجود ندارد که به زحمت برگی از مرگ را نشان دهد. انسانهای نادان و بیفکر نمیتوانند با دشواریهای مرگ روبهرو شوند.