برگردان به زبان ساده
آدم و آنکه شمّت جان داشت
پای دامانش بر گریبان داشت
هوش مصنوعی: انسان و آن کسی که روحش زنده بود، به پای او دست نیاز داشت و در سختیها به او چنگ میزد.
آدم از مادر عدم زاده
او چراغی بدو فرستاده
هوش مصنوعی: انسان از هیچ به وجود آمده و برای او نوری فرستاده شده است.
غیب یزدان نهاده در دل او
آب حیوان سرشته در گِل او
هوش مصنوعی: رازهای الهی در دل او نهفته است و زندهیابی و حیات در وجود او وجود دارد.
دیدهٔ او به گاه منزل خواب
تا سوی عرش برگرفته نقاب
هوش مصنوعی: چشمان او در هنگام استراحت، چادر خواب خود را تا عرش بالا برده است.
جان او بوده در طریقت حق
گوهر حضرت حقیقت حق
هوش مصنوعی: جان او در راه حق مانند گوهری از حقیقت الهی است.
دیده از چشم دل به نور احد
از دریچهٔ ازل سرای ابد
هوش مصنوعی: دیدی که از عمق دل به نور یکتایی مینگرد، از درگاهی که به ابدیت راه میبرد.
کرده از بر به مکتب مردی
سورتِ سیرتِ جوانمردی
هوش مصنوعی: مردی با در نظر داشتن زیبایی ظاهر و باطن جوانمردی، حمایت و تربیت خود را از مکتب آموخته است.
من نگویم که غیبدان بُد او
گرچه از چشمها نهان بُد او
هوش مصنوعی: من نمیگویم که او عالم به غیب بود؛ حتی اگر از دیدها پنهان باشد.
غیبدان در مشیمهٔ کن و فکان
نیست جز خالق زمین و زمان
هوش مصنوعی: در دل نهان و در جنین، هیچ کس جز خالق آسمان و زمین وجود ندارد.
نه زبانش به وقت نشر حکم
گفت لو تعلمون ما اعلم
هوش مصنوعی: زبانش در زمان بیان حکم نمیتواند بگوید اگر میدانستید چه چیزهایی را که میدانم.
زانکه بنمود حق به جان و دلش
رمزهای حقیقت ازلش
هوش مصنوعی: زیرا خداوند با روح و دل او نشانههای حقیقت اولیه را نمایان کرد.
رفته از اقتداش تا عیّوق
زشت و نیکو و لاحق و مسبوق
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که شخصی از وضعیت یا رفتاری که دارد، جدا شده و به بررسی خوبیها و بدیها و همچنین به مقایسه زمانهای مختلف میپردازد. به نوعی نمایانگر تغییر و تحول در قضاوت یا نگرش فرد نسبت به وقایع و شرایط زندگی است.
پادشا بر جهان آدم اوست
راهبر سوی ملک اعظم اوست
هوش مصنوعی: پادشاه بر انسانها، کسی است که مسیر هدایت را به سمت سلطنت بزرگتر نشان میدهد.
طینتش زینتِ جهان آمد
ساحتش راحتِ روان آمد
هوش مصنوعی: نهاد او زیبایی جهان شد و فضای او آرامش روح به همراه آورد.
چون زبان را به نامه کرد روان
تا شود کسری آرمیده روان
هوش مصنوعی: وقتی که زبان به نوشتار تبدیل میشود، روح کلمات در آن جاری میشود تا مانند کسری، پادشاه پارسی، آرامش و سکون را به ارمغان آورد.
به شقاوت چو رشد کرد رها
از سعادت به غی بماند جدا
هوش مصنوعی: وقتی که سختی و بدبختی در زندگی افزایش مییابد، فرد از خوشبختی دور میشود و به تنهایی و ناامیدی گرفتار میگردد.
چونکه عینش فتاد بر عنوان
زهر شد نوش جان نوشروان
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی و جذابیت او به چشم آمد، آن چنان تاثیرگذار بود که مانند زهر، تاثیر منفی بر روح و جان انسان میگذارد.
شرع او چون نشست بر عیّوق
شد گسسته عنان عزّ یعوق
هوش مصنوعی: هنگامی که شریعت او برقرار شد، غرور و خودپسندی به شدت کاهش یافت و قدرت در کنترل قرار گرفت.
شد ز تابش نشانهٔ کسری
سر ایوان طارم کسری
هوش مصنوعی: به خاطر تابش نور، نشانهای از کاخ کسری در ایوان طارم پیدا شد.
پای کوبان عروس عشق ازل
سرنگون اوفتاده لات و هبل
هوش مصنوعی: عروسی که عشق ازل را جشن میگیرد، پا کوبان و شاداب به زمین افتاده است و با او بتهای دنیوی، مانند لات و هبل، در تضاد است.
داده دادش همه خلایق را
عزّ معشوق و ذلّ عاشق را
هوش مصنوعی: همه مردم عزت محبوب را دریافت کردهاند و بنابراین عاشق به نوعی در ذلت قرار دارد.
ملک تن را خرابی از کینش
ملک جان را عمارت از دینش
هوش مصنوعی: جسم انسان به خاطر دشمنی و کینه دچار ویرانی میشود، در حالی که روح او به لطف دین و ایمان ساخته و آباد میگردد.
جزع و لعلش ز بهر عزّ و شرف
گوشها کرده همچو گوش صدف
هوش مصنوعی: زیور و زیبایی او به خاطر مقام و ارجمندیاش چون صدفی است که گوشهایش را برای حفاظت از خود میپوشاند.
روز تا روشنست و شب سیهست
زلف و رویش شفیع هر گنهست
هوش مصنوعی: تا زمانی که روز روشن است و شب تاریک، زلف و زیبایی او شفیع هر گناهی است.
از پی زقّه دادن از لب او
وز پی زادگان مَرکب او
هوش مصنوعی: به دنبال راضی کردن او هستم و همچنین میخواهم فرزندانی چون او را تربیت کنم.
وز پی صورت و دل و جانش
پیش حکم خطاب و فرمانش
هوش مصنوعی: به دنبال تصویر و روح و جانش، در برابر سخن و فرمانش قرار دارند.
عقل کل بوده در دبستانش
نفس کل گاهواره جنبانش
هوش مصنوعی: در دبستان آن، عقل کامل به تعلیم و تربیت مشغول است و نفسی که همه چیز را در بر میگیرد، گاه به مانند گهوارهای به آرامی حرکت میکند.
جوهر این سرای را عرض او
لیک عرض بهشت را غرض او
هوش مصنوعی: جوهر و essence این خانه به خاطر وجود اوست، اما هدف او فقط بهشت است.
دیو را بوده روز بدر و حنین
صورتش سورهٔ معوّذتین
هوش مصنوعی: دیو در روزهای بدر و حنین به زانو درآمد و حالتی شکستخورده پیدا کرد، و چهرهاش مانند آیات سورههای معوذتین (سورههای نصر و فلق) شده است که به دعا در برابر شر و آسیبها مرتبط هستند.