برگردان به زبان ساده
ای به آرام تو زمین را سنگ
وی به اقبال تو زمان را ننگ
هوش مصنوعی: ای آرامش تو، زمین به سنگ تبدیل شده و به خاطر خوشبختی تو، زمان به زشتی بدل گشته است.
ای به نزد کفایت تو کفایت
باد پیمای و کژ چو نای و چو چنگ
هوش مصنوعی: تو مانند یک نای و چنگ هستی که به طور ماهرانه ای نوازش میشوی و با وجود سختیها، همواره توانایی و کفایت خود را نشان میدهی.
ای دو عالم گرفته اندر دست
به کمال و صیانت و فرهنگ
هوش مصنوعی: ای دو جهان، تو در دست داری کمال، حفاظت و فرهنگ را.
با مجال سخات هفت اقلیم
تنگ میدان به سان هفت اورنگ
هوش مصنوعی: با لطف و generosity تو، تمام هفت اقلیم به اندازهی هفت رنگ، در تنگنای فضا قرار گرفتهاند.
پر و بال از تو یافته رادی
فر و هنگ از تو یافته فرهنگ
هوش مصنوعی: رادی به واسطه تو توانسته است پر و بال بگیرد و از تو آموخته است که چگونه فر و فرهنگ داشته باشد.
از بزرگیست در دماغ تو کبر
وز کریمیست در نهاد تو هنگ
هوش مصنوعی: تو به خاطر بزرگیات در دل خود احساس کبر و خودپسندی میکنی و این کبر ناشی از نهاد کریم و بزرگمنش توست.
نه به کبرست حلم تو چو جبال
نه به طبعست کبر تو چو پلنگ
هوش مصنوعی: حلم تو به بزرگی کوهها است و صبر و بردباری تو هیچ نشانی از تکبر ندارد. برعکس، تکبر تو به طبیعتات شبیه پلنگ است که خوی و رفتار خاص خود را دارد.
ای گهر زای بینشیب زوال
وی درر پاش بینهیب نهنگ
هوش مصنوعی: ای گوهر زای، از سقوط و زوال بینصیب هستی، پس با قدرت و سر و صدا دریا را پر از جواهر کن.
در دو عالم همی نگنجی از آنک
تو بزرگی و هر دو عالم تنگ
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و عظمت تو، نه تنها در این دنیا جا نمیگیری، بلکه در هر دو عالم هم نمیتوانی جای بگیدی؛ زیرا هر دو عالم برای تو تنگ هستند.
به تن و طبع تازهای نه به روح
به دل و نام زندهای نه به رنگ
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخص به جای ظاهر و جسم تازه یا روح و دل زنده، به نام و شناخته شدن خود اهمیت میدهد و این مسئله برایش مهمتر از زیبایی ظاهری است.
نام تو در ازل نشانه نهاد
خوشدلی در مزاج مردم زنگ
هوش مصنوعی: در آغاز، نام تو نشانهای از خوشحالی و سرزندگی در روحیه مردم گذاشته است.
دور از آن مجلس از حرارت دل
آن چنانم که نار با نارنگ
هوش مصنوعی: من از آن جمع دور افتادهام و به خاطر آتش عشق، حالت من به گونهای است که مانند آتش میسوزم و شعلهورم.
گه خروشان چو در نبرد تو نای
گاه نالان چو در نبرد تو چنگ
هوش مصنوعی: گاهی مانند صدای خروشان در میان نبرد هستی و گاهی چنان غمگین و نالان که مثل صدای چنگ در همان نبرد زاری میکنی.
گاه در خوی چو اسبت اندر تک
گاه در خون چو تیغت اندر جنگ
هوش مصنوعی: گاهی در زندگی مانند اسبی هستی که در حال دویدن است و گاه در شرایط سخت مانند تیغی هستی که در میدان جنگ به کار میرود.
کرده شیران حضرت تو مرا
سر زده همچو گاو آب آهنگ
هوش مصنوعی: شیران به خاطر تو در من شجاعت و جسوریت ایجاد کردهاند، مثل گاو که به سمت آب روان میرود.
گر نیایم به مجلس تو همی
از سر عجزدان نه از سر ننگ
هوش مصنوعی: اگر به مجلس تو نیایم، به خاطر ناتوانی است نه به دلیل شرمندگی.
خود به تو چون رسد رهی که تویی
از سنا و بلندی و اورنگ
هوش مصنوعی: هرگاه به تو نزدیک شوم، چطور میتوانم به جایی برسم که تویی، با آن نور و عظمت و مقام بلندی که داری؟
روی تو آفتاب و چشمم درد
صدر تو آسمان و پایم لنگ
هوش مصنوعی: صورت تو مانند آفتاب است و تماشای آن برای من سخت است. تو همچون آسمان بالا هستی و من به خاطر ناتوانی در پایم، نمیتوانم به تو نزدیک شوم.
خود شگفتست از آنکه بشکیبد
از چنان طلعت و چنان فرهنگ
هوش مصنوعی: خودم از این که کسی از زیبایی و شخصیت این چنین دل بکند، شگفتزدهام.
کز پی ضعف دیدگان خفاش
نکند با جمال صبح درنگ
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف و تیرگی بینایی، خفاش نمیتواند در برابر زیبایی صبح توقف کند.
مرغ عیسی کدام سگ باشد
که کند سوی جبرئیل آهنگ
هوش مصنوعی: مرغ عیسی، به عنوان نماد و مخلوقی بلندمرتبه و روحانی، نشان میدهد که هیچ موجودی در سطح پایینتری نمیتواند به این مقام دست یابد. این جمله بیان میکند که موجوداتی که در سطوح پایینتر هستند، نمیتوانند به سمت مقامهای علی و روحانی پرواز کنند و به درگاه فرشتگان نزدیک شوند. به عبارت دیگر، موجودات برتر و روحانی نمیتوانند تحت تأثیر یا با خواست موجودات نازلتر قرار بگیرند.
کز چنان قلزم آنک روی بتافت
چشم بر پشت یافت چون خرچنگ
هوش مصنوعی: از آن دریا که چهرهاش مانند نور میدرخشد، چشمها بر پشت مانند خرچنگ قرار میگیرند.
لعل در دست تست خوش میباش
سنگ اگر نیست خاک بر سنگ
هوش مصنوعی: اگر در دست تو نگین زیبایی باشد، خوشا به حال تو؛ حتی اگر سنگ نیست، خاک بر سنگ است.
چکنی ریش و سبلت مانی
چون بدیدی عجایب ارتنگ
هوش مصنوعی: وقتی که شگفتیهای دنیا را دیدی، دقت کن که از خودت غافل نشوی و به خودت و ظاهرت اهمیت بده.