برگردان به زبان ساده
ای ایزدت را رحمت آفریده
در سایهٔ لطف بپروریده
هوش مصنوعی: خداوند رحمت خود را آفریده و در سایهٔ لطفش آن را پرورش داده است.
ای نور جمالت از رخ تو
انگشت اشارت کنان بریده
هوش مصنوعی: ای نور زیبایی تو، از چهرهات اشارهای کن و ما را به سوی خود بکش.
آوازهٔ تو در هوای وحدت
پیش از ازل و ابد خنیده
هوش مصنوعی: صدای تو در فضای اتحاد، قبل از زمان و ابدیت، شنیده شده است.
عرشی که سر آسیمه بود ز اول
در زیر قدمهایت آرمیده
هوش مصنوعی: عالمی که همیشه در حال تغییر و آشفتگی بود، اکنون در زیر پاهایت آرام گرفته است.
بر فرش خرد گرد بر نشسته
تا عشق بساط تو گستریده
هوش مصنوعی: عقل و خرد تو در حال تفکر و تأمل هستند و در این میان عشق، سفرهای برای دلهای مشتاق تو پهن کرده است.
اندر ازل از بهر چاکرت خود
لبیک همه عاشقان شنیده
هوش مصنوعی: در ابتدا، به خاطر عشق به تو، همه عاشقان پاسخ مثبت نشان دادند.
ای دست فرو شسته ز آفرینش
گشته ملکی هر کجا که دیده
هوش مصنوعی: ای دستی که از آفرینش فاصله گرفته، در هر جایی که نگاه کردهای، به حکومت و تسلط رسیدهای.
بی روی تو عقلی ندیده صبحی
از مشرق روحالقدس دمیده
هوش مصنوعی: بدون تو هیچ عقل و دانشی نمیتواند به روشنایی صبح بیافروزد و این بیانگر این است که وجود تو همانند روحالقدس موجب روشنایی و آگاهی میشود.
بی زلف تو جانی ندیده دینی
با کفر عزازیل آرمیده
هوش مصنوعی: بدون موهای تو، زندگی ارزش ندارد و دینی که من دارم، در کنار کفر شیطان آرام گرفته است.
لاغر شده عقل از همه فضولی
از بس که ز تو فاقهها کشیده
هوش مصنوعی: عقل از بس که به دیگران سرکشی و فضولی کرده، لاغر و ضعیف شده است، زیرا از تو کمبودها و نیازها دیده است.
فربی شده روح از همه معانی
از بس که ز بستان تو چریده
هوش مصنوعی: روح من از تمام معانی و مطالب انباشته شده و پربار شده است، بهویژه بهخاطر بهرهوری و زیباییهایی که از باغ تو گرفتهام.
آنجا که تو بر خوانده و زند و پازند
زردشت به مخرق زبان بریده
هوش مصنوعی: جایی که تو با زیبایی صحبت میکنی و به طرز هنرمندانهای زردشت را به یاد میآوری، زبان به کلامی نازک و دلنشین میگشایی.
با داد تو اندر جهان نیابند
جز چشم بتان هیچ پژمریده
هوش مصنوعی: در جهان به جز نگاه معشوقان، هیچ چیز دیگری پژمرده و بیحالت نمیشود.
آنجا که کریمیت خوان نهاده
ابلیس طفیلی بدو رسیده
هوش مصنوعی: در جایی که مهربانی و کرامت تو وجود دارد، ابلیس نیز به چشم طفیلی و وابسته به آن جا رسیده است.
و آنجا که سمند تو سم نموده
آدم علم خویش خوابنیده
هوش مصنوعی: و در جایی که شجاعت و توانایی تو باعث شده آدمها به خواب بروند و از علم خود غافل شوند.
مردم تویی از کل آفرینش
در آینهٔ چشم اهل دیده
هوش مصنوعی: تو بزرگترین و مهمترین تکهٔ آفرینش هستی که در آینهٔ چشم افرادی که میبینند، دیده میشوی.
موسی به کنار تو برنشسته
از نیل و عصا آدمش کشیده
هوش مصنوعی: موسی کنار تو نشسته و به یادآوری از نیل و عصای آدم اشاره کرده است.
فراش تو نوح از نهیب طوفان
در زورق اقبال تو خزیده
هوش مصنوعی: فراش تو نوح که در برابر طوفان قرار داشت، در کشتی خوشبختی تو پناه گرفته است.
در برزگریت آمده براهیم
ریحان و گل از آتشش دمیده
هوش مصنوعی: در باغ تو، ابراهیم با ریحان و گل آمده و از آتش تو رایحهای خوش به مشام میرسد.
موسی به سقاییت بوده روزی
بس باده که از جام تو چشیده
هوش مصنوعی: روزی موسی به عنوان سقا مشغول به کار بوده و بخاطر بادهای که از جام تو نوشیده، یادآوری میشود.
از چاکری تو براق عیسی
چون شمس به چارم فلک رسیده
هوش مصنوعی: به خاطر خدمتگزاری و وفاداری تو، مانند براق و اسب سوار عیسی، به بلندای چهارمین آسمان دست یافتهای.
از لطف تو عقل اندر آفرینش
ناخوانده ترا نام آفریده
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و محبت تو، عقل و فکر در آفرینش نتوانسته نام تو را به درستی بفهمد.
در پیش قدت چون الف بگویم
در کامم دالی شود خمیده
هوش مصنوعی: وقتی در برابر زیبایی تو قرار میگیرم، زبانم قاصرم و نمیتوانم به خوبی احساساتم را بیان کنم. گویی در این حالت، چیزی که میگویم کمارزش و بیمعنا میشود.
لعل تو بسی توبهها شکسته
جزع تو بسی پردهها دریده
هوش مصنوعی: خرم مروارید تو بسیار اشکها ریخته و زاری تو خیلی از پردهها را کنار زده است.
در زلف تو سیصد هزار خم هست
در هر چم او یوسفی چمیده
هوش مصنوعی: زلف تو طوری بافته شده که در هر یک از پیچ و خمهایش زیبایی و جذابیتی نهفته است، مانند یوسف که در زیباییاش معروف است.
در مجلس تو جبرییل سامی
بر درت مگس گیر بر تنیده
هوش مصنوعی: در مجلس تو، فرشتهای بزرگ و با عظمت ایستاده است و درب خانهات به قدری پر از زیبایی و جاذبه است که مانند مگسی به دور آن میچرخد.
در رستهٔ سنت سنایی از دل
داده خرد و عشق تو خریده
هوش مصنوعی: در حوزهٔ ادب و سنت شعری سنایی، من از دل خود عشق و خرد تو را به دست آوردهام.