برگردان به زبان ساده
ای اهلِ حرم! علیِاصغر
سیراب شده ز آب، آمد
هوش مصنوعی: ای مردم حرم، علی اصغر به اندازهای از تشنگی رنج برد که حالا به آب نزدیک شده است.
ششماههٔ نازپرورِ من
آسوده ز اضطراب آمد
هوش مصنوعی: نوزاد من که به خوبی بزرگ شده، اکنون بیهیچ نگرانی و دغدغهای به خواب رفته است.
او را ز حرم به آه و افغان
بردم لبِ تشنه سویِ میدان
هوش مصنوعی: من او را با ناله و اندوه از حرم خارج کردم و بهسوی میدان، در حالی که تشنه بود، بردم.
افسوس که از جفایِ عدوان
لبتشنه و دلکباب آمد
هوش مصنوعی: متأسفم که به خاطر ظلم و ستمی که به من شده، در حالی که دلم از درد میسوزد، همچنان تشنهام.
چون آبِ روان نشد نصیبش
بگرفت عطش ز دل شکیبش
هوش مصنوعی: هنگامی که به دلخواهش آنچه میخواست نرسید، عطش درونش او را بیتاب کرد.
در خدمتِ مادرِ غریبش
بیصبر و توان و تاب آمد
هوش مصنوعی: او در کنار مادرش که تنها و بیکس بود، بیتاب و بیصبر به کمک او آمد.
از کوفیِ شومِ بیحمایت
رنجیده ز بس که بینهایت
هوش مصنوعی: من بیحمایت و رنجیده حالتی شبیه به شخصی دارم که از کوفه آمده و دچار ناراحتی و بیپناهی است. دلیل این ناراحتی، عدم حمایت و محبت بینهایت است که خواهان آن بودم.
از حرمله تا کُند شکایت
گریان به بَرِ رباب آمد
هوش مصنوعی: حرمله، که فردی مظلوم و بیپناه است، با تمام درد و غمش به رباب، که نمادی از محبت و آرامش است، روی میآورد و از مشکلات و غمهايش شکایت میکند.
از چند که تشنگی کشیده
امید ز زندگی بریده
هوش مصنوعی: هر چند که سختی و رنج را متحمل شده است، اما امیدش از زندگی کم شده است.
جان داده و حنجرِ دریده
در خیمه به صد شتاب آمد
هوش مصنوعی: با جانفشانی و فریاد زدن، به سرعت به خیمه آمد.
از چند که به افغان و زاری
کرد از پیِ آب بیقراری
هوش مصنوعی: نفرین و گریهای که برای آب میکند، ناشی از بیقراری و تشنگی اوست. او از دست desperation و نا امیدی به فریاد و زاری میافتد.
آخر به گلویِ وی به باری
پیکان ز پیِ جواب آمد
هوش مصنوعی: در نهایت، از او انتظاری داشتم که به سوالاتم پاسخ بدهد، اما نتیجهای که به دست آمد به گونهای دیگر بود.
بگرفت خدنگ از سرش هوش
او را غمِ آب شد فراموش
هوش مصنوعی: غم و اندوه او را مانند تیر خشمگین از سرش برداشت و او دیگر به آن فکر نکرد.
با حلقِ دریده، مست و مدهوش
اندر سرِ دستِ باب آمد
هوش مصنوعی: شخصی خمار و مست به صورت غافلگیرانه و ناگهانی در فضای دور و برش ظاهر شد.
اصغر به گلویِ پارهپاره
افتاد به فکرِ گاهواره
هوش مصنوعی: اصغر با حالتی بسیار دردناک و نگران به یاد گهوارهاش افتاده است.
ششماهه شهیدِ شیرخواره
برگشته برایِ خواب آمد
هوش مصنوعی: یک نوزاد که شش ماه از عمرش میگذرد و به عنوان شهید شناخته میشود، حالا به خانه برگشته تا بخوابد.
دردا که سپهرِ سفلهپرور
شد یارِ یزیدِ شومِ ابتر
هوش مصنوعی: ای کاش که وضعیت به گونهای دیگر بود و یاران یزید، که معانی ناب و حقیقت را بیاعتنا میسازند، به دنیا نمیآمدند.
تا در غمِ عترتِ پیمبر
«صامت»! که جهان خراب آمد
هوش مصنوعی: اشاره به این دارد که به خاطر غم و اندوه عترت پیامبر، دنیا به حال نابود و ویرانی درآمده است.