برگردان به زبان ساده
این چه شوری بود ای سر که تو بر سر داری
هر زمان از ستمی دیده ز خون تر داری
هوش مصنوعی: این چه حالتی است که ای سر، در هر زمان بر دوش خود تحمل میکنی، و به خاطر ستمهایی که میبینی، چشمانت همیشه پر از اشک و خون است؟
گاه در دیر نصاری و گهی خانه خولی
گاه در کنج تنور این سیر انور داری
هوش مصنوعی: گاهی در میخانه نصاری و گاهی در خانه خولی، و گاهی در گوشه تنور، تو همچنان در جستجوی حقیقت و معنای عمیق هستی.
حسرت و داغ جوان مردگی و تشنه لبی
جمله را ای سیر ببریده تو بر سر داری
هوش مصنوعی: تو در دل خود حسرت و غم جوان مردی و عطش را به دوش میکشی، همانطور که سیر و پریشانی بیش از حد در وجودت لانه کرده است.
جگر سوخته کی تاب صبوری دارد
گریه از حسرت دامادی اکبر داری
هوش مصنوعی: کسی که دلش پر از درد و ناراحتی است، نمیتواند به راحتی صبر کند. غم و اندوه او به حدی است که حتی از دیدن شادی دیگران هم ناراحت میشود.
بسته از گریه گلویت که جوابم ندهی
یا شکایت ز جدا بودن مادر داری
هوش مصنوعی: اگر از شدت گریه گلویت بسته شده و نمیتوانی به من پاسخ دهی، یا اینکه از جدایی و دوری از مادرت شکایت میکنی.
مگر ای سرنبدی زینت آغوش رسول
ز چه از خاک سیه بالش و بستر داری
هوش مصنوعی: آیا تو ای سرنبد، که زینت بخش آغوش پیامبر هستی، چرا از خاک سیاه، بالشت و بستر داری؟
زین شراری که تو را هست بدل پندارم
خبر از سوز تب عابد مضطر داری
هوش مصنوعی: از این هیجان و شوری که در تو وجود دارد، میفهمم که خبری از درد و آتش درونی یک عابد خسته و ناتوان هم داری.
دام از چیست که مژگان تو ریزد خوناب
یاد از تیر گلوی علی اصغر داری
هوش مصنوعی: چشمانت چنان زخمزنندهاند که یادآور نالههای علیاصغر است و به دل انسان زخم میزنند. این دام به گونهای است که از نگاه تو، احساس درد و سوزش جانکاهی به وجود میآید.
تا تو (صامت) شدهای نوحه سرای شه دین
جهل محض است اگر بیم ز محشر داری
هوش مصنوعی: وقتی تو زبانت را بستهای و از حقایق خود را دور کردهای، در واقع بیخبر از دین و معارف آن هستی؛ زیرا اگر از روز قیامت نگران بودی، هرگز سکوت نمیکردی و به فریاد نمیرسیدی.