برگردان به زبان ساده
یکی بیچارهای محنت رسیده
به دوران کور و محروم از دو دیده
هوش مصنوعی: در این بیت به فردی اشاره شده که در زندگی به مشکلات و سختیهای زیادی دچار شده و به عبارتی کیفیت زندگیاش به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. او به نوعی در تاریکی و نداشتن بصیرت گرفتار شده و از نعمتهای زندگی محروم است.
نهان در پرده عصمت زنی داشت
چو شیطان بلکه دزد رهزنی داشت
هوش مصنوعی: زنی داشت که در پس پرده عفت و پاکیاش، مانند شیطان وجود داشت، همچنین دزد و رهزنی نیز در درون او نهفته بود.
به افسون و حیل دایم شب و روز
زدی بر قلب شوهر تیر دلدوز
هوش مصنوعی: با روشها و فریبهای متعدد، بهطور مداوم در روز و شب بر دل شوهر ضربهای دلخراش زدی.
دمادم عشوهای بنیاد کردی
به این افسانهاش دلشاد کردی
هوش مصنوعی: هر لحظه با ناز و دلربایی خود، داستانی را به وجود آوردی که دلها را شاد کردی.
که صد حیف از چنین حسن یگانه
شدی محروم از دور زمانه
هوش مصنوعی: چقدر تاسفآور است که این زیبایی بینظیر از نعمت زمان دور افتاده است.
دریغا گر تو را چشمی به سر بود
به رخسار و جمال من نظر بود
هوش مصنوعی: ای کاش اگر چشمی داشتی که بر سر من بود، به چهره و زیباییام نگاه میکردی.
اگر یک ره به رویم دیده بودی
گل از گلزار حسنم چیده بودی
هوش مصنوعی: اگر یک بار به من نگاه میکردی، از زیباییام گلی میچیدی.
ز شوق طلعتم از بس که نیکوست
نگنجیدی بسان مغز در پوست
هوش مصنوعی: از شدت شوق و خوشحالیام، مثل مغز که در پوست جایی ندارد، دیگر در خودم نمیگنجم.
بدیدی گر که سیب غبغبم را
کنار چشمهٔ نوش لبم را
هوش مصنوعی: اگر تو دیده باشی که سیب سرخ روی گردن من کنار چشمهٔ نوش چه زیباست، لب من هم همینقدر جذاب و وسوسهانگیز است.
شدی یکباره بیرون از سرت هوش
نمودی چشمه حیوان فراموش
هوش مصنوعی: ناگهان دچار حالتی شدی که دیگر چیزی از خودت متوجه نمیشوی و در این حالت، به یاد حیوانات میافتی و فراموش میکنی که انسان هستی.
سواد زلف جعد مشک بویم
بیاض طلعت روی نکویم
هوش مصنوعی: رنگ سیاه زلفهای وزیبانم با بوی خوش مشک، و چهره روشنم مانند سفیدترین چیزهاست.
به چشم حور و غلمان سرمه داده
به رضوان روزن جنت گشاده
هوش مصنوعی: در چشمان زیبا و دلربا، زیبایی و جذابیتی خاص وجود دارد که نشان از بهشتی بودن آنها دارد و به همین دلیل دروازههای بهشت به روی آنها گشوده شده است.
چون من همخوابه در نیکویی طاق
ندیده است و نبیند چشم آفاق
هوش مصنوعی: من همچون همخوابهای هستم که زیبایی را در هیچ چیز ندیده و چشمهای دنیا نیز هرگز نخواهند دید.
بدان مکارهٔ پرحیله و فن
بگفتا مرد کور از قلب روشن
هوش مصنوعی: میگوید که کسی که دارای تدبیر و زیرکی زیادی است، مانند مردی نابینا است که با وجود دیدن با قلبی روشن و خردمندانه تصمیم میگیرد، به عبارتی توانایی درک و فهم عمیقتری دارد اگرچه ممکن است از دید ظاهری چیزی را نبیند.
گر از نظاره چشمم ناامید است
ولی از عقل این مطلب بعید است
هوش مصنوعی: اگرچه از نگاه چشمم ناامید شدهام، اما عقل من چیز دیگری میگوید.
تو را با این رخ زیبا که داری
بدین سرو قد رعنا که داری
هوش مصنوعی: تو با این چهره زیبا و این قامت بلند و دلربا که داری، واقعاً بینظیری.
کجا با چون منی همراز بودی
به این کوری مرا دمساز بودی
هوش مصنوعی: کجا پیدا میشود کسی مثل من که با تو همدل و همزبان باشد، در حالی که تو به این شدت بیخبر از حال من هستی؟
گرفتم کز حقیقت با من کور
تو را رسم وفا میبود منظور
هوش مصنوعی: من متوجه شدم که از حقیقت دوری و برای تو وفاداری با من بیمعناست.
به گِرد ما در این آباد کشور
بسی هستند رندان قلندر
هوش مصنوعی: در این سرزمین پر رونق، افراد بسیاری وجود دارند که آزاداندیش و بیپروا هستند.
که چون بر سر به رندی تاج گیرند
ز ماه آسمانی باج گیرند
هوش مصنوعی: وقتی که رندانی بر سر خود تاجی از زیبایی و لطافت دارند، از ماه آسمان طلب کمک و پشتیبانی میکنند.
چه دیدندی جمال دلفریبت
چه گوهر در کف مفلس غریبت
هوش مصنوعی: اگر زیبایی دلربایت را میدیدند، چه جواهری در دستان تنگدست غریبی میافتاد.
به ساعت دست غارت میگشودند
تو را از دامن من میربودند
هوش مصنوعی: دل من را با ترفندهای زمان میدزدیدند و تو را از آغوش من میگرفتند و میبردند.
غرض از این سخن بیقیل و قالست
برای عشوهٔ دنیا مثال است
هوش مصنوعی: این صحبتها بیمقدمه و بدون حاشیهپردازی بیان شده تا نشان دهد که زیباییهای دنیا، فقط مانند یک جلوهگری است.
شود اندر جهان کی مرد عاقل
به نیرنگ عجوز دهر مایل
هوش مصنوعی: در جهان، چه کسی است که مرد خردمندی به فریبندگیهای دنیا و دسیسههای آن دل ببندد؟
اگر زال زمانه باوفا بود
زمانی یار مردان خدا بود
هوش مصنوعی: اگر زمانه به وفاداری معروف بود، زمانی که رفقای واقعی و شجاع در کنار مردان خدا قرار میگرفتند.
نبودش گر طریق بیوفایی
چرا میکرد از خوبان جدایی
هوش مصنوعی: اگر او در مسیر بیوفایی نبود، پس چرا از میان نیکان و خوبان فاصله میگرفت؟
ز وصل وی نباشد شاد و مسرور
مگر چشمی که فی الواقع بود کور
هوش مصنوعی: جز کسانی که واقعاً نابینایند، هیچکس از وصل او شاد و خوشحال نخواهد بود.
مگو (صامت) برای دیگران پند
برو خود را برون بنما از این بند
هوش مصنوعی: سخنی نگو که دیگران را نصیحت کنی، بلکه خودت ابتدا باید از این قید و بندها آزاد شوی.