برگردان به زبان ساده
عابدی صومعه هفتاد سال
داشت در شغل عبادت اشتغال
هوش مصنوعی: یک عابد هفتاد سال در خانقاه به عبادت و نیایش مشغول بود.
نام وی مشهور خاص و عام بود
مستجاب الدعوه ایام بود
هوش مصنوعی: نام او در میان مردم عادی و مخصوص، معروف بود و دعایش همیشه برآورده میشد.
شد شبی در خانقاه وی زنی
نزد عابد خواست آن زن مسکنی
هوش مصنوعی: روزی در خانقاه، زنی به دیدن عابدی آمد و از او درخواست کرد که به او پناهگاهی بدهد.
عابد آن زن را ز نزد خود براند
زن برفت و عقل عابد را بخواند
هوش مصنوعی: روحانی آن زن را از پیش خود راند. زن رفت و عقل روحانی را درک کرد.
کای به ملک حق پرستی هشته گام
پختههای خویش را منمای خام
هوش مصنوعی: ای کسی که در ملک خدا قدم گذاشتهای، از ناپختگی و خامیهای خود در این مسیر پرهیز کن.
شاید این زن رفت و در این شام تار
در کف حقناشناسی شد دچار
هوش مصنوعی: شاید این زن در این شب تاریک گرفتار نادانی و ناآگاهی از حقیقت شد و به سرنوشت بدی دچار گردید.
عصمت این زن اگر رفتی به باد
وای بر حال تو در روز معاد
هوش مصنوعی: اگر عصمت و پاکدامنی این زن از دست برود، وای به حال تو در روز قیامت.
با نهیب عقل از جا جست زود
در به روی آن زن از رحمت گشود
هوش مصنوعی: با صدای عقل، به سرعت از جا برخاسته و در را به روی آن زن که نماد رحمت است، باز کرد.
داد اندر کنج معبد جای او
تا نگردد واله و شیدای او
هوش مصنوعی: در داخل معبد، جایی برای او فراهم کن تا بینهایت عاشق و شیدا نشود.
نیمه شب ابلیس از روی حسد
زد به طاس عصمت عابد لگد
هوش مصنوعی: نیمه شب، شیطان به خاطر حسادت و کینه، به عابد که در حالت پاکی و عبودیت بود، پای کوبید و به او آسیب زد.
طشت عابد زان لگد آواز کرد
مشت عابد را به کلی باز کرد
هوش مصنوعی: عابد که در حال عبادت بود، بر اثر ضربهای که دریافت کرد، صدایش در آمد و در نتیجه، مشت عابد به طور کامل باز شد.
از پس یک عمر طاعت روزگار
با زنا بنمود عابد را دچار
هوش مصنوعی: بعد از سالها عبادت و پرستش، روزگار با یک واقعه نامناسب عابد را دچار اشتباه و تردید کرد.
هفت نوبت عابد ناپارسا
اندر آن شب کرد با آن زن زنا
هوش مصنوعی: در آن شب، عابدی بدون احتیاط و پرهیز حدود هفت بار با آن زن رابطه نامشروع برقرار کرد.
توسن نفسش چو از جولان فتاد
دید داده خرمن دین را به باد
هوش مصنوعی: نفس سرکش و طغیانی او وقتی آرام گرفت، متوجه شد که تمام تلاش و دینش را به خطر انداخته و در حال نابودی است.
رو به صحرا برنهاد آسیمه سر
وز ندامت کوفت سر را بر حجر
هوش مصنوعی: به سمت صحرا رفت و با چهرهای آشفته و پریشان، سرش را به خاطر احساس پشیمانی به سنگ کوبید.
گشت از دنبال چشمش زین غلط
بر زمین اشک پشیمانی چه شط
هوش مصنوعی: به دنبال نگاهش اشکهای پشیمانی بر زمین ریخت. چه دریایی از اندوه و حسرت ایجاد شده است.
زین طرف بر آن طرف پویان بهراه
برد اندر روزن غاری پناه
هوش مصنوعی: افرادی که از این سو به آن سو میروند، در روزنهای به غاری پناه میبرند.
یک طرف با حق ز عصیان در خضوع
یک طرف بیصبر و تاب از درد جوع
هوش مصنوعی: نیمهای از وجود انسان در تسلیم و فرمانبرداری از حق قرار دارد و دیگری در انتظار و اضطراب ناشی از گرسنگی و نیاز.
دید در آن غار ده تن را مقر
جملگی محروم از نور بصر
هوش مصنوعی: در آن غار، ده نفر را دیدم که همه آنها از نور چشم محروم بودند.
چشم حق بینشان سوی حق وا شده
بسته چشم از خلق و نابینا شده
هوش مصنوعی: چشم کسانی که به حقیقت و راستی مینگرند، به سوی حقیقت باز شده و نگاهشان از مخلوقات دیگر جدا شده و به نوعی از دنیای مادی بیخبر و ناتوان شدهاند.
کرد عابد در بر ایشان وطن
شد چو وقت شام از حی زمن
هوش مصنوعی: عابد در کنار آنها مانند کسی شد که در وقت غروب از دست زندگی و زمان خود کنارهگیری کرده است.
بهر کوران جملگی ده قرص نان
از پی رزق مقرر شد عیان
هوش مصنوعی: برای همه ناتوانان، به تعداد زیاد ده قرص نان به عنوان روزی مشخص و آشکار فراهم شد.
مرد عابد دست را آورد پیش
قرص نانی برگرفت از بهر خویش
هوش مصنوعی: مرد عبادتگزار، دستش را به سمت قرص نان دراز کرد و نان را برای خود برداشت.
یک نفر زان کورها بینان بماند
اشک بیتابی به دامن برفشاند
هوش مصنوعی: شخصی از میان آن کسان که به شدت در تنگدستی و فقر به سر میبرند، بیغذا و نان مانده و اشکهایش به شدت و بیتابی بر دامنش میریزد.
گفت ای رازق چه بُد تقصیر من
کاندرین شب گشت دامنگیر من
هوش مصنوعی: ای روزیدهنده، چه گناهی از من بود که در این شب به دام افتادم؟
بس که نیران شهادت برفروخت
مرد عابد را به حالش دل بسوخت
هوش مصنوعی: به خاطر شهادت و بزرگی آن، دل عابد به شدت دچار درد و سوزش شده است.
اوفتاد اندر دل وی التهاب
کرد با نفس از سر عبرت خطاب
هوش مصنوعی: دل او به شدت نگران و مضطرب شد و با نفسش از سر تجربه و عبرت به او خطاب کرد.
کی به زیر بار عصیان گشته خم
تا به کی سازی به جان خود ستم
هوش مصنوعی: تا کی باید زیر بار نافرمانی خم شوی و به خود ظلم کنی؟
تو گنهکاری و درخورد تعب
چیست جرم مرد کور ای بیادب
هوش مصنوعی: تو که مرتکب گناه هستی، چرا انتظار عذاب داری؟ این ظلم است که بخواهی مرد کور را به خاطر کاری که نکرده، تنبیه کنی.
او گرسنه مانده و قلب تو سیر
مرگ باشد لایق تو رو بمیر
هوش مصنوعی: او گرسنه و نیازمند است، در حالی که قلب تو از عشق سیراب شده و آمادهی جدایی است. اگر تو شایستهاش نیستی، پس بهتر است او از تو دور شود.
دادن آن نان را به کور و کور خورد
عابد مسکین ز درد جوع مرد
هوش مصنوعی: اعطاء نانی به شخص نابینا باعث شد که عابدی فقیر از شدت گرسنگی جان دهد.
بر ملایک از خدا آمد خطاب
بعد مردن کامدش وقت حساب
هوش مصنوعی: خدای سبحانه و تعالی بعد از مرگ انسان به فرشتگان دستور میدهد تا در مورد اعمال او قضاوت کنند و زمان حسابرسی او فرامیرسد.
طاعت او را بسنجیدند چون
از عباداتش زنا آمد فزون
هوش مصنوعی: عبادت و طاعت او را اندازهگیری کردند و دیدند که در مقایسه با زنا، بسیار بیشتر و قویتر است.
پس زنای وی بسنجیدند باز
با همان یک نان به حکم بینیاز
هوش مصنوعی: زنای او را دوباره با همان یک نان سنجیدند، به حکم آنکه بینیاز است.
اجر یک نان از زنا آمد زیاد
حق در رحمت به روی وی گشاد
هوش مصنوعی: اجر یک نان از زنا به خوبی و برکت زیادی به او میبخشد و خداوند رحمتش را بر او گسترش میدهد.
رو عزیزا تا که داری دسترس
گه گهی بر حال مسکینان برس
هوش مصنوعی: ای عزیز، تا زمانی که فرصت داری، هر از گاهی به حال بینوایان برس و به آنها کمک کن.
کز عبادت قامتت گر خم شود
یا ز گریه نور چشمت کم شود
هوش مصنوعی: اگر در اثر عبادت، قامتت خم شود یا از شدت گریه، نور چشمانت کاهش یابد، باز هم خیر و برکت در آن نهفته است.
با یکی لغزش که افتادت ز دست
اوفتد بر کشتی دینت شکست
هوش مصنوعی: اگر در مسیری اشتباه کنی، تمام تلاشهایت در حفظ ایمان و دینت زیر سؤال میرود و ممکن است دچار مشکلات جدی شوی.
(صامتا) گر میتوانی نان بده
گر نداری نان برو پس جان بده
هوش مصنوعی: اگر میتوانی بیصدا حمایتی کن، اگر نه، برو و جانت را فدای دیگری کن.