برگردان به زبان ساده
ساقیا عید غدیر آمد به مستان زن صلایی
در جهان افکن ز شور باده از نو هوی و هایی
هوش مصنوعی: ای ساقی، جشن غدیر فرا رسیده است، به مینوشان ندا بده و دعاهایی در دنیا پراکنده کن و از نو شور و شوق باده را زنده کن.
در شط می آشنایان را ز شادی ده شنائی
گر به طاق ابروی خود میپسندی مرحبایی
هوش مصنوعی: در کنار آب، آشنایان را با شادی و خوشحالی میپذیری. اگر زیبایی ابرویت را میپسندی، خوش آمدی و خوشحال از دیدارت هستم.
مرحبا صد مرحبا با نغمه و شور و نوائی
زهرهسان بر چنگ زن یکره به قانون طرب چنگ
هوش مصنوعی: با کمال شگفتی و خوشامدگویی به صدایی دلنشین و آهنگین که مانند زهره، زیبایی و طراوت دارد، بر ساز چنگ مینوازد و به شیوهای شاداب و رسمی، لحظاتی شگفتانگیز را خلق میکند.
شد بهار و ساحت گلشن گرفت از نوجوانی
داد اموات چمن را خضر ابر از مهربانی
هوش مصنوعی: بهار آمد و فضای گلزار جوانی را تحت تأثیر قرار داد. خضر، نماد زندگی و جوانی، به مردگانِ سرزمین سبز نشان از مهربانی و توجه داد.
از محیط «کیفُ یحیی الارض» آب زندگانی
کرد قمری جا به شاخ سرو بهر زند خوانی
هوش مصنوعی: از محیط «کیف یحیی الارض»، پرندهای مانند قمری، به شاخ سرو میرود و زندگی را دوباره به جریان میاندازد و برای دیگران محفل شادی و زندگی برپا میکند.
با ملاحت بوالملیح از خواندن سبع المثانی
شست از آئینه اسلام چون تیغ علی زنگ
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و دلنشینی شخصیت بوالملیح اشاره دارد که با خوشسخنی و ناز و کرشمه خودش، تأثیر عمیقی بر فضای معنوی و مذهبی میگذارد. به طوری که مانند تیغ علی، قاطع و مؤثر در تصفیهکاری و تغییرات اساسی در آئینه اسلام و درک واقعی آن به شمار میآید. این تصویر میتواند نمادی از تغییر و تجدید نظر در باورها و ارزشها باشد.
یکه تاز عرصه امکان علی کز حکم یزدان
جبرئیل از بهر احمد در غدیر آورد فرمان
هوش مصنوعی: یک نفر به میدان آمده است که فرمانی از جانب خداوند و به واسطهی جبرئیل برای احمد در غدیر آورده است.
کی به معنی صورت واجب رسول ملک امکان
از پی تکمیل امر دین و حفظ شرع ایمان
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که خداوند، رسول خود را به عنوان واسطهای برای تکمیل دین و حفظ اصول ایمانی فرستاده است. وجود این رسول باعث میشود که موارد لازم برای راهنمایی انسانها در زندگی دینی و اخلاقی فراهم شود.
از برای ابنعم خود بگیر از خلق پیمان
در خلافت ده امیرالمومنین را جا به اورنگ
هوش مصنوعی: برای پسرعمویم از مردم بیعت بگیر و در خلافت علی (علیهالسلام) به او جا نده.
پس به تعجیل از برای امثال امر سرمد
نصب منبر از جهاز اشتران فرمود احمد
هوش مصنوعی: پس برای کارهایی که همیشه و همیشگی هستند، به سرعت دستور برپا کردن منبر را از طرف احمد صادر کرد.
عقل اول تا مجسم سازد آن روح مجرد
بازوی شیر خدا شد زینت دست محمد
هوش مصنوعی: عقل نخستین وقتی که موفق به تجلی و تصویرسازی آن روح پاک و بدون جسم شد، بازوی شیر خدا (علی) را زینت و زیبایی دست پیامبر محمد قرار داد.
کرد از من کنت مولا رکن ایمان را مسدد
داد دین را از وجود زوج زهرا زینت و رنگ
هوش مصنوعی: به من نشان داد که چگونه ایمان را به درستی حفظ کنم و دین را از وجود همسرم به زیباترین شکل درآورم، با هر زینت و رنگی.
حاضران کردند چون حکم رسول الله اصغا
نعره شادی به گردون شد بلند از پیر و برنا
هوش مصنوعی: حاضران به فرمان پیامبر گوش دادند و به شادی او پاسخ دادند، بهطوری که صدای شادیشان به آسمان بلند شد و جوانان پرشور هم به این شادی ملحق شدند.
کرد بیعت با امام المتقین اعلی و ادنی
شد زبان بهر مبارک باد آن را سرا پک
هوش مصنوعی: او با امام پرهیزگاران پیمان بست و زبانش به برکت آن، گفت: مبارک باد این اتفاق.
دیگری درد کر بخ بخ تا به شادی گشت گویا
گشت «انعمت علیکم نعمتی» با زیب و فرهنگ
هوش مصنوعی: دیگری دردی را به خاطر شادی و خوشحالی پشت سر گذاشت و به روشنی و وضوح رسید. این بیان، نشاندهندهی نعمتها و زیباییهای زندگی است که به ما عطا شده است.
یا علی ای مهر لاهوتی مقام از چهر رنگین
شهریار کشور ناسوت ز استقلال و تمکین
هوش مصنوعی: ای علی! ای سرآمد عالَم هستی، مقام تو از چهره رنگین پادشاه این سرزمین مادی به خاطر خودمختاری و قدرت برتر است.
ای هژبر سالب غالب که اندر بیشه دین
مصطفی را یار بودی در رواج دین و آئین
هوش مصنوعی: درود بر کسی که در دل جنگل، حامی دین پیامبر مصطفی (ص) بود و در ترویج این دین و آیین کوشید.
فارس بدر و جمل برهمزن احزاب و صفین
کز ازل بر قد چالاکت رسا شد جوشن جنگ
هوش مصنوعی: فارس، درخشش و شجاعت تو سبب شد که در نبردها و در برابر دشمنان، همیشه پیروز باشی و لباس رزم تو نشان از قدرت و آمادگیات دارد.
این قدر بر گردن گردان زدی شمشیر بران
این قدر دادی کمیت جهد را در جنگ جولان
هوش مصنوعی: تو به اندازهای در میدان جنگ ضربه زدی و با شمشیر زبردستت قدرت نمایی کردی که دیگر نیازی به تلاش و زحمت در جهاد نیست.
جسم ابطال عرب را ساخت با خاک یکسان
سرکشان را ساختی سرها چون گوی غلطان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آفرینش و شکلگیری بدن و جسم انسانها از خاک و زمین است و در این فرآیند، کسانی که طغیانی و سرکشی کردهاند، به مانند سرابی که دریا را نشان میدهد، از حقیقت دور شدهاند و در حال لغزش و خطا هستند.
تا ز بازوی یداللهی به دار الملک امکان
کار را از شش جهت کردی به عباد عزی تنگ
هوش مصنوعی: با قدرت و توانایی باریتعالی، کارها در دنیای بزرگ به شکل کاملاً ممکن و همهجانبه پیش میرود.
بر کمر جوزا صفت تا تیغ و زین بر باره بستی
بهر قلع و قمع نفی و شرک بر دلدل نشستی
هوش مصنوعی: بر روی کمربند برج جوزا، تو با وزن و تیغی که به دقت بر روی سینه گذاشتهای، آماده هستی تا برای از بین بردن نفی و شرک، با اراده و قدرت بر دلدل (دلیل یا هدف) نشستی.
با وجود آنکه ننمودی به دشمن پیشدستی
پشت مر حیرانه تنها اینکه در خیبر شکستی
هوش مصنوعی: با اینکه تو ابتدا دست به اقدام زدی و به دشمن حمله نکردی و فقط ما را در حیرت و تنهایی باقی گذاشتی، اما در نهایت در جنگ خیبر پیروزی را در دستان خودت داشتی.
هر کجا بد سرکشی یا کافر و یا بتپرستی
منهزم شد از دم تیغ کجت فرسنگ فرسنگ
هوش مصنوعی: هر جا که بدی، کافر یا بتپرستی شکست خورد، به خاطر شمشیر کج تو، به دوری و با فاصلهای به زمین افتادند.
بوالبشر شد مفخر از چون تو ابنی در ابوت
جست ابراهیم از جودت ره و رسم فتوت
هوش مصنوعی: بوالبشر (پدر بشر) به خاطر وجود تو به افتخار و عظمت رسید. مانند ابراهیم که در کرامت و بزرگی خود از صفاتی چون بخشندگی و جوانمردی پیروی کرد.
بست ختم انبیا همراه تو عقد اخوت
از کف پای تو امضا یافته مهر نبوت
هوش مصنوعی: آخرین پیامبر الهی با تو دوستی و برادری را آغاز کرده است و امضای مقام پیامبری را بر پای تو گذاشته است.
در کجا بودی شها کز عدل و انصاف و مروت
باز گیری خون عباس خود از کافر دل سنگ
هوش مصنوعی: این شعر به کنایه از یک شخص یا مقام مهم صحبت میکند و به عدم وجود عدالت و انسانیت در برخورد با دیگران اشاره دارد. گوینده از او میپرسد که کی و کجا بودی که از اصول انصاف و مروت فاصله گرفتهای و در همین حال، از کسی که دلش سنگی است، خون عباس را میگیری. به نوعی به بیرحمی و نادرستی در رفتار اشاره شده است.
آن زمان کاندر لب شط فرات آن ماه سیما
رفت تا آبی برای تشنگان سازد مهیا
هوش مصنوعی: در آن زمان که در حاشیه رود فرات، آن چهره زیبا رفت تا برای تشنگان آب فراهم کند.
یادش آمد از لب خشک حسین دلبند زهرا
تشنه لب پر کرد مشک آب و شد بیرون ز دریا
هوش مصنوعی: به یاد لبهای خشک حسین، پسر زهرا، او مشک آبی را پر کرد و از دریا بیرون رفت.
هر دو دست وی جدا کردند از تن قوم اعداء
مشک بر دندان گرفت و در خیم بنمود آهنگ
هوش مصنوعی: او با قدرت و ارادهای قوی، به جنگ با دشمنان رفت و در عین حال، نشان از شجاعت و استقامت خود را به نمایش گذاشت.
از حسد راضی نشد دوران که آن مهر جهانتاب
بر حریم عترت طه رساند جرعه آب
هوش مصنوعی: دوران به خاطر حسد نتوانست بگذارد که مهر و نوری که بهعنوان تابش جهان شناخته میشود، به خانواده طه (پیامبر اسلام) آرامش و نیروی حیات بدهد.
تیر پران از کمان کوفیان گردید پرتاب
مشک را خالی نمود از آب زان تیر و از این آب
هوش مصنوعی: تیر اندازان کوفی، تیرهایی را پرتاب کردند که باعث شد مشکها از آب خالی شوند. این تیرها و آب، هر دو نشانهای از واقعیتهای تلخ و دردناک آن زمان هستند.
گشت سقای حسین از خجلت اطفال بیتاب
زندگی را دید بهر خویشتن آن باوفا ننگ
هوش مصنوعی: سقا، حسین، از شرم بچههای بیتاب و نگران، زندگی را به خاطر خود ننگین میبیند; زیرا او به خاطر وفاداریاش احساس خجالت میکند.
بر زمین افتاد و خلق کوفه با شمشیر و خنجر
حملهور گشتند بهر قتل عباس دلاور
هوش مصنوعی: بر زمین افتاد و مردم کوفه با شمشیر و خنجر به او حمله کردند تا عباس دلیر را بکشند.
زد به فرق وی یک گرز و یکی تیغش به مغفر
وز هجوم دشمنان نوباوه ساقی کوثر
هوش مصنوعی: با گرزی بر سر او زد و با تیغش کلاه او را شکافت، و از حملهی دشمنان، ساقی کوثر ناامید و جوانمرد بود.
کرد بانگ یا اخا ادرک اخا سوی برادر
بر سر عباس راند از خیمه شاه تشنه لب خشک
هوش مصنوعی: بابک به برادرش میگوید: به کمک برادر برو و عباس را از خیمهای که در آن تشنه است، دور کن.
پس گرفت از خاک بر زانو سر او را به زاری
با زبان حال جوی خون نمود از دیده جاری
هوش مصنوعی: او سرش را از خاک برداشت و به حالت گریه و زاری، چشمانش پر از اشک شد و اشکهایش مانند جوی خون از چشمانش میریخت.
کای پناه بیکسان قربانی در گاه باری
این قدر بر سر تو را میبود شوق جاننثاری
هوش مصنوعی: ای پناهنده بیکسها، قربانی شدن در درگاه خداوند چقدر برای تو دلتنگ و مشتاق جانفشانی است.
تا چنین یکباره بستی از برادر چشم یاری
ساختی همدم مرا با ناله چون مرغ شباهنگ
هوش مصنوعی: زمانی که یک بار از برادر خود امید و یاری را بستید، همدم من با نالهای مانند مرغ شباهنگ شد.
خیز کاندر این زمین بعد از تو شور و انقلاب
من تن تنها و خلق شام بیحد و حسابست
هوش مصنوعی: بلند شو که در این سرزمین پس از تو، هیجان و شور زیادی به وجود آمده است. من به تنهایی و خلقی که بیحد و حساب است، در این وضعیت قرار دارم.
در حرم چشم سکینه منتظر از بهر آب است
زینب و کلثوم را اندر حرم قلب کبابست
هوش مصنوعی: در حرم، سکینه منتظر آب است، و زینب و کلثوم در دلشان آتش است.
شمر بیدین را به قتل من در این صحرا شتابست
شد کمیت خامه (صامت) ز شرح ماتمت لنگ
هوش مصنوعی: شمر بیدین به خاطر کشتن من در این بیابان نسبت به این کار بیاحساسی نشان داده است، اما خامه (دستنویس) به خاطر توصیف غم و اندوه من به ناله درآمده است.