برگردان به زبان ساده
چو از اغیار مجلس گشت خالی
صنم از حال جم پرسید حالی
هوش مصنوعی: زمانی که مجلس از دیگران خالی شد، صنم از حال جم پرسید.
که آن مسکین حبیبم را چه حالست
درین غربت غریبم را چه حالست
هوش مصنوعی: حبیب بیچارهام در این دیار غریب چه وضعیتی دارد؟ حال من در این تنهایی و بیکسی چه طور است؟
یکایک قصه جمشید گفتند
حدیث ذره با خورشید گفتند
هوش مصنوعی: قصه جمشید را به تفصیل روایت کردند و داستان کوچکترین ذره را نیز در کنار خورشید بیان کردند.
به شیرین قصه فرهاد بردند
به وامق نامه عذرا سپردند
هوش مصنوعی: به فرهاد داستان شیرین را آوردند و نامهای از عذرا به وامق دادند.
چو چشمش بر سواد نامه افتاد
ز مژگان عقد مروارید بگشاد
هوش مصنوعی: وقتی چشمش به خط سیاه نامه افتاد، از روی مژههایش مرواریدهای عشقی را آزاد کرد.
ز نظمش داد جان را قوت و قوت
ز اشک آراست لو لو را به یاقوت
هوش مصنوعی: از نظم و ترتیب زندگی، جان انسان نیرو میگیرد و این نیرو از اشکها به زیبایی و جلا میآید، مانند جواهر لولو که با یاقوت آراسته میشود.
ز بویش یافت بوی آشنایی
نظر دید از سوادش روشنایی
هوش مصنوعی: از رایحهاش بوی آشنا را حس کرد و با نگریستن به چهرهاش، روشنایی و روشنی را دریافت نمود.
سوادش چون سواد دیدگان بود
معانی خوب و الفاظش روان بود
هوش مصنوعی: سواد او به تیزی و روشنی چشمها بود و معنای کلماتش زیبا و شیوا بود.
بر او معنی به جای خود نشسته
چو مهرویی نقاب از مشک بسته
هوش مصنوعی: معنی این بیت این است که مانند زنی زیبا که نقابی از مشک بر چهره دارد، معنی و مفهوم در جای خود قرار گرفته است. زیبایی و جذابیت آن، در حالی که هنوز پنهان است، به وضوح دیده میشود.
گل اندام از قلم شکر روان کرد
معانی در بیان خط روان کرد
هوش مصنوعی: با قلم شیرین، زیباییهای اندام را توصیف کرد و معانی را با خط زیبا بیان کرد.
بر اوراق سمن ریحان همی کاشت
به خامه حال هجران عرضه میداشت
هوش مصنوعی: روی برگهای درخت سمن و گل ریحان، با قلمش احساسات و حال و هوای جدایی را مینویسد.
بر آورد آب حیوان از سیاهی
مرکب شد روان در چشم ماهی
هوش مصنوعی: آب حیات از تاریکی به آرامی جاری شد و در چشم ماهی نمایان گردید.
حریر چین به پای خامه پیمود
سر دیباچه آن نامه این بود:
هوش مصنوعی: حریر چینی را به پای نوشتاری کشید، سرآغاز آن نامه این بود.