برگردان به زبان ساده
سحرگاه ازل کز پرده عرض
قضا میداد نور و سایه را عرض
هوش مصنوعی: در صبحگاه نخستین، که نور و سایه از دنیای سرنوشت به نمایش گذاشته میشد.
قدر بنوشت بر اطراف چترش
که السلطان ضل الله فی الارض
هوش مصنوعی: نوشته شده بود که این شخص، حاکم خداوند روی زمین است و این جمله به دور چتر او قرار داشت.
خرد گرد فلک چندان که گردید
کسی بالاتر از چترش نمیدید
هوش مصنوعی: در این دنیا، هرچقدر که انسانها در زندگی و تجربههای خود پیشرفت کنند، باز هم نمیتوانند فراتر از محدودیتها و چتر حمایت خود را مشاهده کنند.
فلک را گفت بردی ای کمان قد
چو ابروی بتان پیشانی از حد
هوش مصنوعی: آسمان را خطاب کرده و میگوید که ای کمان باریک و بلند که مانند ابروی معشوقان است، تو را به جایی بردند که از حد و مرز خود فراتر رفتهای.
تنزل کن ز جای خویش زیرا
که ضل چتر سلطانیت اینجا
هوش مصنوعی: از مقام و جایگاه خود پایین بیا، زیرا سایه و نفوذ سلطنت تو در اینجا وجود ندارد.
چرا بالا نشستی گفت از آن رو
که او چشم جهانست و من ابرو
هوش مصنوعی: چرا بر افراشتهای؟ پاسخ داد: به این دلیل که او به نوعی چشمنگاه جهان است و من تنها یک ابرو.