برگردان به زبان ساده
کجا تاختی خسرو خاروان
عنان بر زمستان گه آسمان
هوش مصنوعی: کجا رفتی ای خسرو خاوران، که زمستان آسمان را در دست گرفتی؟
شدی شاخ از باد لرزان چو بید
سر سبز کهسار گشتی سپید
هوش مصنوعی: تو مثل بیدی شدی که در باد میلرزد، اما سرسبز و خوشنما هستی، همچنین در میان کوهها به سفیدي و زیبایی در آمدهای.
چو برخاستی باد بهمن ز جای
فرو مردی آتش به دست و به پای
هوش مصنوعی: زمانی که باد بهمن برخیزد، آدمی به زمین میافتد و در این حال آتش در دست و پایش خواهد بود.
شدی آب در قاقم از باد خشک
به سنجاب گشتی نهان بید مشک
هوش مصنوعی: با وزش باد، تو چنان به آرامی در آب حل شدی که مثل سنجاب در زیر درختان پنهان گشتی.
سپیدی گرفتی همه کوه و راغ
سیاهی ندیدی کسی جز کلاغ
هوش مصنوعی: همه جا را سفیدی فراگرفته و درختان و کوهها را پوشانده است، و تنها سیاهی که در این محیط دیده میشود، سیاهی کلاغ است.
به برف ار فرو رفتی آن روز خور
کجا بر توانستی آمد دگر
هوش مصنوعی: اگر آن روز در برف فرورفتی، دیگر چگونه میتوانستی دوباره به سوی خورشید برگردی؟
چو درای سیماب بودی زمین
سر از برف بر ابر سودی زمین
هوش مصنوعی: زمانی که زمین مانند نقرهای درخشان شد، از برف خود را بالاتر از ابرها کشید.
ستاده درختان گل ناامید
برهنه تن از باد لرزان چو بید
هوش مصنوعی: درختان گل، که به دلیل سرما و شرایط نامساعد از میوه دادن ناامید شدهاند، به حالت برهنه و بدون برگ ایستادهاند و به خاطر وزش باد، مانند بیدها میلرزند.
بر ایشان بسی نوحه کردی سحاب
به زاری بباریدی از دیده آب
هوش مصنوعی: ابرها برای آنان بسیار سوگواری کردند و از شدت غم، به زاری و گریه افتادند و قطرات آب از چشمانشان ریخت.
شده سرو را خشک و افسرده دست
چنار است در آستین برده دست
هوش مصنوعی: سرو (درخت) در حال حاضر خشک و افسرده شده است، و چنار (درخت دیگر) در آستین خود آن را پنهان کرده است.
هوا شیر را پوستین میدرید
سیه گوش را گوشها میبرید
هوش مصنوعی: هوا به شدت سرد بود و مانند دندانتیز، پوست شیر را میکند. همچنین، سرما به سیهگوشها نیز آسیب میزد و گوشهایشان را میبرید.
کجا مرد را باد دیدی به کوی
به جستی و بینی ببردی ز روی
هوش مصنوعی: کجا دیدهای مردی را که در کوچه باد به او برسد و او را از روی زمین بلند کند؟
به ناوک هوا موی را میشکافت
سنان میزد و روی را میشکافت
هوش مصنوعی: به تیر تند و تیز، موهای او را میخشکاند و نیزه بر صورتش فرود میآورد.
هر آنکس که دردی در آتش نبود
دمی خوش نمیآمدش همچو عود
هوش مصنوعی: هر کسی که دلی از درد و رنج نداشته باشد، هیچ وقت طعم خوشی و لذت واقعی را احساس نخواهد کرد، مانند بویی که از عود بلند میشود.
ملک منقل زر برافروختی
همه عود و عنبر بر آن سوختی
هوش مصنوعی: پادشاه من برای من آتش بساز، و همه عطرها و خوشبو کنندهها را بر روی آن بسوزان.
ز گلنار منقل چو بستان شدی
به بستان بسی مرغ بریان شدی
هوش مصنوعی: وقتی که گلناری من به منقل تبدیل شد، به باغ تبدیل گردید و در آنجا پرندههای زیادی کباب شدند.
روان گشته در بزم جام شراب
چو گردنده گرد فلک آفتاب
هوش مصنوعی: در محفل نوشیدهاش، حالتی مانند چرخش آفتاب در آسمان پیدا کرده است.
بلورین قدح بود مرجان نما
چنان کاتشی سرکشد در هوا
هوش مصنوعی: لیوانی از بلور مثل مرجان است که مانند آتش دمی در هوا سرکشی میکند.
سر هر دو از عشق و می گرم بود
نمیداشت دی را دم سرد سود
هوش مصنوعی: هر دو عاشق و مست بودند و از گرما و عشقشان غرق در شوق و نشاط، حسی از سردی و بیاحساسی را متوجه نمیشدند.
به می مجلس عیش خوش داشتند
دم سرد دی باد پنداشتند
هوش مصنوعی: در میهمانی، خوشی و شادی را فدای سرما و باد نکنید و از لحظات خوب بهره ببرید.
کسی را که در ماه دی آتشی
ز می نیست، یا از رخ مهوشی،
هوش مصنوعی: کسی که در ماه دی شعلهای از شراب ندارد یا از چهرهای دلربا بیبهره است، تعجببرانگیز است.
حقیقت بدانش که افسردهای است
چه افسرده؟ یکبارگی مردهای است
هوش مصنوعی: حقیقت را بشناس که حالش ناخوش است. چرا ناخوش؟ چون ناگهان از دنیا رفته است.