برگردان به زبان ساده
دارم آهنگ حجاز ، ای بت عشاق نواز
راست کن ساز ونوایی زپی راه حجاز
هوش مصنوعی: من به سوی حجاز میروم، ای محبوبی که عاشقان را نوازش میکنی، ساز و نوایی از طرف آن راه برای من آماده کن.
راز جان گوش کن از عود که ره یافته اند
محرمان حرم اندر حرم پرده یراز
هوش مصنوعی: به صدای عود گوش کن که رازهای دل را فاش میکند. کسانی که به حقیقت نزدیک شدهاند، در حرم امن الهی به رازهای نهفته پی بردهاند.
پرده سازده امروز ، که خاتون حجاز
می دهد جلوه حسن از تتق عزت وناز
هوش مصنوعی: امروز پردهبرداری میشود که بانوی حجاز زیباییاش را با هنری از افتخار و ناز نشان میدهد.
آفتاب طرب از مشرق خم می تابد
خیز ومی خورد که نکردند در توبه فراز
هوش مصنوعی: خورشید شادی از سمت شرق نور میافشاند، برخیز و بنوش که در توبه تا حال هیچ چیز به اوج نرسیده است.
یا رخواهی که به شادی زدرت باز آید ؟
راه دل پاک کن وخانه دل را در باز
هوش مصنوعی: آیا میخواهی که شادی دوباره به زندگیات برگردد؟ باید دل خود را پاک کنی و فضای دل را برای خوشبختی آماده سازی.
مرحبا می شنود پخته این ره ! زدر آ
بختی از سر در آ، نشنود الا آواز
هوش مصنوعی: سلام و درود بر تو! در این راه، کسی که تجربه و آگاهی دارد، میتواند به زودی به اوج برسد. اما کسی که تواناییهای خود را از دست داده و در وضعیت نامناسبی قرار دارد، تنها صدای دلسردی و ناامیدی را خواهد شنید و از موفقیت دور خواهد ماند.
پختگان بین شده از شوق ندابی دل وهوش
بختیان بین همه از صوت ندا در تک وتاز
هوش مصنوعی: مردم پخته و باتجربه از شوق و محبت به یکدیگر به وجد آمدهاند و عدهای نیز از صدای ندا و دعوت به فعالیت و تلاش در حال حرکت و تلاش هستند.
عاشقان حرم از جام ندا سر مستند
مطربا این غزل از پرده عشاق نواز
هوش مصنوعی: عاشقان در حرم، از جام ندا سرمست شدهاند. ای مطرب، این غزل را از دل عاشقان بخوان.
ای بگرد حرمت طوفان کنان اهل نیاز !
عاشقانی به صفا راهروانی سر باز
هوش مصنوعی: ای کسی که در سختی و مشکلات، به یاری نیازمندان و عاشقان صفا میپردازی! این افراد با دلی پاک و خالص به دنبال هدف خود هستند.
چشمه نوش لبت بر لب کوثر خندان
آب چاه ز نخت بر چه زمزم طناز
هوش مصنوعی: چشمه شیرینی لب تو مانند لب کوثر شادیبخش است و آب چاه نیز در برابر زیبایی زمزم بینظیر است.
گرد کوی تو کند کعبه همه عمره طواف
پیش روی تو برد قبله همه روزه نماز
هوش مصنوعی: تمام عمرم دور گرد تو میچرخم مانند کسانی که به کعبه میروند و هر روز به خاطر تو قبلهام را عوض میکنم و نماز میخوانم.
باد قربان کمان خانه ابروی تو دل
خاصه آن دم که بود چشم خوشت تیر انداز
هوش مصنوعی: باد به سوی ابروی تو رفته و قربان آن کمان زیبایت میشود، به ویژه وقتی که چشمان زیبایت به مانند تیر، دل را هدف قرار میدهند.
دست در حلقه موی تو اگر نتوان کرد
بر در کعبه کوی تو نهم روی نیاز
هوش مصنوعی: اگر نتوانم دستم را در حلقه موی تو بگذارم، به درِ کعبه میروم و برای دیدن تو، حاجت خود را طلب میکنم.
نیست سودای سر زلف تو کار همه کس
کین طریقی است خم اندر خم و دلگیر و دراز
هوش مصنوعی: علاقه و شوق به زیبایی معشوق، کار هر کسی نیست؛ زیرا این راه پرپیچ و خم، دشوار و طاقتفرساست.
می کشد راست چو زلف کج تو سر به بهشت
راه سودای تو کان پر زنشیب است و فراز
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلفهای تو، کسی که به سمت بهشت میرود، به راحتی به دام میافتد. اینجا بهشت، پر از نوسانات و تغییرات است.
برو ای قافله باد و بیاور بویش
می دهم جان بستان و بده آنجا به جواز
هوش مصنوعی: برو و بوی خوش آن قافله را بیاور تا من جانم را بدهم و اجازهام را بگیرم که به آنجا بروم.
باد صد جان مقدس بفدای نفسی
که صبا بوی اویس از یمن آرد به حجاز
هوش مصنوعی: باد با خود جانهای زیادی را به قربان نفسی میآورد که نسیم، بوی اویس را از یمن به حجاز میآورد.
ای دل از بادیه محنت عشقش جان را
به حریم حرم مرحمت شاه انداز
هوش مصنوعی: ای دل، از دشواریهای عشق آن معشوق، جانت را به سرای رحمت پادشاه بسپار.
وارث سلطنت ملک کیان ، شاه اویس
شاه دین پرور دشمن شکن دوست نواز
هوش مصنوعی: شاه اویس، وارث پادشاهی سرزمین کیان، کسی است که دین را پرورش میدهد، دشمنان را شکست میدهد و نسبت به دوستان مهربان است.
آنکه از جرعه جام کرم مجلس اوست
ز امتلا همچو صراحی به فواق آمده باز
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر رفتار دلنشین و مهربانش در مجالس مورد توجه قرار دارد، به گونهای دچار شوق و هیجان شده است که شبیه به صراحی پر از نوشیدنی، به حالت غرق و سکر آمده است.
ای همایان شده در عرصه ملکت جبار!
وی پلنگان شده در رسته عدلت خراز
هوش مصنوعی: ای پرندگان بزرگ و آزاد که در دنیای قدرت بر زمین نشستهاید! ای پلنگان عدالتخواه که در صفوف حق و انصاف ایستادهاید!
رای فیروز تو بر افسر خورشید نگین
عهد میمون تو بر دامن ایام طراز
هوش مصنوعی: ای فیروز، تو همچون نگینی بر تاج خورشید میدرخشی، و عهدت به مانند زینتی بر دامن روزگار است.
بوده آغاز زمان تو ستم را انجام
گشته انجام عدوی تو امان را آغاز
هوش مصنوعی: از همان آغاز زمان، ستمگری وجود داشته است و اکنون زمان آن رسیده که دشمنان تو امنیت و آرامش را از دست بدهند.
چتر انصاف تو چون ظل همای اندازد
کبک در سایه او خنده زند بر شهباز
هوش مصنوعی: سایه انصاف تو مانند سایه پرندهای بزرگ است که کبک زیر آن آرامش دارد و بر روی شهباز میخندد.
شد به بخت تو سر تخت مقام محمود
شد یقینم که تو محمودی و اقبال ایاز
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که سرنوشت و شانس تو به بالاترین مقام و جایگاه رسیده و من به طور قطع مطمئن هستم که تو شخصی شایسته و خوشاقبالی هستی.
خصم را تیغ تو در دم به زبان عاجز کرد
در زبان و دم شمشیر تو هست این اعجاز
هوش مصنوعی: حریف تو به وسیله شمشیر تو در یک لحظه شکست خورد و زبانش از قدرت و تأثیر آن عاجز شد. این نشان میدهد که قدرت شمشیر تو معجزه آساست و توانایی آن نه تنها در خود تیغ، بلکه در کلام و بیان تو نیز وجود دارد.
گر به شاهی دگری مثل تو داند خود را
عقل داند به همه حال حقیقت ز مجاز
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند تو را در مقام شاهی بشناسد، در حقیقت خود را عاقل میداند و در هر شرایطی واقعیت را از غیرواقعیت تشخیص میدهد.
در زمان تو به جز دشمن جانت زکمال
نکشیدست کسی زحمتی از دست انداز
هوش مصنوعی: در زمان تو، هیچکس جز دشمن جانت زحمتی برایت ایجاد نکرده و از مسیر زندگی برخلاف تو، کسی به مشکل نیفتاده است.
گه چو خورشید عنان بر جهت مشرق تاب
گه زمشرق برود بر طرف مغرب تازبه سنان
هوش مصنوعی: گاهی همچون خورشید به سمت شرق حرکت میکند و گاهی به سمت غرب میچرخد تا به اوج برسد.
به بنان درگه بخشش رخ احباب افروز
درگه کوشش سر بدخواه افراز
هوش مصنوعی: به دستهای خودت، با مهربانی و بخشش، چهرهی دوستان را روشن کن. از تلاش و کوششهای جدی و بیرحمانه در برابر بدخواهان دوری کن.
طبل باز تو هر آنجا که به آواز آمد
نثر طایر کند از قله گردون پرواز
هوش مصنوعی: در هر مکان که صدای طبل به گوش برسد، پرنده ای از قله آسمان به پرواز درمیآید.
خسروا دور فلک هیچ نمی پردازد
به من خسته تو یک لحظه به حالم پرداز
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ! دور چرخ فلک هیچ توجهی به من خسته نمیکند، ای عشق، تو یک لحظه به حال من توجه کن.
آسمان خواهدم از خاک درت دور افکند
آفتابا نظری بر من خاکی انداز
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که آسمان از این خاک دور شود و تو ای آفتاب، با نگاهی به من خاکی، به من لطف کن.
درثبات قدمم صلب تر از کوه ولی
غم دوران زمان است غمی کوه گداز
هوش مصنوعی: من در استواری و پایداری به اندازه کوه محکم و استوارم، اما دلگرانیم از غم و اندوهی است که زمان بر من تحمیل میکند؛ غمی که به اندازه آتشفشانی است که به جوش آمده.
به جز از غصه مرا نیست حریفی دلدار
به جز از ناله مرا نیست تدینی دم ساز
هوش مصنوعی: جز غصه و غم، کسی در کنارم نیست که به من دلگرمی بدهد. همچنین جز ناله و شکایت من، هیچ چیز دیگری صدای دلنشینی ندارد.
هر کس بر در تو رسمی و راهی دارد
من به بیراهیم از جمله اقران ممتاز
هوش مصنوعی: هر کسی برای خود یک راه و روش در ارتباط با تو دارد، اما من مانند دیگران نیستم و از این مسیرها دور افتادهام.
دوش پیر خرد از روی نصیحت می گفت
در دو بیتم سخنی خوش به طریق ایجاز
هوش مصنوعی: شب گذشته، پیر خردمند از روی آگاهی و نصیحت به من گفت که در دو بیت کوتاه، سخنی زیبا و دلنشین نهفته است.
شد در آمد شدنت عمر به پایان سلمان
بیشتر زین به سر خان طمع دست میاز
هوش مصنوعی: زمانی که تو به دنیا آمدی، عمر من به پایان رسید، ای سلمان؛ پس از این بیشتر از این بر سر میز آرزوها دست نینداز.
تا به کی دست دراز کنی؟ اکنون وقت است
که به کنجی بنشینی و کنی پای دراز
هوش مصنوعی: دیگر چقدر به دنبال چیزهای بیرونی باشی؟ حالا زمان آن رسیده که آرام بگیری و به خودت فکر کنی.
کامرانیت چنان باد که در دور فلک
هیچ باقیت نماند به جز از عمر دراز
هوش مصنوعی: خوشی و کامیابی تو باید به قدری باشد که در سفر زندگی، هیچ چیزی از عمر طولانیات باقی نماند.