برگردان به زبان ساده
دل را هوای چشم تو بیمار میکند
جان را امید وصل تو تیمار میکند
هوش مصنوعی: دل هیچگاه از خیال چشمان تو آرام نمیگیرد و جانم همیشه به امید دیدار تو به درد میآید.
طرار طره تو دلم برد عارضت
رو وانهاده پشتی طرار میکند
هوش مصنوعی: موهای پیچیده و زیبای تو دلم را برده است و چهرهات مرا رها نکرده و همچنان به زیبایی خود ادامه میدهد.
از بندگی قد تو شد کار سرو راست
آزادی از تو دارد و هموار میکند
هوش مصنوعی: به خاطر وجود تو، سر بلندی و زیبایی سروها به وجود آمده است. آزادی از وجود تو ناشی میشود و تو برای آنها مسیر را هموار میسازی.
خال تو پیش چشم تو زعنبر بخور کرد
وین بهره قوت دل بیمار میکند
هوش مصنوعی: نقش زیبا و دلکش تو در برابر چشمانت همچون عطر خوشی است که به مشام میرسد و این زیبایی، برای دل بیمار من قوت و نیرو میآورد.
هشیار باش ای دل غافل که چشم یار
مست است و قصد مردم هشیار میکند!
هوش مصنوعی: ای دل غافل، مراقب باش! چشمان محبوب ناز هستند و میخواهند افراد آگاه و هشیار را بازیچه خود کنند.
دیدار او به خواب خیال است دیده را
کاری است اینکه دولت بیدار میکند
هوش مصنوعی: دیدن او در خواب خیال است و چشمانم در این باره کاری ندارد و این خوشبختی است که مرا بیدار میکند.
دربست با دلم دهن تنگ او به هیچ
او این چنین مضایقه بسیار میکند
هوش مصنوعی: با کمال میل و رغبت، دل من به عشق او وابسته است، اما او به هیچ وجه، محبت و توجهی به من نمیکند و دائم در این کار سختگیر است.
افتاده دل ز کار به یکبارگی که یار
هرجا غمی است بر دل من بار میکند
هوش مصنوعی: دل من به یکباره از کار افتاده است، زیرا هر جا که خبری از غم است، معشوقهام بر دوش من میگذارد.
مرغ شکسته بال دل من که روز و شب
پرواز در هوای رخ یار میکند
هوش مصنوعی: پرندهای که دیگر نمیتواند پرواز کند، دل من است که همیشه در حسرت زیباییها و چهره محبوبم به سر میبرد.
تشویش از آن دو دام دلاویز میبرد
اندیشه زان دو ترک کماندار میکند
هوش مصنوعی: نگرانی ناشی از آن دو دام فریبنده، افکار را از سر دور میکند و باعث میشود که دو کماندار، تیرها را رها کنند.
مست است و بیخبر مگر از دور عدل شاه
چشم سیه دلش که دل آزار میکند
هوش مصنوعی: نوشتهای دربارهی کسی که در مستی غرق شده و فقط از دوری عدالت پادشاه آگاه است، در حالی که دل سیاه و آزاردهندهای دارد. او غرق در حالت خود است و از دنیای اطرافش بیخبر است.
دارای عهد، شیخ حسن، آنکه خدمتش
چرخ دوتا به چاروبه ناچار میکند
هوش مصنوعی: شیخ حسن، مردی با وفا و متعهد است که حتی زمانه نیز مجبور به اطاعت از او میشود و در برابر او تسلیم میگردد.
شاهی که در هلاک اعادی به روز رزم
احیای رسم حیدر کرار میکند
هوش مصنوعی: پادشاهی که در زمان نابودی دشمنان در میدان نبرد، به یاد و به اقتدای سیره و رفتار حیدر کرار (علی علیهالسلام) عمل میکند.
روشن شد اینکه از غضب اوست کافتاب
خوناب لعل در دل احجار میکند
هوش مصنوعی: آشکار شد که زمانی که او خشمگین میشود، خورشید سرخ و مایل به رنگ لعل، بر دل سنگها تأثیر میگذارد و آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
پوشیده نیست کز کرم اوست کاسمان
دیبای سبز در بر اشجار میکند
هوش مصنوعی: آشکار است که به خاطر لطف و بزرگی اوست که پارچههای سبز به درختان میپوشاند.
از شرم رای روشن او هر شب آفتاب
چون سایه سجده پس دیوار میکند
هوش مصنوعی: به خاطر قداست و روشنی فکری او، هر شب، آفتاب مثل سایهای که پشت دیواری قرار میگیرد، به زمین میافتد.
ای خسروی که کوکبه رای روشنت
رایات آفتاب نگونسار میکند!
هوش مصنوعی: ای شاهی که نور و شکوه تو مانند آفتاب، سایهای بر دنیا میافکند و همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد!
از طبیب خلق نافه گشای تو شمهای است
باد آن روایتی که ز گلزار میکند
هوش مصنوعی: نسیم خوشی که از گلزار به مشام میرسد، نشانهای از لطف و زیبایی وجود توست، همچون نغمهای که طبیب از دل مردم میشنود.
از فیض دست بحر یسار تو قطرهایست
ابر آن ترشحی که به اقطار میکند
هوش مصنوعی: دستهای تو مانند دریا وسیع و پر فیض است و آنچه از آن به خارج میریزد، همچون قطرهای از ابر است که به زمین میبارد و همه جا را در بر میگیرد.
در قطع و فصل دشمن بد اصل بدگهر
تیغ تو پاکی گهر اظهار میکند
هوش مصنوعی: اگر دشمنی از نسل بدی باشد، شمشیر تو اصل پاکی را به خوبی نشان میدهد.
تو ملتفت مشو به عدو ز آنکه خود فلک
تدبیر دفع فتنه اشرار میکند
هوش مصنوعی: به خودت سخت نگیر و نگرانی به دلت راه نده، چرا که خود天地 به فکر آرام کردن مشکلات و دفع خطرات است.
کانکس که کرد در حق دارا بدی هنوز
نقاش نقش او همه بردار میکند
هوش مصنوعی: دارا که به او بدی کرد، هنوز نقاشی که تصویر او را کشیده، همه آثارش را از بین نمیبرد.
گر مرتفع شوند نجوم فلک چه باک؟
رای تو حکم ثابت و سیار میکند
هوش مصنوعی: اگر ستارههای آسمان در موقعیتهای بالاتر قرار بگیرند، چه اهمیتی دارد؟ نظر و اراده تو، سرنوشت را شکل میدهد و تغییرات آن را مدیریت میکند.
پیر ار بود وعده تدبیر چون نکرد
امید داشتم که مگر پاره میکند
هوش مصنوعی: اگر آن شخص بزرگ تر از من وعده تدبیری داده بود، چون امیدی نداشتم، شاید در دلش خواسته بود که مشکلات را حل کند.
زامسال نیز قرب سه مه رفت و بند گیش
با من همان حکایت پیرار میکند
هوش مصنوعی: سال گذشته نیز، نزدیک به سه ماه گذشت و سرنوشت من با آن، همان داستان همیشگی را تکرار میکند.
در حسب حال تذکره نظم کردهام
نظمی که کسر لول شهوار میکند
هوش مصنوعی: در توصیف حال و احوال خود، به نظم و ترتیبی پرداختهام که نوعی نظم و ترتیب در آن وجود دارد که احساسات و شهوات را به خود کمتر میکند.
کاری ز پیش میرود از لطف شاهیش
این نظم را پیش تو در کار میکند
هوش مصنوعی: کاری به خاطر محبت و لطف شاه انجام میشود که این شعر به تو کمک میکند تا به نتیجه برسی.
تا هر بهار خامه نقاش روزگار
بر خار نقش صورت فرخار میکند
هوش مصنوعی: در هر بهار، هنرمند زمان با قلم خود، بر خار، تصویری زیبا از صورت گل را میزند.
سرسبز باد گلبن جاه تو تا زرشک
در چشم دشمنان مژه چون خار میکند!
هوش مصنوعی: چشمهای دشمنان به خاطر زیبایی و شکوه مقام تو به اندازهای حسادت میکنند که مانند خار در چشمشان میرود. این زیبایی و رونق همانند زرشکی است که در باغ تو رشد میکند.