برگردان به زبان ساده
یاران حذر از بلای نوبه
از جور تب و جفای نوبه
هوش مصنوعی: دوستان، از خطرات و آسیبهای ناشی از ظلم و بیمحلی این زمان بپرهیزید.
یک شب نکند خلاف وعده
شرمنده ام از وفای نوبه
هوش مصنوعی: شبی نباشد که وعدهام را نقض کنم، از بر وفاداری همیشه شرمندهام.
لرز است و تب و عرق، ندارم
کار دگری ورای نوبه
هوش مصنوعی: بیماری و تب دارم و عرق میزنم، جز این حالت دیگر کار یا مشغلهای ندارم.
کاغذ به جهان گرانبها شد
از بس خوردم دعای نوبه
هوش مصنوعی: به خاطر دعاهای مکرر و مستمر، ورق و کاغذ برای من به ارزش و اهمیت خاصی رسید.
باقی نگذاشت در تنم جان
جان است مگر غذای نوبه؟!
هوش مصنوعی: در وجود من هیچ چیزی نمانده است، فقط جان و زندگیام باقی مانده است که آیا این هم تنها به خاطر غذای نوبتی است؟
خورده است مرا و سیریش نیست
گرد سر اشتهای نوبه
هوش مصنوعی: مرا در خود گرفته و حسی از سیری ندارد، در دور و برم فقط اشتیاقی تازه و بیپایان حس میشود.
می باید شست دست از جان
هر جا که رسید پای نوبه
هوش مصنوعی: باید از هر مکانی که به آنجا رسیدی، نسبت به زندگی و وابستگیهایش دست بکشی و رهایی یابی.
باشد به حیات امیدواری
در هر مرضی سوای نوبه
هوش مصنوعی: در هر شرایطی و حتی در سختترین بیماریها، امیدواری به زندگی و بهبودی همواره وجود دارد، جز در لحظات بحرانی و ناامیدکننده.
بیگانگی از حیات باید
آن را که شد آشنای نوبه
هوش مصنوعی: اگر کسی به زندگی و دنیای جدیدی آشنا شود، باید از بیگانگی و دوری از آن دوری کند و خود را با آن هماهنگ کند.
خود دوزخ وزمهریر بادا
در روز جزا جزای نوبه
هوش مصنوعی: در روز قیامت، عذاب و تندی سرد، همانند دوزخ خواهد بود.
چون عزرائیل هرگه آید
لرزم به خود از لقای نوبه
هوش مصنوعی: هر بار که فرشتۀ مرگ نزدیک میشود، از دیدن او میترسم و از این ملاقات وحشت میکنم.
از مار سیه چنان نترسم
کز افعی جانگزای نوبه
هوش مصنوعی: از مار سیاه آنقدر نمیترسم که از افعی خطرناک و زهرآلود میترسم.
از بهر عیادتم به بالین
تب می رسد از قفای نوبه
هوش مصنوعی: به خاطر عیادت من، بیماری به سراغم میآید.
غیر از تب جانگزا چه زاید
از مادر رنج زای نوبه
هوش مصنوعی: غیر از تب جانکاه، چه چیزی از مادر رنجکش زاده میشود؟
روزی به طبیب چاره اندیش
گفتم چه بود دوای نوبه؟
هوش مصنوعی: یک روز به پزشک حاذق گفتم که درمان حملات ناگهانی چیست؟
گفت از من بینوا چه پرسی؟
داروی گرانبهای نوبه
هوش مصنوعی: از من بیچاره چه سوالی میکنی؟ داروی بینظیر و گرانبها.
انفاس مقدس صباحی است
درمان تب و شفای نوبه
هوش مصنوعی: نسیمهای مقدس صبحگاهی، دارویی برای تب و درمانی برای بیماری است.
عیسی نفسی که از دمش به
افسون نبود برای نوبه
هوش مصنوعی: سخن دربارهٔ شخصی است که دارای قدرتی فوقالعاده و تأثیرگذار است و نفسی دارد که میتواند به طور شگفتآور بر دیگران تأثیر بگذارد و آنها را مجذوب خود کند. توانایی او به قدری قوی است که در مورد نوبت و زمان نیز تأثیرگذار است.
ای از دم عیسویت درمان
هر دردی را چه جای نوبه
هوش مصنوعی: ای کسی که با دم مسیحاییات هر دردی را درمان میکنی، چه نیازی به نوبه هست؟
پیشوای تو مهر و با تب
لرزان چو من ابتدای نوبه
هوش مصنوعی: پیشوای تو همچون خورشید درخشان است و من که با تب و تابی لرزان مواجه هستم، در آغاز این دوره قرار دارم.
وز شرم کف تو در عرق غرق
دریا چو من انتهای نوبه
هوش مصنوعی: با شرم دست تو در عرق مانند من در دریا غرق است، اما من به انتهای نوبت خود رسیدهام.
ای صاحب مهربان چه پرسی؟
حال من و ماجرای نوبه
هوش مصنوعی: ای دوست مهربان، از حال من و داستانی که برایم پیش آمده سوال نکن.
دور از تو به جان رسیده کارم
از مبرم بی حیای نوبه
هوش مصنوعی: بخاطر دوری از تو، اوضاع برای من بسیار دشوار شده و احساس ناامیدی میکنم.
در نوبه ام و ردیف شعرم
شد نوبه ز اقتضای نو به
هوش مصنوعی: در دورهای قرار دارم که به خاطر تازه بودن حال و هوای شعرم، ویژگیهای جدیدی به آن افزوده شده است.
انصاف تو سازدم گر آزاد
از رنج تب و عنای نوبه
هوش مصنوعی: اگر به دور از درد و نگرانىهاى دلتنگى میتوانستم انصاف و عدالت تو را ببینم، همه چیز را به گونهاى دیگر تنظیم میکردم.
مدح تو و ذم نوبه باشد
وردم پس از انقضای نو به
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو یک روال ثابت من است و پس از گذر زمان و تغییرات، همیشه بر این رویه باقی میمانم.
تا روح دهد شراب صحت
تا جان کاهد بلای نو به
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نوشیدن شراب سلامت میتواند روح و جان را تقویت کند و باعث شود که انسان از مشکلات و بلایای جدید دور بماند و آنها را کمتر احساس کند.
احباب تو را مزاج سالم
اعدای تو مبتلای نوبه
هوش مصنوعی: دوستان تو، از حال خوب و سلامتی برخوردارند، اما دشمنانت در درد و مشکل غرق شدهاند.