برگردان به زبان ساده
تو ای شیراز گلهای ادب را بوستانستی
گلستانی بود گر فضل و دانش را تو آنستی
هوش مصنوعی: ای شیراز، تو باغ گلهای ادب هستی و اگر فضیلت و علم را کسی داشته باشد، آن تو هستی.
جهانی را پر از لعل و گهر داری تعالی الله
بخود میبال از یندولت که رشک بحر کانستی
هوش مصنوعی: جهانی پر از جواهرات زیبا در اختیار داری و خداوند به خود میبالد از نعمتهایی که به تو داده است، زیرا تو در مقامی قرار داری که حتی در برابر دریا هم قابل رشک هستی.
ز طبع شاعرانت سلسبیل و کوثر از هر سو
روان گردیده طوبی لک تو گلزار جنانستی
هوش مصنوعی: از نبوغ شاعران، چشمههای زلال و بهشت از هر طرف جریان یافته، اما تویی که در باغ بهشت قرار داری.
شدی آرامگاه سعدی و حافظ همینت بس
کزین حرمت زیارتگاه رندان جهانستی
هوش مصنوعی: تو به آرامگاه سعدی و حافظ تبدیل شدهای و این خود کافی است، زیرا این مکان به خاطر حرمت و ارادتی که دارد، زیارتگاه رندان و اهل دل در جهان است.
ز روی حافظ و سعدی درخشان مهر و مه داری
معاذ الله نمیخوانم زمینت آسمانستی
هوش مصنوعی: تو با چهره درخشان خود همچون خورشید و ماه میدرخشی و از طرفی، معاذالله این زیبایی را در زمین نمیبینم. تو همچون آسمان، بلند و عالی هستی.
جهانی میستایندت به نام سعدی و حافظ
قرین نیکنامی با چنین نام و نشانستی
هوش مصنوعی: جهان به خاطر نام سعدی و حافظ تو را ستایش میکند و چنین نام و نشانی باعث نیکنامی تو شده است.
حکیمان عارفان اقطاب عالی رتبه را بینم
که هریک را مزاراستی مقام استی مکانستی
هوش مصنوعی: حکیمان و عارفان بزرگ و محترم را میبینم که هر یک از آنها دارای مکانی و مقام خاصی هستند که به عنوان محل برگزاری یاد و گرامیداشت آنها شناخته میشود.
جوان بختا تو را نازم که پیران طریقت را
در آغوشت بسی پروردهئی و خود جوانستی
هوش مصنوعی: ای جوان، بر تو غبطه میخورم که در آغوش خود بسیاری از پیران و راهنمایان را پرورش دادهای، در حالی که خود نیز جوان هستی.
هوایت دلکش و خاکت خوش و آبت روان زین رو
همه تفریح جسم استی همه ترویج جانستی
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو دلربا و خاکت لذتبخش و آبت روان است، به همین دلیل تمام سرگرمیهای جسمی تو فقط ترویج روح و جان است.
رساند زردروئیها خزان هر سال بستانرا
تو آنسرسبز بستانی که ایمن از خزانستی
هوش مصنوعی: هر سال فصل پاییز زردی و خشکی را به باغ میآورد، اما تو مانند باغی سرسبز هستی که از پاییز و تغییرات فصل در امانی.
زبانت را زبانها ترجمان شد در همه عالم
فکندی شور در گیتی عجب شیرین زبانستی
هوش مصنوعی: زبان تو به گونهای شده که همه زبانها آن را ترجمه میکنند و در تمام دنیا شور و هیجان ایجاد کرده است. جالب است که تو چه زبان شیرینی داری.
ادیبان چونوصال و نکتهپردازان چو قاآنی
مران ابناء لایق را تو مام مهربانستی
هوش مصنوعی: شعر به این معناست که سخنوران و نکتهپردازان مانند قاآنی، فرزندان شایسته را رها نکنید و شما، ای مهربان، مسئولیت این امر را به عهده دارید.
فضا دایم پر است از نغمهٔ جانپرورت زیرا
هزاران مرغ قدسی را بهر دور آشیانستی
هوش مصنوعی: فضا همیشه پر از آهنگ محبتآمیز توست، چون هزاران پرندهٔ روحانی به دور از تو زندگی میکنند و در جستجوی آشیانهای برای خود هستند.
صغیر از اهل دانش میکنی توصیف اینت بس
که بر لایقترین افراد گیتی مدح خوانستی
هوش مصنوعی: تو به گونهای دربارهٔ کوچکترینها از اهل علم صحبت میکنی که این وصف تو به حدی است که برای بهترین و شایستهترین افراد دنیا مدح و ستایش کردهای.