برگردان به زبان ساده
پادشهی بود رعیتنواز
ساز عدالت بجهان کرده ساز
هوش مصنوعی: پادشاهی وجود داشت که به رعیتها محبت میکرد و با برقراری عدالت، به دنیا نظم میداد.
خلق بعهدش همه در اتبساط
باز بدلها شده باب نشاط
هوش مصنوعی: مردم در وفای به عهد خود همه خوشحال و شاداب هستند و تغییرات در زندگی آنها به سرزندگی و نشاط بیشتر منجر شده است.
در حق آن دافع ظلم و فساد
دست دمی بر شده بس از عباد
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که فردی که به مبارزه با ظلم و فساد پرداخته، در لحظاتی از عبادت و خلوص نیت خود، به احساس و توجه ویژهای دست یافته است.
خطبه که بر نام وی آراستند
خلق بتعظیم ز جا خاستند
هوش مصنوعی: وقتی که خطبهای بر نام او خوانده شد، مردم از احترام و ادب از جا برخاستند.
طفل همان دم که گشودی زبان
بود ثنا خوان شه کامران
هوش مصنوعی: کودک از لحظهای که زبانش را باز میکند، به ستایش پادشاه موفق میپردازد.
پیرزنان نیمه شبان از اله
جسته همه رفعت و اقبال شاه
هوش مصنوعی: زنان سالخورده در نیمه شب از الهام الهی بهرهمند شده و همهی موفقیتها و مقامهای شاهانه را کسب کردهاند.
آمده آب و گل آنسر زمین
یکسره با مهر شهنشه عجین
هوش مصنوعی: آب و گل به سرزمین آمده و همه چیز را با محبت پادشاه در آمیخته است.
الغرض آنشه چو از این خاکدان
رفت به سوی وطن جاودان
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، وقتی که انسان از این دنیای فانی و موقتی جدا شود و به سوی سرای ابدی و واقعی خود برود، معنای زندگی و مقصد نهایی او مشخص میشود.
سد ره مرگ نه زر شد نه زور
قصر شهی گشت مبدل بگور
هوش مصنوعی: راه مرگ را نه با ثروت و نه با قدرت نمیتوان بست، زیرا کاخ پادشاهی نیز در نهایت به گور تبدیل میشود.
یاد غم آن شه مالک رقاب
آتشی افروخت بر آن خاک و آب
هوش مصنوعی: یاد درد و رنج آن فرمانروا شعلهای از آتش بر روی این خاک و آب روشن کرد.
جامه قبا گشت همی در غمش
ملک سیهپوش شد از ماتمش
هوش مصنوعی: در این بیت میتوان گفت که لباس قبا به نشان غم و اندوه او تبدیل شده و ملک به خاطر حزن و ماتم او به رنگ سیاه درآمده است. این بیانگر عمق درد و تأثیر آن بر محیط و اطراف اوست.
مشعل امید چو خاموش شد
آن در و دیوار سیهپوش شد
هوش مصنوعی: وقتی چراغ امید خاموش شد، تمام فضا را غم و تاریکی فرا گرفت.
بعد عزاداری و ماتمگری
مر پسرش یافت چو او سروری
هوش مصنوعی: بعد از پایان عزاداری و سوگواری، او پسرش را یافت که به شکلی مانند خود، مقام و عظمت را در دست دارد.
از ره دلخواهی و تجدید رای
خواست کند تخت پدر جابجای
هوش مصنوعی: از طریق تمایل و نظر جدید، او میخواهد که تخت پدرش را جابهجا کند.
کرد در آن سعی زاندازه بیش
وان متحرک نشد از جای خویش
هوش مصنوعی: در آن تلاش کرد که بیش از حد باشد، اما آن موجود، از جایش تکان نخورد.
ماند از آن واقعه بس در شگفت
بر دهن انگشت تحیر گرفت
هوش مصنوعی: از آن حادثه چیزهای شگفتانگیزی باقی مانده است که انسان را متعجب کرده و انگشت به دهانش مانده است.
شب شد و آمد پدر او را بخواب
با رخ رخشندهتر از آفتاب
هوش مصنوعی: شب فرارسید و پدر او را به خواب دعوت کرد، در حالی که چهرهاش از آفتاب نیز درخشانتر بود.
شامل او گشته نکو خواهیش
داده خدا در دو جهان شاهیش
هوش مصنوعی: خداوند او را در دو جهان به خوبی شامل کرده و به او مقام سلطنت عطا کرده است.
گفت که هان ای پسر تیز هوش
تخت پدر را بتحرک مکوش
هوش مصنوعی: گفت: ای پسر با هوش و زرنگ، برای به دست آوردن تخت پدر خود تلاش نکن و بیدلیل خود را به زحمت نینداز.
پایهٔ این تخت نه بر گل بود
محکم از آنست که در دل بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که استحکام و قدرت هر چیزی به درون و اساس آن بستگی دارد، نه صرفاً به ظاهر یا ظاهری که ممکن است در ابتدا مشاهده شود. به عبارتی، چیزهایی که از عمق دل و روح شکل گرفتهاند، محکمتر و پایدارتر هستند.
من بدل خلق ز دم تخت خویش
کام روا آمدم از بخت خویش
هوش مصنوعی: از قدرت و عظمت خودم راضی و سربلند هستم که از سرنوشت خود به این مقام رسیدهام.
هم تو در آن ملک علم بر فراز
تا در اقبال شود بر تو باز
هوش مصنوعی: تو در آن سرزمین برتر از علم قرار داری تا زمانی که بر تو خوشبختی دوباره روی آورد.
ملک گلت هست مسلم کنون
ملک دل آور بکف ای ذوفنون
هوش مصنوعی: حاکم گلستان تو اکنون راضی و مسلط بر دلهاست، پس ای صاحب هنر، دل را در دست بگیر.
خلق ز من دیده بسی خرمی
عادت مردم شده آن مردمی
هوش مصنوعی: مردم به خاطر اینکه من خوشحال و شاداب هستم، به شادی و خرمی عادت کردهاند.
هم بتو چون من شده امیدوار
زان سبب این تخت بود استوار
هوش مصنوعی: به خاطر تو، کسانی مانند من امیدوار شدهاند، و به همین دلیل این تخت، استحکام و ثبات دارد.
به ز دل آنرا بجهان جای نیست
جای بجا کردن آن رای نیست
هوش مصنوعی: دل نگران و بیقرار جایی در این دنیا ندارد، و نمیتوان از آن انتظار جایی ثابت و مناسب داشت.
پایهٔ آن گر ز دل آید برون
خودبخود این تخت شود سرنگون
هوش مصنوعی: اگر پایه و اساس یک چیز از دل و احساسات واقعی بیرون بیاید، به طور طبیعی آن چیز به سقوط و نابودی میانجامد.
هم تو صغیراز دردل رخ متاب
وانچه که خواهی همه زین دربیاب
هوش مصنوعی: هرگز از دل خود چهرهی نوجوانی را دور نکن و بدان که آنچه میخواهی، همه از این در به دست میآید.